۸ آبان ۱۳۹۰
قطع درختان در کرمان توسط شهرداری این شهر بالاخره از حاشیه بیرون آمد و به موضوعی اصلی تبدیل شد. در حالی که سالها رسانه های محلی ،وبلاگ نویسان ، مدافعان محیط زیست و بسیاری از شهروندان به قطع بی رویه درختان توسط شهرداری کرمان اعتراض داشتند و شهرداری کرمان با بی اعتنایی کامل به کار خود ادامه میداد کریم اله خانی هنرمند کرمانی با اجرای یک اثرمفهومی این اعتراض شهروندانش را به گوش دنیا رساندو موجب شد شهرداری کرمان به فکر آبروی از دست رفته باشدو با تشکیل چندین کنفرانس و مصاحبه در هر موضوعی اظهار نظر کند ودر اقدامی شتابزده از موزه صنعتی شکایت کند. سایت خبری شهرداری ( کرنا ) رسانه ها را متهم حاشیه سازی کرد و مصاحبه ای با کریم الله خانی تشکیل داد و تیتر زد : « خلق اثر هنری ربطی به قطع درختان آفتزده توسط شهرداری نداشت
کریمالله خانی هنرمندی که روز جمعهی گذشته اقدام به اجرای اثر هنر محیطی با تنهی درختان در خیابان بحرالعلوم کرمان کرده بود، گفت: اجرای این اثر به هیچوجه در اعتراض به قطع درختان آفتزدهی نارون شهر کرمان توسط شهرداری نبوده است » و در پی آن سیف اللهی شهردار کرمان مصاحبه ای مطبوعاتی تشکیل داد وگفت :« انتقاد، اظهارنظر و حتی اعتراض کار ارزشمندی است، اما وارونه جلوه دادن موضوع کار ناشایستی است. پس از بررسی صورت گرفته در خصوص کندههای درختی که در این کار هنری مورد استفاده قرار گرفته بود، مشخص شد که این کندههای درخت مربوط به تعدادی از درختان موزهی صنعتی کرمان است »سیف اللهی در ادامه مصاحبه اش نشان میدهد از دادن رنگ و بوی سیاسی به این کار بدش نمی آید و میگوید :« نامبرده با مجوز اداره ارشاد شهرستان کرمان قرار بوده است که یک کار هنری در قالب هنر مفهومی انجام دهد آنهم در خیابان شریعتی یا استقلال، نه اینکه در خیابان بحرالعلوم آنهم قبل از مراسم نمازجمعه . او در پاسخ به این سئوال که برخی این حرکت را به جنبش سبز و مسائل سیاسی بعد از انتخابات ربط داده اند، اظهار داشت: آن اداره ای که به این فرد مجوز داده باید پاسخگو باشد. او گفت: با رؤسای پلیس استان و شهرستان کرمان تلفنی در این خصوص صحبت کردم و آنها نیز دغدغه هایی در این زمینه داشتند اما باید مرجع صادر کننده مجوز، پاسخگوی افکار عمومی و سایر شائبه های سیاسی ایجاد شده باشد» اما احمد سعیدی با دفاع جانانه ای که از کریم الله خانی میکند به تمام شائبه ها پاسخ میدهد : «صحیح نیست که شهرداری به جای پاسخ به انتقادات و اظهار نارضایتی هایی که ماههاست از سوی رسانه ها، خبرنگاران و هنرمندان استان مطرح می شود با پیش کشیدن یک موضوع انحرافی، موزه هنرهای معاصر استان را در این قضیه درگیر کند.یک هنرمند کرمانی به حق یا به ناحق، موضعش و تفکرش را در خصوص قطع درختان شهر با چینش تعدادی تنه بریده شده درخت در خیابان به نمایش گذاشته است اما نکته ای که باعث تعجب شده نحوه برخورد با این اتفاق است، شهرداری با پیش کشیدن مسائلی که به این انتقادات مربوط نمی شود به نوعی درصدد است که افکار عمومی را از این ماجرا و انتقادات منحرف کند.» شهردار کرمان درمصاحبه ای دیگر ( سایت ماهان نیوز – ۲۰ مهرماه ۱۳۹۰) بخشی دیگر از تخصصش را نشان میدهد و در هیات یک کارشناس هنری تمام عیار ظاهر شده و به آنچه که در شکل مجسمه در موزه صنعتی نصب شده اعتراض می کند :«مهندس ابوالقاسم سیف اللهی افزود: طبق قانون، قطع درختان منوط به صدور مجوز از سوی شهرداری است و این اقدام غیرقانونی با شکایت شهرداری پیگیری قضایی خواهد شد. او همچنین از به نمایش گذاشته شدن مجسمه ها و تندیس هایی از بدن انسان به شکلی غیرمتعارف ، در این موزه با استفاده از چوب درختان به شدت گلایه کرد و گفت: این اقدام با اصول اسلامی و ارزشی حاکم بر جامعه همخوانی ندارد. وی خواستار پاسخگویی مسئولین اداره کل ارشاد استان در این خصوص و پیگیری جدی این موضوع شد.» شهر دار کرمان که به اصول اسلامی و ارزشی حاکم بر جامعه اشاره میکند شاید در خاطر ندارد سال پیش در دروغی بزرگ قطع درختان را بر اثر وزش باددانست و گفت :«وزش باد شدید و طوفان در شهر کرمان موجب قطع حداقل یکصد درخت در سطح شهر کرمان شد. شهردار کرمان از قطع شدن یکصد اصله درخت در کرمان در اثر طوفان شب گذشته خبر داد و گفت: تعداد قابل توجهی از این درختان شامل درختان نارون هستند که بخش عمدهای از فضای سبز شهر کویری کرمان را به خود اختصاص دادهاند. به گفته وی، دلیل عمده قطع این درختان بر اثر وزش باد و توخالی شدن بدنه این درختان به دلیل شیوع گسترده کرم چوبخوار درخت ناورن است که شهر کرمان سالهاست از این مسئله رنج میبرد.» اماعکسهای منتشر شده از این خبر گویای واقعیت دیگری بودند. و نه باد (یا کرم چوبخوار) این درختان را قطع کرده بلکه اره های برقی بود که به جان درختان این شهر افتاده بودند…. قصه شهر و شهرداری کرمان قصه عجیبیست .شهری که تصمیم های غیر مسئو لانه خرابش می کند و مسئولینی که فکر میکنند بهترین تصمیم ها را میگیرند….
نوشته شده در در شهر | ۳ دیدگاه »
۱۰ مرداد ۱۳۹۰

۱- زهرا لری عضو شورای شهر کرمان ورئیس کمیسیون رفاه و امور اجتماعی شورا در تیرماه امسال برگزاری هر گونه کنسرت موسیقی در خانه شهر کرمان را به دلیل آنچه که وی عدم رعایت شئو نات اسلامی می داند ممنوع اعلام کرد. این در حالیست که این مکان تنها سالن نیمه استاندارد برای انجام برنامه های این چنین در کرمان است. جالب اینجاست که زهرا لری که بودن وی در شورای شهر کرمان حرف و حدیث های فروان دارد http://2465k.blogfa.com/post-14.aspx خانه شهر را جزء اموال شورای شهر می داند و می گوید :شورای شهر کرمان با طرح این موضوع که در کنسرتهای موسیقی برخی افراد شئونات اسلامی را رعایت نمیکنند دیگر سالنهای تحت اختیار خود را برای اجرای کنسرت اجاره نخواهد داد.جای تعجب است که خانم لری که در سابقه خود تحصیلات جامعه شناسی را به همراه دارد اما تنها راه حل رعایت حجاب را ممنوع کردن و تعطیل کردن دانسته ، راه حلی که سالهاست بسیاری از برزگان کشور نیز به بی نتیجه بودن آن اقرارکرده و تنها کار فرهنگی را راه درست می دانند. احتمالا اگر زهرا لری بخواهد معضل بی حجابی را حل کند باید در آینده نزدیک شاهد تعطیل شدن پارکها ، سینماها و حتی خیابانها و کوچه ها باشیم چون در این محل ها هم بی حجابها رفت و آمد دارند و هم از نظر این عضو شورای شهر می تواند جزء مکان های تحت اختیار شورای شهر محسوب شوند. جالب اینجاست که رئیس کمیسیون رفاه و امور اجتماعی شورای شهر، زهرا لری در مصاحبه های متعددش به بسیاری ازکمبودهای شهر کرمان از جمله نداشتن هیچ سالنی برای برگزاری چنین برنامه هایی هیچ اشاره ای نکرده است.
۲- روزهای ششم و هفتم مرداد ماه گروه موسیقی رستاک برنامه خود را که به استاد ماشالله بامری تقدیم کرده بود با بهره گیری از موسیقی متنوع و زیبای نواحی ایران در سالن تلاش کرمان اجرا نمود. برنامه ای زیبا و درخور که نه شان نوازندگانش و نه شان مخاطبانش برگزاری در یک سالن ورزشی با حداقل استانداردهای لازم نیست . اما چه کنیم اینجا کرمان است … دل عالم . باید ممنون بود از رستاکیها که به کرمان آمدند و از مسئولینی که اجازه دادند کنسرت این گروه برگزار شود . اگر چه با دیدن تبلیغات رستاک فکر کردم این گروه بدون حضور نوازندگان زنش آمده … اما رستاک آمده بود همراه با زنانش همراه با مردانش …
نوشته شده در در شهر | ۴ دیدگاه »
۲۲ خرداد ۱۳۹۰
شعر باید پرانرژی و مهاجم باشد نه لخت ،باید در خواننده ایجاد انفعال کند . شعرهای کوشا چرت آدمی را پاره می کند. این شعرها شلاق است نه لالایی…
متن بالا بخشی از مقدمه ای بود که دکتر کیومرث منشی زاده بر کتاب شعرهای کوشا کوروش فر نوشته . بی رنگی ، حاصل کار جوانی ۲۱ ساله که سالها به دلیل ابتلا به تالاسمی خون می گیرد ،دانشجوی سال سوم رشته تاریخ است و قهرمان چند دوره مسابقات شطرنج بیماران خاص کشور .
بی رنگی ، حالا به لطف و تلاش پدر صبور و بزرگوار کوشا چاپ شده ، چاپ اولش هم تمام شده و به چاپ دوم رسیده ، و کوشا که به دلیل همان روح پاک و نگاه زیبایش درآمد حاصل از فروش بی رنگی را به دوستان تالاسمی اش اختصاص داده تا صرف هزینه اشتغال آنها شود.
بی رنگی را بخوانیم … کوشا از ما می نویسد ، برای ما می نویسد و بر ما می نویسد پس بنشینیم و کتاب شعرش را ورق ورق ، ورق بزنیم تا ورق ورق شود.
خرید بی رنگی را از صفحه فیس بوک کوشا کوروش فر پیگیری کنید . در کرمان به فروشگاه شهر فرهنگ در خیابان هزار و یکشب مراجعه و یا با شماره تلفن۰۹۱۳۴۴۱۰۳۶۱ تماس بگیرید.
نوشته شده در دوستان | ۲ دیدگاه »
۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۰
بعد از مدتها مشغله کاری و مشکلات پیش آمده امروز که به وبلاگم سرزدم دو پیام از دوستی که ظاهرا دانشجوی نقاشی دانشکده هنر دانشگاه باهنر کرمان است و خود را از نقاشا می داند دریافت کردم . دو دیدگاهی که هیچ ربطی به مطالب من ندارد اما خواندنش خالی از لطف نیست قضاوت را به دوستان دانشجویم واگذار می کنم : دیدگاه این دوست عزیز ( دانشجویی دانشکده ) برای مطلب بچه های نقاش منتشر شده در سه شنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۷ : بله شما هم که استاد دانشکده ی خودمونید دست کمی از معلم های ودرسه ندارید اصللا ن شما مگه چیزی از نقاشی میدونید این رو بسپارید به ما نقاشا
و دیدگاه نامبرده برای مطلب همایش مکتب شیراز منتشر شده در شنبه ۲۰ مهر ۱۳۸۷: دلیل حضور کمرنگ در این همایش۱بی سوادی تمامی اساتید دانشکده۲روز مرگی اساتید دانشکده و سودای حقوق سر ماه و مقام و منصب که به جایی می رسه که حتی خود شما هم سینه کفتری راه مروید.۳اساتید دانشکده نه در بحث عملی و نه در بحث تئوری تخصصی ندارند و به دانشکده به چشم یک نون دونی می نگرند۴در ارتباط نبودن با یه فضای جدی و حرفه ای که حتی خود اساتید از دانشجو ها دورترند۵انقدر وضع اساتید و دانشجو ها خرابه که به چشم خود نمایی سر گرمی و در نهایت کیک و ساندیس این جور جاها …..و مقاله و همایش بماند که وصله ی نا جور است برای اساتید و دانشجویان.به امید روزی که که این مشکلات بر طرف شود و یا رویای من بیچاره در کتاب ها تصویر شود
پانوشت : این متن های زیبا در تاریخ ۷ / ۲ / ۹۰ نگاشته شده
نوشته شده در دوستان | ۸ دیدگاه »
۵ بهمن ۱۳۸۹
دوستم ، محسن شفیعی بافتی با ارسال یک ایمیل از تعطیلی موزه دیرینه شناسی کرمان وبردن فسیل های چند میلیون ساله به مکانی نامعلوم نوشته، بدون هیچ توضیحی شما را به خواندن این متن دعوت می کنم واز تمام بزرگواران که می توانند جلوی از بین رفتن این ثروت ملی را بگیرند تقاضای کمک و همراهی دارم .بی شک حافظه مردم کرمان تلاش هریک از عزیزان در راستای اعتلا و ارتقای فرهنگی و علمی کرمان را فراموش نخواهند کرد.
در موزه دیرینهشناسی ششساله شهر کرمان که به مدت سه سال برق آن قطع بود برای همیشه بسته شد و هزاران فسیل منحصربهفرد این موزه بار کامیونها شدند. این فسیلها از پنج تا ۵۷۰ میلیون سال قدمت دارند.در موزه دیرینهشناسی ششساله شهر کرمان که به مدت سه سال برق آن قطع بود برای همیشه بسته شد و هزاران فسیل منحصربهفرد این موزه بار کامیونها شدند. به نوشته خبرگزاری مهر، پس از گذشت تنها سه سال از کار موزه دیرینهشناسی کرمان درنهایت برق این محل در سال ۸۶ قطع شد و به همین دلیل موزه تعطیل شد. با این حال، به گزارش این خبرگزاری، سال گذشته، ۱۳۸۸، همزمان با بازدید یک هیئت فرانسوی به همراه چندین دانشمند دیرینهشناس اروپایی برق موزه مجددا وصل شد، اما روز بعد از این بازدید برق بار دیگر قطع شد. موزه دیرینهشناسی کرمان در سال ۸۳ با همکاری محسن تجربهکار، دیرینهشناس کرمانی، و شهرداری کرمان تاسیس شد. در این موزه چهار هزار فسیل به نمایش گذاشته شده بود و ۳۰ هزار فسیل نیز در انبار این مرکز نگهداری میشد. آقای تجربهکار، دیرینهشناس ایرانی، ضمن اظهار بیاطلاعی از سرنوشت فسیلهای بارشده در کامیونها و گفت: «هر کدام از این فسیلها دارای ارزش علمی و تاریخی بالایی است و از پنج تا ۵۷۰ میلیون سال قدمت داشتند.» در همین حال ابولقاسم سیفالهی، شهردار کرمان، دلیل تخلیه موزه را غیرمقاوم بودن ساختمان آن خوانده و گفت: «این موزه سالهاست که تعطیل شده است و به دلیل قرار گرفتن موزه در زیرزمین آب از دیوارها و سقف آن نفوذ میکرد که نشان از عدم استحکام آن بود.» وی همچنین به مشکلآفرینی معتادان اشاره کرد و گفت: «در ضمن این پارک [محل موزه] محل تجمع معتادان شده بود و از پنجرههای بیرونی موزه اقدام به ریختن آشغال میکردند و درنهایت مجبور به تخلیه موزه شدیم.» این مقام شهر کرمان اما توضیح نداد که چرا به جای تعطیلی موزه معتادانی که در پارک جمع میشدند جمعآوری نشدهاند. پیشتر در مهرماه سال جاری، مدیر موزه دیرینهشناسی کرمان هشدار داده بود که گورستان دایناسورها در نزدیکی شهر کرمان با میلیونها سال قدمت در معرض تخریب قرار گرفته است. وی در آن زمان گفت: «این فسیلها ثروت ملی استان کرمان است که باید حفظ شود، اما در حال خراب شدن هستند و با این حال برخی افراد در حالی از تخریب جای پای دایناسور در روستای ده علیرضا ابراز نگرانی میکنند که خود فسیلها در حال از بین رفتن هستند.» وی با اشاره به کشف تخم جانوران همعصر با دایناسورها در کرمان افزود: «در کشورهای دیگر میلیونها دلار خرج پیدا کردن دیانای و شبیهسازی این حیوانات میشود، اما ما در کرمان تخم این حیوانات را در اختیار داریم.» مدیر موزه دیرینهشناسی کرمان یکی از مهمترین کشفهای علم فسیلشناسی در کرمان را وجود تخمهای فسیلشده حیوانات همعصر با دایناسور در کرمان دانست و گفت: «در خصوص این مجموعه کتابی نیز در یکی از دانشگاههای نیوزیلند چاپ شد، زیرا این فسیلها میتوانند تحولی در خصوص آشنایی با نحوه زندگی و شکل ظاهری این جانوران ایجاد کنند.»
نوشته شده در نوشته های دیگران | ۳ دیدگاه »
۲۸ دی ۱۳۸۹
همه خوب می دانیم که شهرداری کرمان از عوارض تبلیغات محیطی درآمد خوبی کسب می کند وحالا مزه اش آمده زیر دندان ومی خواهد هر طور که شده این درآمد را داشته باشد. نتیجه اش هم تعدادی بیل بورد و تابلوی تبلیغاتی است که برای خالی نبودن عریضه پل هوایی عابر پیاده هم به آنها نصب شده واین روزها در گوشه وکنار شهر کرمان قد علم می کنند.نوش جانش هم درامدی کسب میکند و هم به قول خودش به شهروندان خدمات شهری ارائه میدهد. اما همین شهرداری کرمان تاکنون به آماراستفاده از این پلها توسط مردم مراجعه کرده؟ دو دانشجوی رشته گرافیک در یک پروژه دانشجویی به آمار جالبی در این مورد رسیدندکه بخشهایی ازآن راذکر می کنم : در پل بلوار جمهوری اسلامی ٰ مقابل بانک صادرات در سه روز کاری از ساعت ۹تا ۱۲ صبح تنها دو نفر از این پل عبورکرده ، در پل بلوار جمهوری اسلامی مقابل دانشکده فنی آمار استفاده تنها ۳ تا ۴ نفر در روز است واکثر کسانی که از عرض خیابان عبورکرده و از پل استفاده نمی کنند عدم امنیت پل را به دلیل پوشیده شدن با تابلوهای تبلیغاتی ذکرکرده اند، در پل خیابان استقلال مقابل بیمارستان در ۳ روزکاری ( هر روز ۲ ساعت ) تنها ۱۴ نفر از پل استفاده کرده و اکثر عبور کنندگان از عرض خیابان ، عبور راحت را دلیل عدم استفاده ذکر کرده اند .به طور کلی اکثر کسانی که ازپلهای سطح شهر استفاده نمی کنند موارد زیر را ذکر کرده اند : عدم امنیت پلها به دلیل گرفته شدن دید آنها با تابلوهای تبلیغاتی ، ارتفاع نامناسب پله های پل ، نداشتن پله برقی ( خصوصا جهت زنان و مردان مسن ) ، حضور متکدیان ، ارازل و اوباش روی پلها ، نداشتن نور در شب و… به هرصورت این پروژه نکات جالب بسیاری دارد اما ای کاش شهرداری کرمان به جای نصب تابلوهای پل دار ، پلهایی نصب میکرد که بر روی آنها محلهایی برای تبلیغات نیز در نظر گرفته می شد .سری بزنید به چندین پلی که در حال نصب اند هنوز پل به بهره برداری نرسیده اما تبلیغات روی تابلوها هم نصب شده . و این یعنی ….
نوشته شده در در شهر | ۱ دیدگاه »
۲۱ آذر ۱۳۸۹
اس ام اس که آمد رایانه ای در اختیار نداشتم . دعوت شده بودم به دیدن یاد نوشت . جایی که بودم را درست نمی شناختم سه چهار ساعت بعد از آمدن اس ام اس بود که یادنوشت را دیدم در کافی نتی که نیم ساعتی به دنبالش می گشتم . یاد نوشت حالا شکلش را عوض کرده و با طرحی دلچسب می خواهد بنویسد ، آقای لطیف کار که یاد نوشت را می نویسد اگر قدیمی ترین روزنامه نویس کرمان نباشد اما یکی از حرفه ای ترین روزنامه نگاران کرمان است . سالهاست که در میان این همه نشریات نه چندان حرفه ای کار درخوری را بیرون می دهدو حالا باز می خواهد فارغ از دنیای کاریش که استقامت در در آوردن استقامت است در دنیای مجازی بنویسد . تعداد و تاریخ های نوشته هایش هم نشان می دهد که حالا حالا ها می نویسد … به هر حال لطیف کار دات کام در دنیای مجازی ما کرمانی ها اتفاق خوشایندی ست وخواندنش خالی از لطف نیست ، شما هم سری بزنید … latifkar .com
نوشته شده در دوستان | ۷ دیدگاه »
۵ آذر ۱۳۸۹
خواننده محترمی در دیدگاهی سراسر بد وبیراه در موضوع تبلیغات که از گذاشتن اون به دلیل رعایت ادب خودداری می کنم از شبکه استانی کرمان و تبلیغات پخش شده از آن تعریف بسیار کرده و گفته در موضوعی که تخصص ندارید لطفا نظر ندهید . نمی دانم دیدن برنامه های تلویزیون که یک رسانه فراگیر است چه تخصصی می خواهد و چه جایگاهی که نمیتوان درباره آن نظر داد. درضمن خود آن مسئولین صدا و سیما کشور از کیفیت پائین برنامه ها و رفتن مردم به سمت ماهواره صحبت می کنند حالا ما نیاید از این شبکه استانیمان حرف بزنیم بماند که منظور ما تبلیغات شبکه استانی بود که خود موضوع جالب و مفصلی است که شاید زمانی به آن بپردازم و نه برنامه ها . فقط در مورد این شبکه استانی خو دمان – کرمان – نگاه کنید به آرم ونشانه این شبکه و سایر استانها ، بی شک اگر تخصصی هم نداشته باشید متوجه این تفاوت میشوید ، میگویند نشانه معرف شخصیت و هویت یک مجموعه است و بایستی دارای بیانی روان ، گویا ، ساده و زیبا باشد . اما آیا نشانه شبکه استانی کرمان حتی بخش کوچکی از تعاریف یک نشانه حرفه ای را در بر میگیرد . نشانه سیمای مرکز کرمان طرحی بچه گانه و زشت است که حتی اولین اصول طراحی را ندارد .نمیدانم اما شنیده ام نشانه شبکه استانی کرمان توسط فرزند یکی از مدیران صدا و سیما و به سفارش پدر طراحی شده . امیدوارم که این گفته درست نباشد.
نوشته شده در در شهر | ۳ دیدگاه »
۲۱ آبان ۱۳۸۹

تصویری که می بینید از بیل بوردی گرفته شده که این روزها چندتایی از آن در مکانهای مختلف کرمان نصب شده که اولین مجمع بین المللی تبلیغات در کرمان را تبلیغ میکند . در اصل تبلیغی برای تبلیغات . شما قضاوت کنید آیا این تبلیغ اثر بخشی و پیام دهی را ایجاد می کند؟ مجری و کارفرمای این کار هر که باشد نشان داده در حوزه تبلیغات هیچ تخصصی ندارد ، نه تبلیغ را می شناسد، نه رسانه را ،نه پیام را ،نه اثر کذاری را و صدها نه دیگرو حالا خواسته وارد این وادی شده و مجمع بین المللی تبلیغات را برگزار کند . از این بیل بورد می توان صدها ایراد فنی و تخصصی گرفت از رنگ ونوشته تا پیام وعدم توجه به حوزه تبلیغات محیطی را،حالا چرا طرف می خواهد مجمع برگزار کند بماند. امروزه تبلیغات حوزه خوش آب و رنگیست به قول خیلی ها هم کلاس دارد و هم پول و برای این هم بسیاری ازافراد واردش می شوند ،اگر رابطه داشته باشی ونه تخصص در آن موفق می شوی وگرنه بعد از مدتی با خراب کردن بازار و از بین بردن اعتماد مشتری و مخاطب ترکش می کنی، اینجاست افرادی ضرر کرده اند که سالها با تخصص و بدون رابطه در این حوزه کار می کنند. برای نمونه نگاه کنید به همین پیامهای بازرگانی شبکه استانی خودمان : اوج بد سلیقگی و نداشتن خلاقیت که هر کار آب بندی شده ای را به نام پیام مشتری به مخاطب تحویل می دهد ،به نظر شما این یعنی تبلیغات …؟
نوشته شده در در شهر | ۴ دیدگاه »
۶ آبان ۱۳۸۹
اول: برگزاری سمپوزیوم مجسمه سازی در کرمان با حضور اساتید طراز اول مجسمه کشور همانقدر که عجیب است همانقدر هم ستودنیست .باید به شهرداری کرمان تبریک گفت که حالا نگاهش به مقوله هنر شهری عوض شده و متولی بسیاری از کارهای فرهنگیست، اینجاست که احساس می کنی در شهری زندگی می کنی که مدیران شهری آن به شهروندش اهمیت میدهند تا زیباییها را ببیند . بدون شک باید به همه عوامل شهری به ویژه به شهردار کرمان آقای سیف اللهی و دبیر سمپوزیوم مهندس کردی خسته نباشید گفت و تبریک… دوم: شهریار رضایی را سالهاست که می شناسم ، دوست عزیزی که کم حرف میزند و زیاد کار می کند گوهری که این روزها بسیاری از آدم ها ندارند ، مطمئن باشید اگر حضور شهریار رضایی نبود سمپوزیوم مجسمه سازی هیچ وقت در کرمان برگزار نمی شد. شهریار اگر چه کرمانی نیست اما نشان داد بسیار برای این شهر ، مردمش ، هنرش و هنرمندانش اهمیت قائل است . امیدوارم جواب زحماتش آنقدر دلگرمش کند که به فکر برگزاری سمپوزیوم های بعدی بیفتد. باید قدر این آدم های بزرگوار را دانست . سوم: چیزی که در این سمپوزیوم آدم را دلگرم می کرد حضور بچه های کرمانی بود که کنار اساتید مجسمه سازی با جان و دل کار می کردند. این بچه ها با یک برنامه ریزی درست میتوانند مجسمه سازان فردای این شهر باشند. اگر برای آنها امکانات مهیا کنیم وبه آنها اعتماد کنیم . چه خوب است امکانات سایت سمپوزیوم در مکانی دیگر در تمام سال در اختیار علاقمندانی قرار گیرد تا ایده هایشان را به عمل نزدیک کنند .الیته با یک نظارت درست. چهارم : کرمان واقعا شهر مجسمه سازان است جدا از نام استاد صنعتی ، قهاری ، شاهرخی وقتی می بینی در این سمپوزیوم پنج نفر از استادان مطرح مجسمه سازی کشور کرمانی هستند به خودت می بالی که چه جایی هستی و چه هنرمندانی داشته ودارد…
نوشته شده در در شهر | ۵ دیدگاه »