…. کمی اعتماد … کمی هم کمک

528736_359189174163031_1191777921_nامروز ( ۹۱/۷/۱۴) به اصرار همسرم . بعد از سالها به تماشای تئاتر تیموکراسی رفتم . اجرایی نه چندان قوی که از کاستی های مختلفی چون دکور ، صحنه ، بازیگری و حتی متن رنج می برداگر چه در این حوزه تخصصی ندارم و این موارد، نظر شخصی می باشد.اما جدا از همه این حرف ها  دیدن تیموکراسی بسیار لذت بخش بود و بسیار تاسف آور . لذت بخش بخاطر جوانهای عاشقی  که اتاقکی را به صحنه و پلاتوی تئاتر تبدیل کرده بودند و با کمترین امکانات اما با بیشترین اراده اجرایی را به صحنه برده بودند . وتاسف از متولیان فرهنگی که همیشه جایشان خالیست ، همیشه همراه نامشان کلمات کمک نکرد ، همکاری نکرد ، امکانات ندادو… می آید و آب از آب تکان نمیخورد. به راستی دلیل این کاستی ها چیست ؟ چرا از کمک کردن در به صحنه بردن یک تئاتر ساده نیز دریغ می ورزیم . چرا از دراختیار گذاشتن یک سالن کوچک هم طفره میرویم . مگر با دادن امکانات وحمایت کردن چه برچسبی به ما می خورد که ازآن می ترسیم…….تئاتر تیموکراسی را در شرایطی دیدم که جامعه در تب قیمت ارز می سوزد. بازاریان محترممان دخلشان را در خطر دیده اند و به فکر چاره افتاده اند . سالهاست که هنرمندان این دیار دخلشان به خرجشان نمی رسد اما چاره ای نداشته اند جز به هر قیمتی و به هر سختی کار کردن . به راستی وقت آن نرسیده کمی به آنها بیشتر اعتماد کنیم و کمی هم کمکشان…

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *