درخت در فضای مجازی

derakht-1آخرین درخت / اثر شهریار رضایی

شاید آخرین روزهای کاری شهردار و شورای شهر کرمان باشد . اما با جدیت فراوان به کار خود ادامه می دهند . انگارمیخواهند نامشان سالها در یاد مردمان این شهر بماند . دوستی با پیامکش از قطع آخرین درختان تنومند خیابان بهمنیار خبر داد برای تعریض خیابان . برای کم کردن جای پیاده روها و راحت کردن حرکت ماشین ها . ساده و بی دردسر برای حل کوتاه مدت یک مسئله مهم . تا جایی که یادم هست مسئله قطع درختان تقریبا موضوع همیشگی عده ای از شهروندان با شهرداری بوده و باز تا جایی که یادم هست شهرداری همیشه بی توجه به این دغدغه همیشگی حتی بخش کوچکی از شهروندان به کارش ادامه داده ، خود را عقل کل دانسته و خیلی وقت ها با بهانه های گاه واهی و دروغ مسئله را رفع رجوع کرده . اعضای شورای شهر هم که بماند بی حال تر از بسیاری از همشهریان محترم و البته با عرض معذرت، بعضی ها …. بی عقل تر.

مسئله چند ساله قطع درختان شهر کرمان را این بار از دنیای مجازی و نظراتی از موافقین و مخالفان که در دوره های مختلف در دنیای وب ثبت شده دنبال کردم. خواندنش خالی از لطف نیست و قضاوتش با شماست.

آغاز ماجرا با اعتراض جوانیست که شهرش برایش مهم است . جاوید مومنی معتقد است شهرداری دروغ میگوید . جاوید وبلاگ نویسی است  که سه سال پیش گزارشی از قطع درختان کرمان با نام (درختان را بریدند آسفالت کاشتند) در فضای وب منتشر کرد . شاید بتوان وی را اولین نفری دانست که بحث قطع درختان را درفضای وب منتشر کرد وی می گوید : شهرداری گفته به ازای قطع هر درخت چندین درخت میکارد اما دروغ میگوید و اضافه میکند :جایگزین هشت هزار و سیصد و شصت و پنج  درختی که خود شهرداری قطع آنها را قبول دارد کجا کاشته؟ سه سال هم وقت داشته! و با این گزارشهای کاشت درخت باید کرمان جنگل میشد! پس کجا هستن این درخت ها؟

در ادامه الهه آذرنوش پژوهشگر حوزه معماری به صف منتقدین می پیوندد و میگوید : امروزه ما درکرمان شاهد خیابان هایی هستیم که با وجود اسم و معنایی که دارند کارکردی جز خیابان دارند،عنصر خیابان و پیاده رو در شهرسازی امروز با مفاهیمی که در گذشته با آن روبرو بوده ایم فاصله گرفته ،در واقع «خیابان» امروزی ما به «بیابان» تغییر شکل داده است ، با این پندار که بیابان به دشت وسیع بی آب و علف اطلاق می شود و خیابان عکس آن است به گلزار و چمن و سرسبزی.

اکنون فضاهای شهری در کرمان با تعریض خیابان ها و قطع درختان تبدیل به بیابانی شده است که کیفیت فضای شهر کویری چون کرمان را آسیب زده است ، شهرهای کویری که با توجه به شرایط اقلیمی به سایه و سرسبزی نیاز دارند و در اینجا هر روز خسارات جدیدی به شهر و شهروندان وارد می کنیم ،با تخریب محیط زیست و اهمیت به تردد خودروها چگونه می توان محیطی مطلوب در بستر کالبدی شهر ایجاد کرد برای انتظارات مردم از فضا به عنوان استفاده کننده ؟

در جستجویم برای اینکه متهم به یکجانبه نگری نشوم به سراغ مدیریت فضای سبز شهرداری رفتم البته از نوع مجازی اش و به دو خبر عجیب برخوردم . ایمان سیف اللهی که مدیرعامل سازمان پارک ها و فضای سبز شهرداری کرمان و نام خانوادگیش با شهردار کرمان یکی است امانمیدانم نسبتی با نامبرده دارد یا نه ؟ در سایت این سازمان از کاشت بیش از یک میلیون و ۸۰۰ هزار نهال فصلی و دائمی در فضاهای سبز شهر کرمان در سه ماهه پاییز ۱۳۹۱خبر میدهد، یعنی روزانه ۲۰۰۰ نهال فصلی و کاشت ۱۸ هزار اصله درخت در این مدت ، روزانه ۲۰۰ اصله درخت . مهندس سیف اللهی بدون اشاره ای به قطع درختان در بهمن ماه ۱۳۹۱ در خبرعجیب دیگری به کاشت بیش از ۴۲ هزار نهال فصلی  و دائمی ،درخت و درختچه طی ۱۵ روز اول بهمن ماه۹۱ درفضاهای سبز  شهر کرمان اشاره میکند. یعنی کاشت روزانه ۲۸۰۰ نهال فصلی و دائمی در روز . آماری که هر خواننده ای را به سئوال وا میدارد که پس این کاشته های اقای مهندس کجاست ؟

اما دکتر فدایی سازمان پارک ها را متولی حفاظت از درختان میداند نه مرکزی که عملیات قطع درختان را تائید و گاها تکمیل کند . به نظر مریم فدایی دکترای شهرسازی وارد شدن درخت به عرصه عمومی شهرها عمری به کوتاهی باغ ملی ها( اولین پارکها) و فلکه ها دارد. او به اولین عکسها از کرمان قدیم اشاره میکند که ،خیابان تازه تاسیس شرقی غربی( خیابان دکتر شریعتی فعلی ) را با درختان نو پا و آب قناتی که برای ابیاری به دستور شهرداری در پای آنها جریان دارد نشان می دهد. و اضافه میکند :حال این درختان که شهر کویری ۳۰۰ روز افتاب را برای شهرنشین سوخته ازتابش  . و هراسان از باد،امن و دلپذیر می کند . به گناه مزاحمت یا کهنگی و یا پوسیذگی و یا هر دلیل منطقی دیگر (بگذریم از دلایل منفعت طلبانه ، غیر اخلاقی و غیر منطقی) به دستور مسئول حفظ آنها( رجوع شود به قانون حفظ و گسترش فضای سبز و جلوگیزی از قطع درختان که شهرداری را متولی حفاظت از درختان معرفی می کند)در حال قطع شدن هستند.و همشهری ها هر روز می بینند که چهره خیابانها شب قبل دستخوش تغییری شده . صدای اعتراضی بلند می شود اما در خصلت کرمانی بودنش رنگ می بازد تاشب خاموش می شود، تا صبح دیگری بر آید و خیابان دیگری به جاده تبدیل شود! همه به یاد می اوریم خیابان باستانی پاریزی را ، خیابان فردوسی را ،‌خیابان نشاط را و…. بگذریم از نقش درختها در کاهش آلودگی صوتی ، الودگ هوا ، جلوکیری از ورود ریز گردها . کنترل و کاهش سرعت یادها . جلوگیری از ورود شنهای روان پیرامون شهر، خنک ساختن مسیر عابر پیاده . حفاظت در برابر اشعه ماورا بنفش و بسیاری دیگر . این درختانند که زودتر از تقویم آمدن بهار یا خزان را خبر می دهند . منظر شهر را تلطیف می کنند و بدون آنها به نظر می رسد که شهرها به کارخانه ای شبیه باشد و ما به ابزار آن کارخانه .قطع درختان پاک کردن صورت مسئله هست و آنها اولین فربانی بد اندیشی هستند که فربانی بعدی اش اگر شهرنشینان نباشند روحیه شهر است.

بهار زند رضوی نیز از منظر دیگری به این موضوع نگاه می کند و می گوید : عجیب نیست اگر می بینیم. ماشین ها بر کرمان حکومت می کنند و هیچ احترامی برای پیاده قائل نیستند. شهر توسط منافع عده ای ماشین دار اداره می شود که هیچ از برنامه ریزی شهری نمی دادند زبانش چیزی بیش از لدر و بلدوز وپل هوایی نیست. حتی آن قدر افق دید ندارند که خودشان با دو شهر همسایه اصفهان و یزد مقایسه کنند. نه از احترام به تاریخ چیزی می دانند نه از احترام به انسان و محیط زیست. او خطاب به این آدمها می گوید: آن قدر برای ماشین هایتان خیابان عریض کنید تا ماشینتان سنگ قبرتان شود.

اما ایمان سیف‌الهی خیلی نگران قطع درختان نیست چون اعتقاد دارد به ازای قطع هردرخت . درختی کاشته میشود . او در مصاحبه با خبرگزاری مهر میگوید : سیاست شهرداری کرمان این است که به ازای قطع هر اصله درخت در فاصله یک متری آن درخت دیگری کاشته و همین طور در ورودی‌های شهر و جاهای دیگر ۱۰۰ اصله درخت کاشته شود.

شواهد چیز دیگری می گوید . حمید صادقی عکاس کرمانی شاید از اولین کسانی باشد که گزارشهای تصویری اش از قطع درختان در خبر گزاری مهر منتشر شد . از حمید صادقی میخواهم سری به محل هایی که قبلا از قطع درختان عکس گرفته بزند . اما حمید خان عزیز می گوید : تقریبا به اکثر جاهایی که درختان را قطع میکردند سر زدم . هیچ جایگزینی صورت نگرفته ، شاید شهرداری در حاشیه شهر درخت می کارد . .. شاید

رضا ناصری دیگر فعال حوزه وب قطع درختان و عریض کردن خیابان را تغییر فضای شهر و شهروندی می داند و معتقد است کرمان دوست داشتنی که تا سال ۷۵ مورد محبت ساکنینش بود، حالا تبدیل به شهری بی قواره شده است که طبق آمار اولین شهر کشور است که بیشترین مهاجرت از آن صورت میگیرد.و آنچه در کرمان رخ میدهدو تولید می شود ساختمان سازی است نه معماری، رشد شهر است نه شهرسازی. مراد از معماری و شهرسازی خلق آگاهانه و اندیشمندانه ی فضا برای زندگی فرد و جامعه است. ناصری میگوید عکس های خیابان بهمنیار در سال های خیلی قبل را پیدا کنید و ببینید. ببینید چه خیابان زیبایی را که محل پیاده روی و خرید مردم بوده تبدیل به خیابانی بد قواره و ترسناک کرده اند. ترافیک با تعریض خیابان و زشت کردن شهر و چیدن بلوک های پلاستیکی زرد و قرمز حل نمی شود.شهرسازها در تمام جهان به جای کل اندیشی و نگاه به شهر از بالا، پایین آمده اند، دست از طراحی های بزرگ کشیده اند و کوچک طراحی می کنند. محله طراحی می‌کنند، فضای شهری ایجاد می کنند و ….آلمان ها بزرگ ترین و قوی ترین بزرگراه سازهای جهان بودند. ۳۵ سال پیش یک نگاهی به خودشان انداختند دیدند هر چه می سازند ترافیک حل نمی شود که هیچ بد تر هم می شود. هر چه راه بسازی  کاهش سرعت شهر، باز آفرینی شهر ـ فرهنگ و شهر ـ هنر به جای شهر به عنوان زباله دانی که باید با سرعت هرچه تمام تر از آن فقط عبور کرد.

از نگاه ناصری شهر یک موجود زنده، پیچیده و چند وجهی است. حل مسایل آن به این صورت که شهرداری کرمان می کند، نیست. ترافیک باید حل بشود ولی راهش آنچه صورت می پذیرد، نیست. شهرسازی هم مانند پزشکی، ساختن پالایشگاه و … یک کار تخصصی است. باور کنید شهرسازی و شهر یک کار تخصصی است. متخصص های خودش را دارد. با تفکرات عامیانه و سطحی نمی شود شهر ساخت.  اما تفکری که فعلا حاکم است، مدام قطع میکند ، تخریب میکند ، گشاد می کند و پل می سازد . اما نمیداند که مشکل ترافیک با این کارها حل نمیشود.

متاسفانه در این بین نگاه مدیرعامل سازمان پارکها نیز نگاهی یک وجهی است و فقط به عبور ماشین ها نگاه میکند . ایمان سیف اللهی در این باره میگوید: برای ایجاد بزرگراه و زدن پل و عملیات عمرانی در همه جای دنیا برای پیشرفت شهر ممکنه فضای سبز یا درختی قطع شود و در شهر ما نیز این امر دیده می‌شود.

الهه آذر نوش نگاهش دیگر به مسئله قطع درختان نیست و موضوع را از وجه شهروندی و آدم های پیاده شهر دنبال میکند و در جواب سیف اللهی اعتقاد دارد که توسعه شهری در کرمان بر مبنای اتومبیل و سواری صورت میگیرد نه بر اساس شهروندان و اضافه میکند : غافلیم از اینکه هر چه عرصه بزرگراهها و خیابانها بیشتر می شود ، تقاضای سفر با سواری نیز افزون تر می شود .تجارب جهانی ثابت کرده است که این شکل توسعه جز به قیمت نابودی همه ارزش های شهر و هویت آن و بر هم زدن معادلات طبیعی و تخریب محیط راه به جایی نخواهد برد.با نگاهی گذرا به چند سال اخیر در کرمان به یاد قطع درختان در خیابان باستانی پاریزی ، خیابان مجاور پارک نشاط،خیابان چهارراه باغ ملی ، خیابان خورشید(یخدان مویدی) و … می افتیم که دلیل آن تعریض خیابان بوده …خیابان ها در شهر ما کرمان  که برای سرعت ماشین ها تعریف می شوند و نیاز شهروندان را براورده نمی کنند با افزایش عرض خیابان از عرصه پیاده رو می کاهیم درختان آن را قطع می کنیم  و سیمای ناهنجاری به شکل شهر خود می دهیم و در نتیجه پیاده راه برای لذت بردن شهروندان از پیاده روی  ساخته نشده اند. پیاده رو با عرض کم که انسان ترجیح می دهد در سواره رو به حرکت خودش ادامه دهد.پس چگونه می توان در شهر پیاده روی کرد ؟پیاده راههای مناسب شهر کدامند ؟

الهه آذرنوش در اینباره معتقد است که پیاده راه ها اساسی ترین بخش حیات و سرزندگی شهری را تشکیل می دهند شما هنگام حرکت با اتومبیل در شهر زندگی نمی کنید و حرکت پیاده است که با زندگی و شهر در هم می آمیزد.پیاده راهها در آمیزش با کاربری های متنوع شهری هر روز و شب به رنگ و شکل تازه در می آید .آنها از مردمی که راه می روند ،از کافه ای در یک گوشه خلوت و در زیر سایه درخت کهنسالی که شما و ما در آن چای می نوشیم و به صدای پرنده ها گوش می سپریم و یا در پیاده رو مقابل یک رستوران به صرف غذا به تماشای ازدحام یا رفت و امد مردم می نشینیم ،جان می گیرد.

پیاده روها و درختانی که حد فاصل پیاده رو و خیابان هستند به زندگی در شهر معنای دیگر می بخشد ،آنها محل کسب تجربه و پیوند در زندگی شهری هستند.بزرگراهها و خیابان های عریض این هیولای مدرن هرگز با زندگی شهری عجین نخواهد شد.آنها مظهر ضد انسانی و تامین منافع نا مشروع برای ایجاد تقاضا و توسعه بازار مصرف اتومبیل در شهر هستند که چشم بسته و کور نسبت به همه جلوه ها و الزامات حیات بخش در شهر ،محله ها و سکونت گاههای درون شهری را نابود و از میان آن عبور کرده اند.گویا خیابان های عریض وظیفه دارند که محیط زیست و طبیعت را نابود سازند. برای توسعه پیاده راهها نیاز به طرح و برنامه و مدیریت توانمند شهری داریم تا بتوان بزرگراهها را شهری کرد و خیابان ها را پر رونق و محله های شهری را آرام و دلنشین ساخت.

محمد مغازه داری در انتهای خیابان بهمنیار که  از دست شهرداری کلافه است با گفته هایش نظرات الهه آذر نوش را تائید می کند .محمد می گوید قبلا پیاده روهای اینجا برای قدم زدن بود ، ایستادن و نگاه کردن ویترینها اما حالا شده برای یک رفت و آمد سریع . هر کس هم بایستد تنه میخورد . عرض پیاه رو را آنقدر کم گرفته اند که دو نفر نمی تواند با هم و در کنار هم در آن قدم بزنند و رضا دوست و هم چراغش میگوید : در آفتاب سوزان کرمان وقتی که درختی نیست و سایه ای ، دیگر چه شهروندی رغبت میکند قدم بزند و خرید بکند . محمد قطع درختان را متفاوت تعبیر میکند و می گوید : انگار حجاب پیاده روها را کنده اند و دیگر پیاده ها احساس امنیتی نمی کنند.

اکبر راهی فرد دیگریست که نظراتش را در حوزه وب منتشر کرده ، وی با تعریض مخالف نیست اما  در جای خودش.به اعتقاد راهی، تعریض نوعی جراحی محسوب میشود و زمانی باید انجام گیرد که تمامی گزینه ها بررسی شود و اگر گزینه ا ی نبود سراغ تعریض رفت و آن هم مدل دارد و مبنایش حداقل دخالت در محیط طبیعی است.اما تعریضی که شهرداری انجام میدهد نتیجه سالها عملکرد غلط این سازمان است . چرا که معیار شهرسازی شهرداری ریختن پول به جیب شرکتهای خاص و کسب درآمد است و کار شهرداری فروش قانون.شهر سالم شهری را گویند که در وهله نخست بستر و امکانات زندگی را برای انسان، گیاه و حتی حیوان مهیا سازدو روابط و تعاملات انسانی را بهبود و ترمیم کند. آیا به معیارهایی که در دنیا هر سال چند شهر را به عنوان شهرهای برتر معرفی میکند توجه کرده ایم. ما کرمان را با پاریس مقایسه نمیکنیم  با تهران مقایسه میکنم ، تازه به این نتیجه رسیده اند که باید از عرض اتوبان کاست و لاین BRT راه اندازی کرد،باید خیابانها را تبدیل به پیاده رو کرد و این مهم نه در جاهای کم تردد بلکه در دل تهران و مناطق مملو از ماشین تهران همچون انقلاب،جمهوری ،بهارستان و.. دارد اتفاق می افتد.

باید از تعریض خیابان دست برداشت و سیستم حمل و نقل عمومی را گسترش داد.جالب است بدانید که دو خیابان برتر تهران به انتخاب خود مردم تهران یکی ولیعصر است بخاطر درختان سربه فلک کشیده و جوی ها و پیاده روهایش و دیگری بلوار کشاورز بخاطر همان پیاده روهای عریض و مسیر رفت و آمد در وسط بلوار و فضای سبزش. راه حل ترافیک زیاد است اصلی ترینش حمل و نقل و جا انداختن فرهنگ استفاده از آن است که در کشور ما جز با بستن خیابان برای ورود ماشین حاصل نمیشود،احداث پارکینگ های عمومی و جلوگیری از آمدن ماشین ها به مراکز پر تردد است. جلوگیری از باج های شهرداری از بساز بفروش ها که هزینه ی پارکینگ را صرف افزودن واحد به مراکز تجاری و مسکونی و سود بیشتر خود نکنند ، که این همه ماشین ولو در خیابان نداشته باشیم و … و آخر تعریض خیابان و قطع درختان.

به سراغ شهریار رضایی می روم هنرمندی که روزگاری با شهرداری کار کرده و اخیرا در جشنواره هنر محیطی تهران اثر آخرین درخت را ارائه داده  . شهریار بریدن درخت را حکایتی میداند که هر کسی به نوعی با آن درگیر است او میگوید : نمی دانم قطع درختان بدلیل آفت زدگی بوده یا تعریض خیابان. نمی دانم و نمی خواهم بدانم. آنچه می دانم این است که اگر یک درخت تنها یک درخت و آخرین درخت در این شهر وجود داشته باشد با آن چگونه برخورد می کنیم. و درباره اثرش اضافه میکند :تشییع پیکر بی جان درخت توسط میله های فلزی برخورد نامناسب زندگی امروزی با طبیعت را خاطر نشان می سازد ، برخوردی کاملا یک سویه و منفعت خواهانه که گاه نیز زیر پیکری که خود باعث بی جانی اش شده ایم را می گیریم و با احترام تشییع اش می کنیم . آخرین درخت شاید نهیبی باشد که آینده ای نه چندان دور را زودتر جلوی چشم متصور شویم و چاره جو باشیم و از کنار رخدادی اینچنین بی تفاوت عبور نکنیم .

در آخر شاید گفتگوو نظریات  ایمان سیف‌الهی با خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)،منطقه کویر، در رابطه با قطع درختان معابر و خیابان‌های شهر کرمان،شنیدنی و جالب توجه باشد آنهم از نظر نوع نگاه این مدیر شهرداری که وظیفه اش حفظ ونگهداری فضای سبز است او  میگوید: کاشت درخت در جوی خیابان‌ها باعث تخریب آنها می‌شود؛ زیرا هرگاه باران می‌بارد دودها و روغن‌های نشسته بر روی آسفالت خیابان‌ها و سایر آلاینده‌ها شسته شده و به سمت ریشه‌های این درختان هدایت می‌شود و هرچند که هر ساله لایروبی انجام می‌شود اما جوابگو نیست….

و به قول پیام یک کرمانی بی نام در دنیای وب :

                      قطع درختان شهر از نظر شهردار   هر عددش می شود نشان یک افتخار

14 دیدگاه برای “درخت در فضای مجازی”

  1. سلام به همه و ممنون
    اما به تجربه ثابت شده و بارها مسئولین شهر کرمان گفته‌اند« بنویسید، فریاد کنید، چه اتفاقی می‌افتد؟ هیچ»
    کرمان شهریست که مردمش هیچوقت هیچ توقعی از بزرگان نداشته و ندارند و بزرگان هر که در این شهر بر مسند نشست، تا ابد خود و فرزاندانش غرق پول و تنعم شدند . زدند، بردند، خوردند، کردند و رفتند. این نیز می‌رود. کاش دستی بود که با دستم آشنا شود و شاید که صدایی بلند شود. اما نیست. همین چند وقت پیش یکی از مدیران ارشد فریاد کشید« ناراحتید، بروید. کسی التماستان نکرده که بمانید» ما هم میرویم و شما هم بروید
    باقی بقایتان

  2. تنها چیزی که می تونم بگم اینه که واقعا متاسفم، برای خودم و برای شهرم.
    حالا شما اگر تا عمر هم دارین در اینباره مطلب بنویسید و اعتراض کنید بازم نه کک مسئولین ما میگذه نه همشهریانمان را.

  3. انشاالا با این شورای که مردم فهیم کرمان انتخاب کردند همین چندتا درخت هم که مونده قطع میکنن خیال شما راحت میشه آقا شما زیاد خودتون رو ناراحت نکنین ما مردم کرمان مشکل فرهنگی داریم وبه این زودی ها هم حل نخواهد شد درخت که نشد مشکل ! آقای سیف الهی هم راست گفتن تازه بیشتر کاشتن نگفتن که ….
    مطمئن باشید با این شورا از سیف الهی بدتر هم خواهند آمد وما باید بگیم حیف که ایشان رفتند !!!

  4. این شهر نیازمند کمک است.نباید همیشه به بی فرهنگی مردم اشاره کرد.باید از خودمان شروع کنیم.درد ما نادانی است و باید مردم را آگاه کنیم..
    سپاس فراوان از آقای یزدان پناه

  5. بی تفاوتی کرمانیها باعث شده که مسوولان هربلایی دلشون میخوادسرشهربی زبون بیارن واسمشوبذارن خدمت تاجایی من دیدم وخوندم افتخار شهرداراینه همه جابگه کلانشهر کرمان آقامااگه کلانشهرنخواییم چه کسی باید ببینیم باساختن یه سری پل فکر نشده درحاشیه شهر. یه سری برج بدون هویت باطراحی افتضاح که هیچ هویتی ازگذشته کرمان درآن نیست کپی برداری درجه چهارازمعماری دوبی که به قدمت ریگهای این شهرنیست نمیدونم به کجا میخوایم برسیم آقای شهرداراگرکرمان توریستی هست توریستها بخاطر فضای قدیمی شهربه اینجامیان نه این ساختمانهای حلبی
    اگه عرضه داریدادعای مدیریت میکنیدبازارمیدان قلعه رااحیاکنید نمیخوادمجتمع تجاری وکلانشهر بسازیددوربرگردان ورودی کرمان باموجهای آب رودیوارش بزرگترین کاریکاتور شهره هردفعه که به این شهربی زبون میای یه فاجعه جدید می بینی کوچه سردار.کاروانسراهای بازارکفاشها.محله شهر.بازارعزیز
    فقط ازشون خاطره مونده خوبه این شهردانشکده هنرداره بارشته مرمت ومعماری که هیچ خبری ازشون نیست

  6. سلام
    جدای از دلیل قطع درختان جهت تعریض خیابان ،شهرداری کرمان در کوچه ها و خیابانهای محلات مسکونی نیز با دلیل واهی آفت اقدام به قطع درختانی نموده که توسط خود اهالی کاشت و آبیاری میشدند و دارای هیچ گونه آفتی هم نبودند اما متاسفانه مردم شهر ما حتی حاضر به پرسیدن دلیل قطع درختان نیستند چه برسد اعتراض و جلوگیری از قطع درختان بهر حال “از ماست که بر ماست .سال ۹۱ شکایتی تنظیم نمودم که شهرداری بدون دلیل کارشناسی اقدام به قطع بیش از ۷۰ درخت تنومند سالم در کوچه های خیابان استقلال نموده است اما متاسفانه اهالی محل حاضر به امضای استشهاد نامه نشدند جلوگیری از قطع درختان در کرمالن حرکتی فرهنگی و آگاه کننده می طلبد با تشکر از توجه شما و دوستان آماده همکاری در این زمیسنه می باشم

  7. سالها پیش از زبان یک اصفهانی داستانی شنیدم که دروغ و راستش را نمی دانم. زمانی که کرباسچی در اصفهان شهردار بود. دستور داده شد که گلدانهای گل در یک خیابان یا یکی از میدانها بگذارند. این کار انجام شد صبح روز بعد تمام گلدانها دزدیده شدند. خبر به شهردار رسید و شهرداردستور مجدد داد. و باز هم گلدانها یا دزدیده شدند یا شکسته. به شهردار خبر دادند و شهردار گفت اینقدر این کار را انجام دهید که مردم به وجود این گلدانها عادت کنند بعد از مدتی گلدانها نه دزدیده شدند و نه شکسته. فرهنگ سازی هزینه و زمان می برد. ما مردمان خوبی هستیم اما نادانیم. شهردار و شورا و اینها هم همینند. بر امده از ما هستند. به قول بزرگی که می گفت اگر می خواهی مردم سرزمینی را بشناسی به حکمرانانشان نگاه کنید اگر حکمرانان ظالمند یعنی مردمان احمق و ترسو هستند و اگر حکمرانان انصاف دارند بدان که مردمش فهمیم و جسورند. داستان ما هم اینست.

  8. سالها پیش در نامه ای به خردبیر ابله نادان رذل که با فنوتیپ حیوانی و ژنوتیپ شیطانی شاعری وفضای نشریات را جهت بازار گرمی در رسیدن به اهداف سیاسی ماکیاولی کثیفش در پیش گرفته بود هشدار داده و گفته بودم : … مخل بیشعور ! فرق بین انسان وحیوان اندک است و این با خود شماست که همین فرق اندک را نیز نداشته باشید ! سرانجام به کفش دوزک حقیری تبدیل میشوید از خواری – که شد . با نفاقی پلید و نقش بازی کردن های دلقکانه و بی مایگی و تهیگی از آیین فتوت و رسم مروت انسانی به تباهی و سیاهی میرسید – که رسید . و محروم از درک لذت زندگی طبیعی و پاک – که شد. این همه خیانت وخباثت این همه رذالت این همه پستی این همه پاچه خواری و نخود هر آش چرا ! با چه حقارت عمیق و عجیبی محتاج نگاه دگرانی! آمیزه ای از وقار و متانت و میانه روی را در پیش گیرید و تقاضاها و چشمداشت های حقیرانه را درخود اینگونه پرورش ندهید . چه اینکه اکنون به عنصر پستی تبدیل شده اید . برای رهایی از عقده های ” سندرم طویله پدرت و برآورده ساختن هوسهای کوچک بسیارت بجای پایستن راه هلاکت خویشتن را می پیمایید . برای اهداف عادی و مادی از روش های متعارف بهره گیرید و … ولی شیطان کویر این عنصر پست و رسوا که مدتی با فریفتاری رییس انجمن اسلامی دانشگاه شده بود پس از اینکه دو استاندار پیشین استان هر دو از دانشجویان هم رشته اش – شیمی – بدان مقام راه یافته بودند در حالیکه مدتی هم رییس انجمن اسلامی دانشگاه نیز بودند و او باور کرده بود که باید نفر سوم باشد ! ومیگفت ” این سنت شده است” ! و چون پشتوانه ندارد باید با شعر مشهور شود وبا بازی های فرهنگی به نما آید . کتاب ماکیاول را خورده بود و قی کرده بود که “سیاست همه اش همین است ! یا رب گدا چه ها میکند درکسب اعتبار! – عنصر پست و حقیر میگفت که چون یک سیاستمدار باید هرکس را که سر راهش قرار گرفت بتواند بسرعت حذف کند و هم اینکه چون دیگر شطرنج و پاسور ذهنش را قوی نمیکند ! با برنامه وارد زندگی افراد میشود ودر حلقه آشنایی ها نفوذ میکند بعد هرکه را خواست با خفا کاری و مکاری وتهمت و خیانت حذف میکند! وقی میکرد فضولات ماکیاول را که ” زخم را باید به یکباره زد ” ! که این بازی های کثیف خانه مان سوز به اصطلاح فکری اش ! در زندگی دوستان و آشنایان باعث تسلط اش در دنیای سیاست بازی او شود

  9. تا او بتواند نفر سومی ” باشد که همچون همرشته ای های سابق دانشکده اش به مقام اول استان در سالهای قبل رسیدند , برسد ! و این بود هدفی که خردبیر همچون خرمگسی قدم به قدم دنبال میکرد , با سمجات تمام در این سالها ! و ترانسفورماسیون باکتریای اش را شکل میبخشید در عرصه فرهنگ آنهم ! او میگفت ” سیاست یعنی بی رحمی ” ! و او تمرین بی رحمی را شروع کرده است, او دوستان وآشنایانش را طعمه های خود میساخت , با بی رحمی تمام برغم محبت و اعتمادشان , با زخم های التیام ناپذیر کاری. او شیطان است مگر شیطان چه میکند ؟! او شیطان کویر است . روح کوچک و حقیر او هرگز فراتر از غرایزحیوانی یک سا س خونخوار نرفت . اوچون دلقکی گریه کردن و بقض در گلو ترکاندن را جلوی آیینه تمرین کرده بود تا سوار احساسات شود ! و این را لازمه سیاست ورزی میدانست و زندگی ! این حیوان رذل وحشی نحس و بی شخصیت , چه زندگی های که نسوزاند ! چار نعل با آتش شهوت و گرسنگی مفرط حیوانی و روانگسیختگی از طویله پدرش به شهر آمده بود تا بخورد و بتازد و به آتش بکشد و گنده شود ! خردبیر پلید خبیث حتی کاکای روانپریش مفلوکش را خر کرده بود تا شعرهایش را به او بدهد و او به نام خودش در کند ,… بماند !) شاهد بودیم چگونه برخی جوانان پاک و پرشور و ساده دل را دردفتر پاتوق اش “دام ” به اصطلاح فرهنگی به چه انحرافی کشانده بود که در وبلاگش رسما اعتراف کرد که مارکسیست شده است) او نخبه نبود او عنصر فرهنگی نیست او دروغ گوی و لاف زن مکاریست . اومسخره ایست حقیر وناپاک و مسخ پارادایم الکی توهم ذهن پوچ روانی اش جهت قاپ زدن قدرت در استان . او یک ترول روانی است که از ضریب هوشی ذهنی ضعیفی رنج میبرد و چون هوش معنویش نیز به اندازه موشی نیست ظلم میکرد و میسوزاند و از بعضی ها آویزان می شد ! او فحاشه سیاسی بود که با رقاصی های فرهنگی خودش را ناشیانه به نما میکشید !او نخبه نیست شیطان کویر است
    پس با اراده خدا این عنصر پست و ظالم نانجیب حقیر , خوار و رسوا شد…

  10. سلام خسته نباشید شاید قطع درختان یک نمونه کوچکی از مشکلات این شهر باشد و شاید هم یک بهانه اما تا جایی که میدانم تا وقتی جای آدماهی تحصیل کرده و با تجربه و فهمیده و دلسوز و بخصوص بومی جای خودشان را به آدمهای ناشی که نه مدرکشان مدرک قابل قبولی هست ونه تجربه ای دارند و تا زمانی که جای کارهای بزرگ رو به آدمهای کوچیک و کارهای کوچیک رو به آدمهای بزرگ بدن واین مثال در شهر کرمان بیشتر به چشم میخورد ما شاهد این نوع مشکلات را خواهیم بود .و ازهمه مهتر اینکه جای یک شهروند کرمانی ببینید چه شهروندی گرفته و جای یک مدیر خوب چه مدیری گرفته اون وقت میفهمیم چرا کسی چیزی نمیگه . مردم ما عقلشان به چشمشان هست وکسی در انتخابات خیلی خرج کرد فکر میکنند این حتما یکاریه اما بلعکس این هیچی نیست بلکه در مورد شورها این چنین شده .

  11. با سلام خدمت آقای یزدان پناه ، من اولین بار که مطلب شما رو می خونم دارم یک مقاله می نویسم در مورد شهر انسانی مورد مطالعه ام پارک نشاط کرمان است. در بین مباحث جست و جو به مطلب شما برخوردم . اگر می دونستم از من هم مطلب آوردید زودتر پیداش می کردم. مقاله ی قشنگ و البته طولانی بود. خیلی استفاده کردم . الان هم دارم تقریبا روی همین حوزه مقاله می نویسم. هرچند مستقیما در مورد درخت نیست.
    باز هم با تشکر ویژه از شما که از مطلب من هم اسم آوردید .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *