به یاد بهنام صداقت

اینکه خبررفتن یک جوان بیست ساله را بشنوی و به یادبیاری که بارها نزد تو از دنیا ، زمانه و زندگی شکوه کرده و بارها به تو گفته که دیگر خسته شده ….. ساده نیست . بهنام صداقت دانشجوی هنرهای سنتی بود . ترم اول را گذرانده و ترم دوم مرخصی گرفت .خودش می گفت مشکلات زندگی اش بسیار زیاد است . عاشق تئاتر وسینما بود ، فیلم ساخته بود و میخواست در آینده فیلمساز شود .

اما …. حالا بهنام دیگر نیست ، دیگر از سختی زندگی شکوه نمی کند ، دیگر نمی گوید که خسته شده…. نمی توان در رفتن او کسی را مقصر دانست ، چون آمدن رفتن دست من وتو نیست ، اما می توان لحظه ای فکر کرد که چرا برای یک جوان بیست ساله اینگونه زندگی سخت گرفته ، چرا از دانشجو شدن خود لذت نمی برد ، چرا باید برای گذارن زندگی اش به دنبال کار باشد … وصدها چرای دیگر …. بهنام حالا دیگر نیست . خوابیده و آرام گرفته ، دیگر شکوه نمی کند . راحت از سختی های زندگی

2 دیدگاه برای “به یاد بهنام صداقت”

  1. بهنام پسر خیلی خوبی بود .بر خلاف ظاهرش که همه اون یه پسر سر به هوا یا به قول همشهری های خودمون بد می دونستند کسی بود که همیشه نمازش رو سر وقت و رو ی سن نمایش با عشق تمام می خوند برو اینو داد بزن و بگو قضاوت کردن کاری سخته مردم
    خدایا از تو می خواهم وقتی که در مورد کسی به قضاوت می نشینم قبل از آن کمی با کفش های او راه بروم.

  2. خدا بیامرزدش……….۳سال همکلاسی بودیمو خوش….اما لحظه نبودنش باورمان نشد که رفت و دیگر نیست حتی بعد اینهمه سال هنوز مبهوتیم از دست روزگار….لحظه رفتن کی خوااهد بود با خداست به امید ان لحظه

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *