عید ی های جناب مدیر کل …

اهالی فرهنگ و هنر عادت کرده اند با شروع سال جدید از مسئولین فرهنگی و هنری عیدی بگیرند ، البته این جناب مدیر کل به سال نو اکتفا نمی کند و مرتب عیدی میدهد ، آن هم عیدیهایی که آدم را جدا متعجب میکند . اما عیدی امسال آقای  رئیس مسلما با سالهای پیش تفاوت اساسی دارد . کانون هنر یا مجمتع فرهنگی و هنری کرمان را اگر کرمانی باشید حتما دیده اید ، ساختمانی با نمای بسیار زشت که نماد فرهنگ و هنر شهر محسوب میشود . اما همین ساختمان سالهاست که توانسته به مدد واحدهایی که در آن حضور دارند همچون انجمن هنرهای تجسمی ، انجمن نمایش ، انجمن سینمای جوان ، انجمن موسیقی ، انجمن قران ، انجمن شعر ،خانه مطبوعات ، تالار عماد ، نگارخانه شاهرخی و …. عده ای از جوانهای این شهر را که عاشق کار فرهنگی و هنری هستند به دور خود جمع کند.بسیاری از جشنواره ها ، سمینارها ، نمایشگاهها و صدها فعالیت فرهنگی و هنری در این ساختمان شکل گرفته و بسیاری از هنر مندان موفق این شهر و حتی کشور آموزشهای اولیه را از این مکان شروع کرده اند . اما چند سالی است که این ساختمان بخاطر همان سیاستهای غلط فرهنگی و هنری که هم من میدانم و هم شما به حالت نیمه تعطیل در آمده و فقط گاه گاهی از تالارش استفاده میشود و محوطه بازش که همیشه نمایشگاه سفال هنرمندان جوان همدان در آن بر پا ست ( فروش کاسه و کوزه های سفالی به نام نمایشگاه سفال ) . همه این حرفها مقدمه ای بود بر تصمیم جناب مدیر کل بر واگذاری کامل ساختمان کانون هنر کرمان به کانونهای فرهنگی و هنری مساجد .بله ، در پی اجرای سیاستهای خصوصی سازی ، یک ساختمان دولتی به نام کانون هنر به کانونهای فرهنگی و هنری مساجد واگذار شد آن هم بر اساس شنید ه ها  در برابر وثیقه ای که یک نخلستان است در یکی از شهرستا نهای استان کرمان و حالا این دوستان می توانند هر بلایی را که میخواهند بر سر انجمن ها و واحدهای فعال بیاورند .البته مدیران کانونهای فرهنگی و هنری مساجد لطف کرد ه اند و به واحدهای مستقر در کانون هنر اجازه داده اند تا بمانند اما در برابر پرداخت اجاره ای به صورت ماهانه ،  بد هم نیست از این طرف خصوصی سازی صورت گرقته از آن طرف هم احتمالا به کارمندان اداره مدیر کل محترم سالانه مقداری خرما تعلق میگیرد .      بله ، این هم از عیدیهای جناب مدیر کل به اصحاب فرهنگ ، هنر و رسانه ….

7 دیدگاه برای “عید ی های جناب مدیر کل …”

  1. ای خاک عالم شما از کرمان سخن گویی و من بی خبرم .
    به خدا دستم به جایی بند نیست و سز زشته ای هم ندارم ولی وقتی اینجور مدیریت ها رو می بینم
    دلم می خواست کاره ای بودم تا می توانستم انتقام تموم این نادانی ها رو بگیرم.
    خیلی اعصابم خورد شد.
    خوشحال میشم اگه به منم هم سر بزنید

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *