زیبا و به یاد ماندنی

اگر این روزها به نگارخانه بوتیا سر بزنید شاهد نمایشگاهی هستید از آثار تذهیب و مینیاتور کارگاه هنر صبا به مدیریت مهران رضاپور ، کارهایی که از دیدنشان لذت می بری و اگر اهل هنر هم باشی ساعتها وقت صرف دیدنشان می کنی ، مهران رضا پور هنرمند بزرگ و ناشناخته ایست  یا به قول دیگر، غیر کرمانیها بیشتر از همشهریانش او را میشناسند . او حالا پس از سالها به این نتیجه رسیده که به دور از جریان های روز هنر که هنر را سر دستی و گاها مبتذل  می کند در کارگاهش کار کند و آموزش دهد.او میگویدهیچ انتظاری از مسئولین فرهنگی و هنری ندارد جز اینکه کاری به کارش نداشته باشند . کارهای هنر جویان این نمایشگاه نیز خبر از جوانانی میدهد که عاشقانه کار میکنند و حالا هنرشان را به قضاوت گذاشته اند . نمایشگاه آثار تذهیب و مینیاتور در شهری که تمامی فعالیتهای هنری آن به حالت خاموش در آمده اتفاق در خور توجه ای است . اما لازم بود از برگزاری این نمایشگاه  که نشان دهنده موفقیت عده ای از جوانان این شهر به همراه استادشان است حمایت بیشتری میشد تا حداقل این گروه میتوانستند تبلیغات بهتری را جهت اطلاع رسانی انجام دهند . نمی دانم سازمانهای حامی جوانان به چه کار مشغولند ؟ آیا تنها وظیفه آنها برگزاری سمینار برای یافتن همسر خوب است …

5 دیدگاه برای “زیبا و به یاد ماندنی”

  1. ضمن عرض سلام بنده حقیر یکی از شاگردان استاد رضا پور در سال های ۷۵_۷۷ در دانشگاه هنر در کاروان سرای گنجعلیخان بودم امید وارم استاد مرا به خاطر اورند. استاد رضا پور نه تنها استاد در فن بلکه استاد در راه و روش زندگانی ما بود. من هیچ وقت ان سالها وروزهایی را که با ایشان در دانشگاه درس داشتیم فراموش نمی کنم. برای ایشان وخانواده محترمشان ارزوی بهروزی وخوشبختی میکنم. قزوین ۲۳ بهمن ۱۳۸۷

  2. سلام استاد یزدانپناه . حتما منو بجا آوردین . بنده هم شاگردتون و شاگرد استاد رضاپور بودم و هستم . از راه دور می بوسمتون . من چند ساله تدریس می کنم و کلا کلاس هام با بقیه فرق می کنه چون شاگرد شماها بودم . کلاسداریم که عین کلاس های استاد رضاپور هستش . شنیدم استاد برگشتند به کرمان . به همه اساتید و دوستان که می بینید سلام گرم بنده رو برسونید .
    خوشحال شدم.

  3. با سلام و عرض ادب از اینکه می توانم بهترین و عریز ترین فامیل خودم را در سایت اینترنت ببینم خیلی خوشحال میشم با تمام وجودم بهت افتخار می کنم نه اینک پسر خاله ام هستی بلکه برام یک معلم بودی امید از بم

  4. جناب استاد سلام ,
    برای گفتن ، چیزی از دل تنگم بر نمیآد . با اینکه آخرین بار که در منزلتان خدمت رسیدم و آخرین دیدارمان بود با گذشت هشت سال هنوز محبت خانواده تان ، کارگاه ساده و پر شور و حالتان و حیاط زیبایتان با آن درخت انجیر صمیمی در یاد فرزندانم خاطره ست .
    کجایی عزیز که در یاد من که جاودانه ای
    جزیره کیش – بنی اسدی

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *