هفت چین ها ….

Untitled-2هفت چین ها …! چیدمانهای هفت سین که در روزهای نوروز ۹۲ در پارک شورای کرمان به نمایش در آمده .مجموعه ای قابل تامل و تقدیر به جهت فکرش و نه به جهت آثار به نمایش درآمده اش . مجموعه ای که ضمن احترام به تمام سازندگانش فکر میکنم راه خود را گم کرده . عذاب ماهی ها ( البته با نامگذاری من )  حجمی بزرگ و بد قواره که خبر از تلاش بشر میدهد برای تخریب محیط زیستش . طاق نصرتی که ماهی هایی را درون خودمحبوس کرده .ماهی هایی که بی شک در آفتاب سوزان کرمان در زیر این حجم آهنی عذاب میکشند تا ما بگوییم هنرمندیم . مترسک ها ( باز هم با نامگذاری من ) که بیشتر حکایت فرار از انسانها را به نمایش میگذارند تا زیبایی از هفت سین ایرانی . سیاه مشق سین ها ،حجم بدون روح دیگرست که آهن را به بیینده تقدیم میکند . انگار سازنده اش نه از فلسفه نوروز چیزی میداند و نه از هفت سین ، در شهر گم شده در آهن وسیمان، آیا سیاه مشق های سین جز گرفتن نمای سبز پارک پشتش کار دیگری میکند؟ . کار چترها مرا به یاد کارت پستالی نوروزی از سالهای دور می اندازد .کپی ناشیانه ای که البته برای بیننده عامی زیباست و دورنمای خوبیست برای انداختن یک عکس یادگاری . از بلوکهای گچی خوابیده روی زمین و نقاشی روی آن چیزی نفهمیدم . بدون شک قرارگیری نامناسب و وضعیت بیننده نسبت به آن، این کار را حاشیه ای ترین اثر این مجموعه کرده . کار باد نما البته با نامگذاری من اگر چه میتوانست زیبا و قابل توجه باشد سرشار از شتابزدگی و گاه بد سلیقگی در اجراست، اثری که میتوانست متفاوت باشد اما …. . هفت سین کوچک شاید بهترین و لطیف ترین اثر این مجموعه است نه میخواهد خود را از بزرگی به رخ بکشد و نه میخواهد وارونه هدفش را برساند . ساده و صمیمی نمایشی است از هفت سین ایرانی اما متفاوت .

مجموعه هفت سین جدا از مثبت بودن نفس کارش که خود جای تشکر از مسئولین شهرداری و هنرمندان اجرا کننده دارد خبر از جریان اجرای بدون تفکر در چیدمانها میدهد . آثاری که میخواهند به زور آهن و یاری گرفتن از بزرگی خود ( اندازه ) زیبایی را به مخاطب القا کنند از سوی دیگر در کل کارهای اجرا شده نگاهی زیست محیطی به چیدمانها مورد نظر نبوده،به همین جهت اکثر کارهای اجرا شده به غیر از کارهفت سین کوچک همانند وصله های ناجوری به نظر میرسند که به فضای پارک اضافه شده اند، تاریخ مصرف داشته و بعد از زمان نوروز به زباله هایی تبدیل میشوند که باید به جایی انتقال یابند. بدون شک برگزار کنندگان این جشنواره خود واقفند که در اجرای یک اثر محیطی ،مفهوم بسیار فراتر از متریال ، اندازه و … میباشد.

پیشنهاد : چه خوب بود که برگزار کنندگان این جشنواره شناسنامه ای از هر اثر را برای آشنایی بیشتر مخاطبین در کنار چیدمانها نصب می نمودند.

 

21 دیدگاه برای “هفت چین ها ….”

  1. با نظر شما موافقم. و ممنونم که با این صراحت کار دیگران را به نقد می‌کنی؛ با همه‌ی سختی‌ها و دشواری‌های نقد که در جامعه‌ی ما وجود دارد، از شما بخاطر این مطلب و مطالب مشابه، به نوبه‌ی خود سپاسگزارم. ای کاش شهرداری و شورای شهر هم از شما بخاطر نقدهایی که در حوزه‌ی فضاهای شهری می‌نویسید تشکر کنند. به گمان من این نوع نقد نویسی به هیچ وجه از ارزش کار شهرداری نمی‌کاهد. در عوض مسوولان متوجه می‌شوند که چگونه کارهایشان رصد می‌شود. واقعا چه اشکالی دارد امضای کسانی که این کارها را انجام داده‌اند روی پلاکی کنار می‌نوشتند و همین‌طور مشاور هنری شهرداری را که لابد حاضر است از این کارها دفاع کند. آقای یزدان‌پناه عزیز مطلب شما را که در وبلاگ دیدم؛ فکر کردم خودم سری بزنم و از نزدیک ببینم… هر چه نگاه کردم، هیچ حس مثبتی پیدا نکردم. البته متفاوت بودند…اما چشم‌گیر و چشم‌نواز نبودند… ای کاش هنرمندان کرمانی هم سری به این مجموعه بزنند و با شجاعت نظر خود را اعلام کنند. دستکم آن‌ها که مدافع چنین نمونه‌هایی هستند بهتر است در این گونه موارد ساکت نباشند. از کار خود یا دوستانشان دفاع بکنند…

  2. دلیل اینکه شهر هر روز به تلی از آجر و خاک و سیمان و آهن تبدیل میشه اینه که فقط از یک زاویه به مسایل نگاه میشه.
    و گاهی در این میان کمی رنگ روی در و دیوار آجری شهر ریخته میشه

  3. چه عرض کنم! اجرای بد این کارها چند دلیل دارد: اول اینکه متاسفانه در همه‌جا و همه‌وقت رابطه بر ضابطه می‌چربد و مسئولین نه وقت بررسی بیشتر را دارند و نه علاقه‌ای برای کنکاش و تفکر.
    دوم: با داشتن چنین پیش‌فرضی هیچکدام از هنرمندان خلاق و صاحب نام پا پیش نمی‌گذارند و با غروری که دارند. دور از گود می‌نشینند و فقط حرف می‌زنند و…
    همیشه گفتم و باز می‌گویم ای کاش هنرمندان این شهر دور افتاده کمی به اتحاد می‌اندیشیدند و هدفشان تعالی هنر و معرفی هنر اصیل به مردم این شهر بود. ای کاش…

  4. باید بگویم اقای یزدانپناه وکسانی که خارج از گود نشستید کرمان حرکتی رو به رشد داشته و این جای بسی خوشحالیست یا باید فضایی خالی بی رنگ ولعاب رو ببینیم یااینکه از جایی باید داستان اغاز شود چرا دید منفی دارید و بجای اون استارتی خورده شده رو دنبال نمیکنید تا شما ایده ای کامل تر رو به نمایش بگذارید . قضاوتهایی رو میبینیم از اهل قلم که جای تاسف رو داره جناب اقای لطیف کار عزیز چطوری در مورد چیزی که ندیده اید نظر میدهید و کاش در کرمانیها جسارت وغیرت انجام کاری بود شاید شهر ما نیز مثل اصفهان بزرگانی رو داشت . در کنار زشتیها خوبیهای وارزشهایی نیز وجود دارد . کسانی که با تلاشهای زیاد خواستند برای من وشما خاطرهای شیرین رو بنمایش بگذارند.و این جور قضاوت ورای دان جای بسی تاسف وبی انصافیست. موفق باشید

  5. سلام اقای یزدانپناه عزیز و درست بین

    چیزیکه تصور من رو در مورد این به قول شما هفت چین ها که از جهتی خلاقیت کودکانه ای رو به شهرنشین ها !( نه البته شهروندها( چون این کلمه به واقع با کوچ کردن از اطراف عده ای دوست دار شهر! معنیش را از دست داده این روزها..! )) تحمیل ساخته، میسازد این است که به عنوان فقط گذرنده از کنار این هنر نمایی و شنونده از اطرافیان بزک دوست ! فکر میکنم زمانیکه بخش عمران شهرداری که ایجاب میکند پایه ساز تر و با عملکرد مهندسی و محاسبات بیشتر و دقیق تر در گل و لای پروژه های آنقدر مهم و مورد نیاز و حیاتی شهر هر روز در گل فرو میرود و به جای سریع تر عمل کردن هنوز دست زیر چانه حال چه باید کرد را گاهی به زبان می آورد (منظور روگذر و زیرگذر و عمرگذرهای ! مسدود کننده شهر است) چه انتظاری از نگاه غیرهوشمندانه یا به قول شماغیر زیست محیطی بخش زیباساز کنندگان این ارگان دارید…
    بیشتر فکر میکنم هرچه باشد بهتر از خاک بازی با بودجه های غارت شده است… اما به نوعی این درصد روز به روز افزایشی به شهر کوچ کرده ها مهر تایید این مدلسازی ها برای زیبا سازی شهر ! هستند….
    پ.ن : در تهران پروژ های عظیم عمرانی را خود شهرداری مرکز بودجه بندی و مدیریت میکند مثال بارز اتوبان دو طبقه تقریبا بالای ۱۰ کیلومتری در انتهای اتوبان بابایی که بوی هوشمندیش هر ساده بینی را به وجد می اورد…بگذریم از زیباسازی های بالواقع زیبا در ان شهر !
    پ.ن ۲: آنجا تهران است قبول اما اینجا همان کرمانم نیست…

  6. به نام حق
    سلام ، نوروزتان مبارک
    قبل از هر چیز باید از دوست عزیز و استاد گرانقدر گرافیک شهر کرمان جناب مجتبی یزدانپناه به خاطر دغدغه های هنری ایشان تشکر میکنم . یقینا این بزرگوار از ان جهت که نقد را که یکی از اثر گزارترین شیوه های ره یافت و پیشرفت است، ابزار این مراد ساخته اند.
    من به عنوان دبیر هنری جشنواره”چیدمانهای هفت سین ” و کسی که به چیدمانهای معمول هفت سین های سطح شهرها نقد داشتم به پیشنهاد شهردار منطقه جناب مهندس سعیدی در خصوص سفره های هفت سین منطقه جواب مثبت دادم اما نه اینکه خودم به اجرای انها بپردازم و نه با ساختار کلیشه ایی هرسال ، بلکه با تغییراتی در نگاه و نوع اجرا ، شکل جشنواره به ان دادم و ازطریق دبیرخانه جشنواره از تک تک هنرمندان شهر دعوت به عمل امد و حضور اساتیدی چون هژ‍بر ابراهیمی(مجسمه ساز)و استاد یزدانپناه (پیشکسوت نقاشی کرمان) وشهریار رضایی(مجسمه ساز)…خود سندی بر تخصصی دیدن موضوع بود برای حضور و شرکت اساتید مجرب .
    اما در کنار سپاس ویژه ایی که از استاد دارم جوابیه نقد ایشان را لازم دیدم
    – گمان میکنم ابتدا باید تاملی داشته باشیم در تفاوت بین هنر محیطی Environmental Art و چیدمان های محیطی ، آنگاه به ضرورت زیست محیطی بودن اثار بپردازیم .ناگفته نماند که در خود هنر محیطی که شاخه های متعددی دارد تنها در یک یا دو شاخه از ان است که توجه صددرصد به اکوسیستم طبیعت میشود ( اکولوژیکال ارت و هنر در طبیعت ) و این نقد بر جشنواره ایی که هنر محیطی نبوده و به عنوان چیدمانهای شهری در قالب نگاهی نوبا موضوعی خاص اتفاق افتاده صدق نمیکند. اگر اینگونه نگاهی داشته باشیم باید بسیاری از آثار هنرمندان معاصر از قبیل دیوید اسمیت مجسمه ساز آمریکایی و الکساندر از پارکها جمع شوند، چون با متریال فلز کار شده اند.؟!!
    – همه ما میدانیم که امروزه جایگاه و ارزش اثر هنری را مانا یا میرا بودن اثر نیست که تعیین میکند بلکه تعامل و اثر گزاری اثر بر مخاطب است که به ان ارزش میدهد ونهایتا رسانه هاهستند که ماندگاری یک اثر را ثبت میکنند.
    – از طرفی زمانی که جشنواره ایی موضوعی برگزار و برهه محدودی از زمان را شامل میشود قطعا جمع اوری آثار مثل همه اثار دیگرساخته شده برای آن ایام یا موضوع مورد نظر باید اتفاق بیافتد .
    – اما دوست عزیزمان اقای لطیفکار که نوشته بودند “هر چه نگاه کردم، هیچ حس مثبتی پیدا نکردم. البته متفاوت بودند….” باید عرض کنم همینکه شما آثاری متفاوت دیده اید اولین حس متفاوتی است که این اثار به شما و مخاطب خود داده اند
    حال ایا شما دوست عزیز به تفاوت یک تابلوی سه پایه ایی و یک نقاشی دیواری هرگز فکر کرده اید؟ چگونه میتوانید بپذیرید تابلوی روی یک بوم تنها در ابعاد بزرگ به روی دیوار به عنوان نقاشی دیواری باشد؟؟ و یا سفره هفت سین داخل خانه با همان ساختار به پارک آورده شود؟؟!!!
    – اما در خصوص کیفیت آثار و برنامه های جشنواره بی شک در کنار وی‍‍ژگیهای مثبتی که داشته نقایصی هم بوده و من ادعایی بر کامل بودن انها ندارم ولی انچه بر من روشن است تقریبا میشود گفت این توان هنری کرمان در این نوع خاص از آثار است که به نظر بنده در قدم اول قابل تقدیر است .
    از انجا که تمام شرایط برای دوستان هنرمند از ناحیه دبیرخانه فراهم آمده بود اگر هنرمندی ایده ای ناب داشت پیشنهاد میکرد و قطعا مورد استقبال قرار میگرفت.
    – دوست عزیزم اقای کرمانی نژاد آورده اند ” با داشتن چنین پیش‌فرضی هیچکدام از هنرمندان خلاق و صاحب نام پا پیش نمی‌گذارند و با غروری که دارند. دور از گود می‌نشینند و فقط حرف می‌زنند و…”
    – اول اینکه من و دوستان همراهم در جشنواره هیچ “پیش فرضی” نداشتیم فقط از دوستان صمیمانه دعوت به همکاری کردیم .
    دوم اینکه گمان نمیکنم هنر و هنرمند غرورورزی و حرف زدن را در خود راه دهد، به امید روزی که هنرمندان خلاق در جهت پیشرفت شهر و وطن خود گام بردارند.

    کوچک همه هنرمندان اله خانی
    بیستم فروردین ۹۲

  7. جناب آقای زیوری عزیز. ممنونم از اظهار نظر جنابعالی. البته من همان موقع رفتم و دیدم. و با هیچ پیش فرضی هم این یادداشت را ننوشته ام. مسلما من هم خوشحال می شوم که ببینم شهر ما رو به پیشرفت است. اما یکی از مصادیق پیشرفت و توسعه یافتگی همین اظهار نظرهاست و تحملی که ما نسبت به عقیده ی دیگران داریم. امیدوارم هنرمندان و کارشناسان باز هم به این بحث بپردازند.

  8. استاد گرانقدر آقای یزدانپناه
    با سلام و عرض ارادت
    نقد شما را بارها خواندم .
    در مورد عذاب ماهی ها اگر حرف شما درست باشد پس این همه ماهی که در حوض ها هستند مثل حوض شاه نعمت الله ولی همه دارند زیر آفتاب کرمان عذاب می کشند
    آیا حمایت شما از کار بسیار ضعیف و دو بعدی خانم بیگ زاده براساس روابط دوستانه چندساله شما با ایشان نیست .هر کس که کوچکترین اطلاعات هنری داشته باشد می داند که در فضا نباید کار دوبعدی ارائه داد و قابلیت فضا ایجاب می کند که کار بصورت حجمی ارائه شود
    ای کاش در نقدتان کمی تخصصی هم صحبت می کردید و اینگونه شان خود را پایین نمی آوردید

  9. دوست عزیز متاسفم که ماهیهای محصور شده در یک مکعب شیشه ای در زیر حجمی از آهن آفتاب خورده و داغ را با حوض شاه نعمت الله مقایسه میکنی . همین نحوه فکر شما خود خبر از متخصص بودنتان میدهد . از اینکه گفتید کارخانم بیک زاده را حمایت کردم ممنون که معرفی کردید چون از سازنده آن اطلاعی نداشتم و باز هم از نظر من بهترین و راحتترین کار این مجموعه است. اگر چه ادعایی در مورد داشتن اطلاعات هنری ندارم اما خوب میدانم حجم چیست و کار حجمی چیست پس لطفا این اطلاعات دم دستی هنری را تحویل من ندهید . بزرگوارازدید شما نقد من تخصصی نیست و من هم ادعایی در این مورد ندارم اما آیا نحوه برخورد شما با نوشته من از جمله معرفی روابط دوستانه با خانم بیگ زاده حرفه ایست ….

  10. وقتی که حالمان خراب است..آثار بی مفهوم خلق می کنیم…و سهم خوذمان را گم می کنیم که کجای این کره خاکی زندگی می کنیم …ما مسئول مرگ حیوانات هستیم و هم عامل !
    به امید روزهاای که سپاس جای گستاخی ها را بگیرد…

  11. انتظار بیشتری از جامعه هنری میرود اینجور نقد کردن واینچور پاسخ دادن !!
    اگر هر مسئولی نگاهی به این نظرات بیندازد قضاوت درستی نخواهد کرد جز خستگی دوچندان !? احساس میکنم تمام صحبت روی عملکرد منطقه ۱ بود جا داشت جناب اقای یزدانپناه از کارهای دیگه هم دیدن میکردند شهرداریهای دیگه هم کارهایی ار انجام داده بودند.. که جا دارد از همه عزیزانی که زحمت کشیده بودند تشکر کنم هیچ کاری بی عیب نیست ولی از نظر بنده بعضی از اجرا ها واقعا زیبا بوده وحال هوای خوبی رو داشتند وحتی نسبت به کارهایی در این زمینه در شهرهای دیگ که انظار بیشتری از انها داریم کارها ی جالبی بودند کارهای اجرای بعضی از مناطق (منطقه۱)واقعا نمی بایست نصب میشد چون ایده ها پیش پا افتاده بودند وضرورتی نداشت که وجود داشته باشد کار سبد سیب در گنبد جبلیه نیز جالب بود وکمی ضعف در چیدمان داشت.واجرایی از چیدمان سفره هفت سین در پارک مادر دیدم که خیلی برام جالب بود واگر اشتباه نکنم کارسرکار خانم دهقانی بود جا دارد از ایشان تشکر نمایم چون اجرا نووازمتریالی جدید در کارش استفاده کرد بود.ساخت وچیدمان سفره از اسقاطی ماشینهای سنگین بود که برای من ومیهمانانم بسیار جلب توجه کرده بود . در پایان ارزوی سربلندی وموفقیت وصمیمیت برای همه این عزیزان ومسئولین شهرمان دارم. همتتان بلند

  12. با سلام و ارادت تشکر از مدیریت سایت اقای یزدان پناه
    والا به حق اگر بگویم این مسئولینی جشنواره بر گذار کردن یه چیزی از چیدمان شنیدن وگر نه اقایان داور ودبیر میشه بگید کجا شما ارتیست شدین ما هم بیاییم یاد بگیریم میشه ادرس دوتا کار چیدماناتون نشان بدین؟؟؟ ( اقای دبیرنکنه اون کاره چهار راه طهماسب ابادتونه میگید که باد و شهرداری با هم جمش کردن )و اقای الله خانی میشه بگید چه ربطی به مجسمه سازی دارید که دبیر می شوید نکنه که دوتا کار با نادعلیان انجام دادین فکر کردین ارتیست شدین ( اونم با کار ه کپی و تقلیدیتون در جشواره نادعلیان )بهتر است اگر کسی حرف نمی زند خودتان را گم نکنید والانقد اقای یزدانپناه به جا بود .اولاجشنواره حساب و کتاب دارد وقتی دبیری وشهرداری (منظور پرسنل ومجموعه)به فکر …. هستن البته اقای سعیدی به حق انسان بزرگیست بلکه در این کار به نظم در انتخاب مهرهاشون هم در شهرداری و هم در دبیر وداور اشتباه کرده (میگین نه کارش خروجی که نداشته هیچ کلی هم باید جواب بده )و از کسانی که دعوت شده بوده خواستین در کارگاه شهرداری کار ها ساخته شود و هنوزم که دیروز بچه ها سازنده می گفتن ما را کریم الله خانی گول زده و پولی هم نداده مان و گفته برید از شهر داری بگیرید تلفنی گفتم اگر شهر داری می خواست پول بده که از دوتا ادم حسابی دعوت می کرد و قرار داد میبست و پولم میداد.مانند تهران و مشهد ودیگر جاها که من خوده کار کردم .و اقای دبیر ایا این سو استفاده از هنر نسست؟؟ ایا این لودگی و بندگی در هنر نیست؟؟؟و دومن کسانی انتخاب کردین تجربه کار اجرایی نداشتن اگه دروغ می گم ادرس کاراشونه بدین تازه همین کار به درد نخور هم از سرشون زیاده .دومن چرا تو کارگاه شهرداری .؟؟؟؟؟(شما اقای دبیر دو دوتاتون با شهرداری اشتباه بوده چون فکره اینجاشو نمی کردین گندش در بیاد و فهمیدین با با اینجوری هم نیست که بی قرارداد بی حساب وکتاب به ادم بی تجربه کار دادن اینم نتیجشه و فکر کردین جوشکار تو کار گاه شهرداری مجسمه بهتر از این میسازن .(اگر اینجوری بود همه مجسمه ساز بودن/// )کار قانون دارد قرارداد میبندن و کارو تحویل میگیرن .اقای الله خانی اگر تفکرات مسئولی اشتبات شما چرا ورود پیدا کردین ؟ پس خودتان هم از همان تفکرات دارین.در جمع بندی حرفم بگم اولا شهرداری حرکتش خوب بوده ولی اهداف دیگری داشته از اجرای این جشواره و اشتباه کرده که شمارو دبیر انتخاب کرده چون به نظرم ما حصل جشنوارت نا موفق بوده تاثیری در زیبایی شهر نداشته و به این دلیل می گم اشتباه کرده شهرداری چون حداقل حداقله حداقل محل نصب اثار بد ترین محل شهر بود و اقای یزدانپناه هم انها رو وصلی نا جور خوانده. درست است .اقای دبیر شهری که خرابه همه جاش خرابه و نتیجه شما میشین نقطه عطف هنر چیدمان ومجسمه سازی و کانسپچوالیست شهر.ادم خندش میگیره حتا از حرفش…….

  13. به رایگان وبا کمترین
    در ادامه جشنواره هنر محیطی نوروز
    در جامعه ای زندگی می کنیم که نه بعضی هنرمندان هنرمندند ونه برخی منتقدین منتقد، هنرمند به جای حمایت از هنرمند به هر طرفی که باد بوزد روی می گرداند ودراین مسیر اگر لازم شد چشم برهم گذاشته و خنجر به پشت دوست وهمکار خود نیز می زند. منتقد نیز به جای نقد سازنده که باعث رشد و تقویت آثار می شود ترجیح می دهد که باتمسخر(ونه البته باطنز) ونگاهی از بالا که همه را زیرپای خود می بیند با هر اثری برخورد کند. نامهایی مثل هفت چینها، عذاب ماهیها و… ازاین نوع تفکر برمی خیزد. چگونه توقع داشته باشیم هنر در چنین محیطی پیشرفت داشته باشد. هنرمندی که مدتی وقتش را به دعوت دوستان هنرمند خود وحمایت ارگانی صرف انجام کار برای شهرش می کند، بعداز اتمام کار وبه اصطلاح معروف “خر که از پل گذشت” ابتدا به جای نقد سازنده با برخوردی تمسخرآمیز وسپس با بی مهری دوستان هنرمند وهمکار که چشم در چشم هم دارند و این دوستی که قرار است ادامه یابد را به منافع شخصی وارگان حمایت کننده خود می فروشند روبرو می شود. غافل ازاینکه شهرداران، استانداران وسایر مسئولین دراکثر سطوح هیچ کدام ماندنی نیستند وجای خودرا به دیگری می دهند، این دوستان هنرمندند که همیشه باید درکنارهم وچشم درچشم هم زندگی کنند وبه سهم خود هادی بخش فرهنگ و هنر جامعه باشند.
    زمانی که ماخود سعی می کنیم قشر هنرمند را گروهی بدبخت مفلوک معرفی کنیم که حاضرند به رایگان وبا کمترین دستمزد هرکاری را انجام دهند وبعضی هنرمندان نیز به دلیل مشکلات مالی فراوان حاضر می شوند شان وارزش کار خودرا به نازلترین مرحله پایین بیاورند وتن به این ذلت دهند، دیگر از مسئولین ومدیران جامعه چه انتظاری داشته باشیم؟ بااین شرایط کدام هنرمند می تواند بدون دغدغه ها ومشکلات زندگی به خلق اثر هنری ارزشمند ودرخور شان فرهنگ بپردازد؟ هنرمند چگونه هنرمند باشد زمانیکه درهزینه های اولیه زندگی خود مانده؟ هنرمند چگونه در هدایت فرهنگ جامعه سهیم باشد زمانیکه در هدایت امورات اولیه زندگی خود مانده؟ وتوقع داریم دراین جامعه فرهنگ وهنر رشد داشته باشد وشاهد خلق آثار هنری درجه یک باشیم؟
    به امید روزیکه اول خودمان وبعد مسئولین واقعا به فکر فرهنگ وهنر جامعه باشند.
    بااحترام برای تمام خوانندگان
    مسلم تقی پور

  14. بی خود شلوغش میکنیم . مجتبی یزدان پناه ساده و راحت حرفهایش را زده و حالا همگی اگر چه پز ظرفیت بالاو نقد پذیر بودنمان را میدهیم تاب نمیآوریم و می تازیم .نمیدانم کجای اسم گذاریهایش تمسخر است هفت چین ها چه کلمه زشتی است که به پر قبایمان برخورده . به راحتی گفته نام کاری را ازنظر خود عذاب ماهیها میگذارم آیا صراحت یزدان پناه بهتر است یا توجیه اله خانی در مصاحبه اش با هفته نامه استقامت که میگوید برای ماهیها تهویه گذاشتیم( ما که هرچه نگاه کردیم ندیدیم ) درست میگویی دوست عزیز ما باهنرمندی بسیار فاصله داریم وقتی که نمیتوانیم بپذیریم کارهایمان اشکال دارد. جالب است که یزدان پناه دو بار در متنش از فلسفه و بانیان کار تشکر کرده و آنرا به فال نیک گرفته اما … اما چشمهایمان را بسته ایم .چون هنرمندیم و از هنرمان ایراد گرفته شده …..

  15. دوست گرانمایه.توان و پیروزی بیشترتان را خواستارم.ادامه دهید تا هر بی سروپایی نام هنرمند را برخود ننهد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *