….دیدار با وزیر

پنج شنبه اول خردادماه ۹۳ به نشستی دعوت شدم که اهالی فرهنگ وهنر کرمان با وزیر ارشاد داشتند . جلسه ای که شاید بهترین فایده اش برای من دیدن دوستانی بود بعد از سالها . آنچه در این نشست گذشت نظر تعدادی از اهالی فرهنگ و هنر بود از شرایط این منطقه  برای جناب اقای وزیر و درنهایت صحبتهای ایشان . درباره  آنچه گذشت نه قصد دادن گزارش دارم ونه تحلیل آنها … ۱) نمی دانم چه بر سر حوزه هنرهای تجسمی در این شهر امده که نه نماینده ای برای سخن گفتن داشت و نه حرفی از آن به میان آمد . مدیریت چندین ساله انجمن هنرهای تجسمی می توانست حداقل گزارشی از آنچه بر سر این حوزه در این شهر آمده گزارشی ارائه دهد. بماند که سیاست ها و برنامه های مدیران انجمن خود باعث خاموش شدن چراغ هنرهای تجسمی در این شهر شده و انگار این روزهای هنرهای تجسمی باید ادامه یابد ۲ ) همه گفتند اما هیچ حرفی از موزه هنرهای معاصر صنعتی به میان نیامد .محلی که می تواند درامدهای بسیار برای این شهر به ارمغان اورد و یک مجموعه نمونه فرهنگی در کشور شود .. اما دریغ که در این سالها نه مدیریت داشته ونه درایت … فرشید فلاح باید یکی از دغدغه هایش این مجموعه باشد و مدیریت آن ۳ ) و باز هیچ بزرگواری از مجموعه درحال ساخت فرهنگی کرمان ( واقع در جاده تهران ) حرفی به میان نیاورد که نمونه ای از هدر دادن پول بیت المال است که میخواهد بعد از سالها سالن ۳۰۰ نفره و ۷۰۰ نفره برای این شهر به ارمغان آورد … ۴ ) بعضی ها چه ساده سخن می گویند و خوب و اثر گذار همچون دکتر آقا عباسی بزرگوار و دوستانی که باید ساعتها فکر کنی که چه گفته اند همچون نماینده کانون هنر قراری عزیز ۵ ) گذاشتن بخش موسیقی بی سیلقگی مدیر برنامه بود با آن محل اجرایشان و تعداد افرادی که پشت پرده بودند و سرک میکشیدند .. اما آفرین به اقای اسدی معاون استاندار که به احترام گروه موسیقی صندلیش را ترک کرد … این مدیران فهمیده این روزها غنیمتند … ۵) استاندار کرمان نشان داده اهل عملست نه مقدمه چینی کرد و نه زیاده گویی راحت و صمیمانه حرفش را زدو گفت که چه میخواهد و چه زیبا از هنرمندان بی ادعایی یاد کرد که خرمشهر را آزاد کردند ( یادشان گرامی ) ..خدا کند مردمان بی حال این شهر خسته اش نکنند و اهالی سیاست این شهر دلزده اش … نمیدانم ..اما امیدوارم

2 دیدگاه برای “….دیدار با وزیر”

  1. این مسایل در شهر عادی و عادیتر شده اند..بهتر است هر کدام از ما راه خودمان را پیش بگیریم…اما شنیدم که شعر و مقاله موسیقی خوب انتخاب و اجرا شده است

  2. دلم برای موزه صنعتی خیلی می سوزه. به قول دوستی شده تبعیدگاه. هر وقت میخوان کسی جلو چشمشون نباشه می فرستنش موزه. آخه اتوبوسی تر از ثمرخی نداشتن برای موزه صنعتی. از دولت امید نا امید شدیم 🙁

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *