آقازادگی ….

چند روز پیش در راهروهای اداره معظم ارشاد شنیدم که یکی از این آقازاده ها که هنوز سنی هم ندارد ، پس از اینکه در گزفتن مجوز  تاسیس کانون آگهی و تبلیغات به دلیل عدم تخصص و آشنایی با مقوله تبلیغات به در بسته خورده با تلاش بابا و سفارش دوستان بابا و دستور جناب رئیس مجوز موسسه فرهنگی وهنری گرفته و توانسته اند به مجموعه ارشاد یک دهن کجی بزرگ کنند. مبارک  است … !  اما موضوع مهم برای من ، نه آن آقازاده است و نه آن آقا که همه اصول را زیر پا گذاشته اند و با روابط کار خود را به سرانجام رسانده اند که بدون شک هیچ چیز تازه و تعجب برانگیزی  نیست . چون از نظر من ، آدمی که بدلیل نداشته های فراوان خود به روابط و توصیه های دیگران دل می بندد تاریخ مصرف کوتاهی دارد و خیلی زود محو می گردد . اما آنچه که اینجا مهم است سیستم اداره ارشاد است که چون اداره امور تبلیغات به فردی مجوز نمی دهد اداره امور فرهنگی دست به کار می شود و بدون هیچ بررسی ، مجوز موسسه فرهنگی وهنری را که گرفتن آن حداقل یکسال طول میکشد برای این فرد صادر می کنند. نمی دانم دوستان هیچ فکر کرده اند که چه بسیار افرادی متخصص تری هستند که به خاطر نداشتن همین روابط غلط مسیر زندگیشان تغییر میکند. به نظر شما معنای عدالت چیست ؟

1 دیدگاه برای “آقازادگی ….”

  1. عدالت را هنوز معنی نکرده اند و هر کس در توهمات خود معنی ای برای آن دارد.
    “عدالت یعنی شما باید دروغ من را باور کنی”
    “عدالت یعنی حق با همه است”

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *