هماهنگ سازی تولیدات صنایع دستی با صنعت گردشگری

ارائه در همایش ملی گردشگری و صنایع دستی / دا نشگاه اصفهان / ۲۹ و ۳۰ مهرماه

به نام خدا

صنایع دستی به عنوان یک هنر مقدس ، مستقل، بومی واصیل دارای جنبه های قوی کاربردی و تزئینی بوده و از دو منظر قابل بررسی است.

۱)     دست ساز بودن در مقابل تولید ماشینی که گذشته و نوعی نوستالژی را به یادآدمی

می اندازد « یعنی زمانی که همه چیز با دست ساخته شده »

۲)  ساخته شدن در فرهنگ هایی متفاوت وبومی که یادآور زندگی گذشتگان است ، که شاید بارها وبارها از زبان مادران وپدران نقل شده، پیشینه هایی که به نوعی تداعی کننده آرامش وکار بدون فشار واضطراب زندگی است.صنایع دستی چیزی بیش از سوغات است وبخش پویای دنیای امروز گردشگری به شمار می آید ، و وقتی به درستی ارزش گذاری می گردد و شناسانده شود هویت بومی وفرهنگی هر منطقه را تقویت می کند و باعث جاودان شدن میراث فرهنگی ملت ها و حمایت از سنت ها می گردد. در کل از صنایع دستی می توان به عنوان خط انتقال پیام فرهنگی بین میهمان ومیزبان یاد کرد.

برای بررسی جایگاه صنایع دستی ابتدا می بایست گردشگران را تقسیم بندی نمود.جدا از تقسیم بندیهای سازمان جهانی گردشگری (WTO) ازمنظرخرید کالای صنایع دستی ، گردشگری به دو دسته اصلی تقسیم می گردد.

الف : گردشگر تفریحی: بر اساس تفریح سفرش شکل می گیرد.این گردشگر بدون آشنایی با منطقه ، فرهنگ و هویت خاص منطقه ، آثار صنایع دستی را تنها بعنوان سوغات ویادگاری تهیه می نماید.

ب : گردشگر فرهنگی : براساس شناخت و مطالعه سفرش شکل می گیرد،اطلاعاتی را از قبل جمع آوری و مطالعه می کند.آنها خواهان خرید محصولات بومی هستند وبه محصول خاص هر منطقه اهمیت می دهند.

با توجه به مطالب ذکر شده به نظر می رسد که گردشگری وصنایع دستی حرکتی هم عرض دارند.گردشگری یک سفرویک ماجرا است که انسانها چیزی خارج از تجربیات زندگی روزمره خود را در آن می جویند.از قبیل چیزهایی که در تاریخ ، میراث فرهنگی ، آرامش ، آب وهوا ، جغرافیا وسایر امور می توان جست .گردشگری معمولا فرصتی است برای مواجهه ، تحسین و حتی خرید «تفاوت» که متعلق به «دیگری» است.

گردشگری به همان اندازه که می تواند در رونق و شکل گیری محصولات صنایع دستی فرهنگی با کیفیت بالا اثر بگذارد در نوع دیگرش می تواند باعث تخریب فرهنگی و هویتی محصولات صنایع دستی شود که ساخت نمونه های بدل و محصولات غیر فرهنگی از آن جمله است ، تلفیق ، ترکیب و تغییر محصولات صنایع دستی یک منطقه برای خرید بیشتر توسط گردشگر ، گاه به صنایع دستی اصیل آن منطقه ضربات جبران ناپذیری وارد  می نماید.

– انواع تولیدات صنایع دستی : در ارزیابی چندین ساله کالاهای صنایع دستی ، به این نتیجه می رسیم که این کالاها در سه بخش از نظر مخاطب می توانند مورد ارزیابی قرار گیرند.

الف : تولید برای مصرف بومی ( مصرف داخلی)

ب : تولید برای بازار گردشگری

ج : تولید برای ارسال به دیگر بازارها

این تقسیم بندی زمانی نمود پیدا می کند که تولید کنندگان با گردشگری وبازار آن آشنا باشند.بعنوان مثال تولیدات صنایع دستی در اصفهان بدلیل قرار گرفتن در یک فضای گردشگری بهتر و راحت تر عرضه می شوند و تولید کننده نیز به جذابیت هایی که گردشگر خواهان آن است بهتر پی می برد.

وجود یک برنامه مدون ومطالعه شده می تواند علاوه بر اینکه به تولیدات صنایع دستی  کیفیت واعتبار بخشد و آنرا برای گردشگر جذاب تر نماید ، باعث سلیقه یابی گردشگران شده و تولید کالاها هدفمندتر شکل می گیرد.گردشگران از طریق اطلاعاتی که همراه با مصنوعات دستی ارائه می شوند درباره اصلیت واعتبار آنها قضاوت می کنند ، در بسیاری موارد گردشگران با صنایع دستی بومی ومنطقه ای و اشکال مختلف آن آشنا نیستند و آنها را خریداری نمی کنند.مگر اینکه اطلاعاتی درباره مکان ساخت یا کاربرد آنها بدانند.اگر این اطلاعات آنها را متقاعد نماید که صنایع دستی مورد نظرشان توسط بومیان ساخته شده  و سالها استفاده می شود ، گردشگران به خرید آنها ترغیب خواهند شد. با توجه به بررسی گروههای مختلف گردشگر ، در ارائه یک برنامه موفق برای فروش صنایع دستی به گردشگران باید عوامل زیر مورد مطالعه و بررسی قرار گیرند.

۱- مدیریت و آموزش

جهانگردی ابزار بسیار موثری است در جهت درآمدزایی و فقرزدایی ، استراتژی استفاده از توریسم برای کاهش فقر ، ایجاد شغل و رونق اقتصادی باعث بالا رفتن کیفیت زندگی مردم آن منطقه می شود.از سوی دیگر توریسم یک نیروی مهم ویک ابزار کارآمد برای بیان میراث فرهنگی است.ایجاد یک هسته مدیریتی که شناخت درستی از میراث فرهنگی ، صنعت گردشگری و تولیدات صنایع دستی دارد در نهایت می تواند باعث محافظت از هویت ملی و فرهنگی ، محافظت از میراث های فرهنگی، مادی ومعنوی. تشویق جهانگردی فرهنگی ، تاریخی ، باستانشناسی و فرهنگ عامه ، بهادادن به صنایع دستی ، گنجینه های زنده هنرهای اجرایی ، هنرهای بصری ، ادبیات ، کمک به بخش های خدماتی جهانگردی و به کارگیری اعضای بومی و محلی و در نهایت کیفیت و سطح زندگی مردم منطقه گردد.از پروژه های موفق مدیریتی می توان به موارد زیر اشاره کرد.

پروژه OTOP  (یک دهکده یک محصول ): در تایلندکه بومیان یک منطقه جهت تولید با کیفیت یک یا چند کالا تشویق و حمایت می شوند.

–    پروژه جهانگردی برای توسعه: افراد حرفه ای توریسم در آفریقا بخشی از سود خود را برای توسعه پروژه های منطقه مورد بازدید همچون بهداشت ، راهسازی و … اختصاص می دهند.

–    پروژه «جزئیات صنایع دستی در سفر» یا مسیرهای صنایع دستی در پورتوریکو که نقشه هایی در اختیار جهانگردان قرار می گیرد که آنها را دعوت به تعقیب در مسیرهای صنایع دستی می کنند و در عین حال محصولات قابل دستیابی در هر ایستگاه را معرفی می کند، همچنین در طرف دیگر این نقشه ها ، نام وآدرس کامل افراد سازنده مربوط به هر گروه صنایع دستی آورده شده است.

–    پروژه هنرمندان مشغول کار در کبک کانادا ، که کارگاههای صنعتگران به عنوان یک موزه اقتصادی مورد بازدید گردشگران قرار می گیرند.

–    پروژه ارزیابی در کلمیبا که با پخش پرسشنامه ای استاندارد شامل ۲۲۲ سوال بین بازدیدکنندگان وبرنامه ریزی براساس جواب و خواسته های آنها درآمد ۸۰ میلیون دلاری را برای کشور ومردم  خود به ارمغان آورده.

مدیریت استراتژیک گردشگری و صنایع دستی زمانی به نتیجه مطلوب می رسد که عنصر آموزش برای افراد مختلفی که در پروسه تولید صنایع دستی تا حضور گردشگر نقش دارند ، انجام پذیرد.این آموزشها می توانند به صورت مستقیم و غیر مستقیم ، آکادامیک ، از راه دور و حین کار تعریف شوند.

همچنین آموزش می تواند گروههای مختلفی از جمله : تولیدکنندگان صنایع دستی ، فروشندگان صنایع دستی ، گردشگران ، راهنمایان ، برنامه ریزان و… را دربر گیرد.

به طور کلی هر گونه فرایندی که باعث تغییر ویا بهبود نگاه فعالان بخشهای مختلف حوزه گردشگری و صنایع دستی گردد خود نوعی آموزش محسوب می گردد.در یک برنامه صحیح آموزشی تولید کنندگان به جنبه های زیبا شناسانه محصول پی می برند و از پیشینه محصول مطلع می شوندو درنهایت خلاقیت را در تولید خود دخالت می دهند.فروشندگان با محصولات و مواد اولیه آنها ، پیشینه هویتی و فرهنگی محصول آشنا می شوند و خریدار را در خرید محصول بهتر و اصیل تر یاری می دهند وگردشگران نیز در خرید خود به نوعی به فرهنگ بومی و هویتی منطقه توجه می کنند وخرید کالای صنایع دستی اصیل تر و با هویت تر رونق می گیرد.، گردشگران از طریق اطلاعاتی که قبل از سفر یا در حین سفر به آنها داده می شودبا کالای صنایع دستی هر منطقه آشنا می شوند وبرای خرید نوعی از آنها ترغیب می شوند.

۲- اصالت و بومی سازی:

مهارت های پیچیده به کار رفته در هر اثر دستی سنتی ، هزاران سال را پشت سر گذاشته است و باعث گردیده میراث فرهنگی بشر در جهان مدرن امروز همچنان زنده باقی بماند.امروزه تولید صنایع دستی فرهنگی با کیفیت بالا علاوه بر برآورده کردن نیاز های اقتصادی جمعیت تولید کننده همانا باعث زنده نگهداشتن سنت بومی می شود.متاسفانه تلفیق و ترکیب های ناشناخته و نا آگاهانه امروزه تولیدات صنایع دستی را از هویت و اصالت دور کرده ودر عوض نمونه های  نوظهور فاقد هویت  جایگزین شده اند.

صنایع دستی و در نوع کاملترش هنرهای سنتی همچون موسیقی سنتی ، ادبیات فلکلور و … همگی منابع غنی وبدیعی هستند برای نمایش جوهره و طبیعت فرهنگ بومی به گردشگران و گردشگران از طریق خرید ، این فرهنگ بومی را به اجتماع وخانه خویش منتقل می کنند.تولیدات صنایع دستی هر چه اصیل تر و بومی تر باشند ، هویت بومی را تقویت کرده و افراد را به حمایت از سنت های جاودان میراث فرهنگی و حفظ کیفیت تولیداتشان تقویت می نماید وزمانی که به اصالت آثارصنایع دستی اهمیت داده نشود ، این آثار به سمت کلیشه های بی معنا ، نمونه های ارزان قیمت ویا تقلیدی حرکت می کنند.برطبق تحقیقات انجام شده توسط سازمان جهانی جهانگردی (WTO) ، عده زیادی از گردشگران در حال تبدیل شدن به مسافران جالب و ویژه ای هستند که به هنر ، میراث و فعالیت های فرهنگی به عنوان یکی از پنج دلیل اصلی سفر خود امتیاز می دهند ، همین دلیل باعث شده که جهانگردان در خرید آثار صنایع دستی نیز ضمن مطالعه به دنبال نمونه های اصیل و معتبر همان محل باشند ، از این رو لازم است تمایز بیشتری بین آنچه که جهانگردان به عنوان هدیه می خرند که فاقد اعتبار کافی است و آنچه به عنوان یادبود می خرند که می تواند بارها و بارها خاطره آن سفر را برایشان زنده کند قایل شویم.

۳- هماهنگ سازی و ارزان سازی:

ارتقای جهانگردی همیشه در این جهت نیست که جهانگردان کسانی هستند که دوست دارند صنایع دستی با کیفیت بالا و کمیت زیاد بخرند ، فقدان برنامه ریزی برای توسعه صنایع دستی هماهنگ با جهانگردی همیشه این نتیجه را به دنبال دارد که تولیدکنندگان پیوسته به تلاش خود برای فروش کالایشان به جهانگردان ادامه می دهند بدون اینکه به ذائقه آنچه را که گردشگران می خواهند توجه داشته باشند ، متاسفانه هنوز اطلاعات دقیقی از آنچه را که جهانگردان می پسندند در دست نیست. اگر چه ممکن است بخش عمده ای از آنها بودجه زیادی را برای خرید کالاهای بومی کنار گذاشته اند اما آنچه مطلوبشان است نمی یابند در بیشتر موارد یک فاصله عمیق بین تولید کننده ، فروشنده و خریدار (گردشگر) وجود دارد و این همان عدم هماهنگی است.

نتیجه چنین وضعی عدم اهمیت به پتانسیل بازار است که به گرفتن تصمیمات نامناسب  منجر می شود. در بیشتر کشورها از جمله ایران آمار زیادی در ارتباط با جهانگردان ، ملیت ومدت اقامت آنها در اختیار است اما در مورد خرید کالای صنایع دستی معمولا تنها رقم صادرات در دسترس است و فروش به جهانگردان که در واقع «صادرات مخفی» است اغلب موارد نادیده گرفته می شود.آمار به دست آمده  نشان می دهد که توریست ها می توانند ۵ تا ۱۵ درصد از کل بودجه مسافرتشان را صرف خرید صنایع دستی و سوغات نمایند که این درصدها بر اساس ملیت گردشگران و نوع گردشگری متفاوت است اما همگی از کم بودن این هزینه نسبت به سایر هزینه های گردشگری همچون اقامت ، سفر ، تغذیه و… خبر می دهد.

ارائه ارزان کالاهای صنایع دستی اگر چه در کل درصد خرید تاثیر ندارد ، اما می تواند اثرات زیر را در پی داشته باشد.

۱-    کالا به میزان بیشتری تولید و بعنوان یک هویت و میراث فرهنگی پخش خواهد شد.

۲-    تمایل برای تولید محصولات جدیدتر و خلاقانه تر افزایش پیدا می کند.

۳-    اجناس تقلبی مشابه از گردونه فروش حذف می شوند.

۴-    کارگاه های محلی و تعاونی های بومی شکل می گیرد که باعث اشتغال زایی بیشتری می شود.

۴- تطبیق شرایط و کوچک سازی:

برای این که بدانیم چه محصولی برای گردشگران جذاب خواهد بود ابتدا باید زمان و تلاشی را برای فهمیدن آنچه آنها دوست دارند و آنچه دوست ندارند صرف کنیم تنها مطالعه دقیق این اطلاعات و تطبیق کالای تولید شده به خواسته های گردشگر باعث فروش بهتر وبیشتر می شود.

در نتیجه حرکت قرن بیستم به سوی تولید انبوه واطمینان از یکسانی محصولات ، واضح است که مشتریان بیشتر به دنبال محصولاتی هستند که به مراتب شخصی تر ومنحصر به فردتر باشند و این بدان معناست که تولید کننده کالا باید در جستجوی کمیابی و یگانگی باشد.

خواسته ها ونیازهای گردشگران در طی دو دهه اخیر تغییراتی پیدا کرده است ، گردشگر فرهنگی این روزها دیگر به دنبال هتل های زیبا واستراحت نیست بلکه به دنبال تجربیاتی است خاطره انگیز در جامعه  مدرن ، گردشگر از کمبود هویت فردی رنج می برد ، بدنبال کالایی برای یادآوری خاطرات می گردد، تطبیق کالای تولید شده با خواسته های گردشگر از مهمترین عوامل فروش به شمار می رود. از سوی دیگر گردشگر ترجیح می دهد کالای خود را به راحتی تهیه نماید و انتقال دهد ، کاملا واضح است که صنایع دستی برای گردشگران باید قابل حمل باشد یا به گفته کارشناسان (اندازه چمدانی) داشته باشد.گردشگر در خرید خود نباید نگران مسائلی از قبیل مشکلات حمل ونقل ، پرداخت پول اضافه بار ، آسیب دیدگی و یا سرقت باشد.همه این مسائل کالای صنایع دستی را به سوی کوچک سازی و تطبیق با شرایط گردشگر پیش می برد.اما این نکته بدان معنی نیست که فقط می بایست تولیدات صنایع دستی را به سمت کوچک سازی برد ، با یک مدیریت صحیح می توان تولیدات را در هر اندازه ای اما با  کیفیت خوب ساخت تا گردشگر بتواند با اطلاع از نوع ، کیفیت و قیمت محصول، آن را در کشور خود تحویل بگیرد یا در نمایندگیهای فروش صنایع دستی آن کشور تهیه نماید(فروش سفارشی ).

کوچک سازی محصول در اصل فراهم کردن راحتی توریست است در حمل و نقل کالا ، گردشگر کالایی را که امنیت سفری داشته باشد با خیال راحت تری تهیه می نماید.

۵- هویت بخشی و شناسنامه دار کردن:

از موضوعات مهم در سنجش صنایع دستی و کیفیت آن ، مسئله اعتبار است ، تحقیقات نشان داده از نظر گردشگران عامل اعتبار و یا اصل وبدل بودن در خرید گردشگر نقش دارد.می توان از طریق اطلاعاتی که همراه با مصنوعات دستی ارایه می شود قضاوت درباره اصلیت واعتبار محصول را به گردشگر واگذار کرد.در بسیاری موارد گردشگران با صنایع دستی بومی یا اشکال مختلف آن آشنا نیستند و آنها را خریداری نمی کنند مگر اینکه اطلاعاتی درباره مکان ساخت یا کاربرد آنها بدانند.اگر این اطلاعات آنها را متقاعد نماید که صنایع دستی مورد نظرشان توسط بومیان ساخته شده و استفاده می شود به خرید آنها ترغیب خواهند شد.در برخی موارد اطلاعات باید از خود هنرمندان گرفته شود و یا درصورت داشتن زبان مشترک خود داستان مربوط به هر کالای تولید شده را برای گردشگران می گویند،هک نام بر روی کالا یا داشتن برچسب خود باعث هویت بخشی و شناسنامه ای شدن اثر می شود.

به این منظور و برای این که هم کشورها هم سازندگان صنایع دستی هر دو از پتانسیل بازاری که توسط جهانگردی پیشنهاد می شود سود ببرند.سیاستی منسجم برای حمایت از خلاقیت و نوآوری لازم است ، از سوی دیگر یکی از اثرات منفی جهانی شدن ، تکثیر و انتشار آثار دستی است که در کشورهای فقیر و یا درحال توسعه که هیچ پیشینه ای از آن کالا ندارند ، به طور انبوه وبا مواد و مصالح غیراستاندارد تولید می شود این امر موجب  تضعیف و خراب کردن تصویر کالای اصلی شده ضمن اینکه سبب افت قیمت می شود.بنابراین ناگزیر باید سیستم های طراحی متمایزی به وجود آید که در آن ارزش صنایع دستی با منشاء جغرافیایی ، اعتبار کالا و منحصر به فرد بودن آن پیوند بخورد.در این راستا نشان عالی یونسکو ، اخیرا به منظور حمایت از کالاهای صنایع دستی و افراد سازنده در سطح بازار جهانی ، ترغیب نوآوری و آموزش و توسعه ارتباطی میان صنایع دستی و جهانگردی به وجود آمده است.

نشان عالی یونسکو و اعطای سایر موارد مشابه از جمله شناسنامه دار کردن آثار در اصل بازارهای جدیدی را برای عرضه محصول می گشاید و تولید کنندگان رابه نوعی رقابت برای بالا بردن کیفیت محصول خود وا می دارد.

۶- بازاریابی و تبلیغات :

کالای با ارزش و با مفهومی که در کشور خریده می شود بهترین وارزانترین روش بازاریابی است ، این محصول خریداری شده در هر کجای دنیا در خانه ها و دفاتر در معرض دید قرار می گیرد و بدون شک موضوع گفتگویی خواهد شد بین خانواده ها و دوستانی که آنها نیز تشویق می شوند که آن کشور را خود نیز ببینند.

صنایع دستی از سفیران هر کشور به شمار می آید. در عین حال می دانیم که در اکثر مواقع بخشی از خرید صنایع دستی یک گردشگر صرف خرید محصول نادرست می شود. یک بازاریابی خوب که می بایست همیشه با یک تبلیغ خوب همراه باشد به اطلاعات و دانش گردشگر در خرید کالای باکیفیت می افزاید ،از ارائه محصولات ضعیف یا قلابی و کم کیفیت جلوگیری می کند ، موقعیت رقابت ایجاد می کند ، خلاقیت و تنوع طراحی را باعث می شودو…

در بازار یابی محصولات باید ویژ گیهای گردشگران را بشناسیم و نیاز آنها را درک کنیم، از موقعیت محصول تولیدی خود با خبر شویم وبا توجه به این موارد در گردشگر هدفمندی خرید ایجاد کنیم در کل باید از بازاریابی مستقیم پرهیز کرد زیرا گردشگران در زندگی روزمره شان به اندازه کافی با بازاریابی های مختلف سر و کار دارند و همه آنها از بمباران پیوسته اطلاعات در رنج اند.

اگر به این نکته برسیم که گردشگر ، سفر را برای ایجاد تغییر برگزیده باید در بازاریابی و تبلیغ محصولات نیز تغییری ایجاد کنیم .بازدید از یک کارگاه و محل کار به مراتب جنبه اثر گذاریش بهتر از توزیع و پخش صدها بروشور و پوستر است.خلق موقعیتها و جذابیت هایی که به خرید منتهی می شود لذتی فزاینده را برای گردشگر ایجاد می کند.تبلیغات می تواند به صورت غیر مستقیم در کانالهای ماهواره ای ، شبکه اینترنت ، در آژانسهای مسافرتی و تورها ، در هواپیما، قطار ، اتوبوس و کشتی ویا بوسیله راهنمایان تور انجام پذیرد.

توسعه و اجرای برنامه بازاریابی مزایای بسیاری دارد که به افزایش فروش صنایع دستی به گردشگران می انجامد باید به خاطر داشته باشیم گردشگران مشتاق خریدند آنها دوست دارند چیزهایی را با خود ببرند که یادآوری تجارب وخاطرات آنها در طول سفرشان باشد وهر تغییری که در جهت بهبود عرضه محصول در بازار انجام پذیرد هر چقدر جزیی ، به سرعت انگیزه خرید را بالا می برد.

۷- نحوه ارائه و بسته بندی

یکی از عوال مهم در فروش صنایع دستی می تواند مطابقت سبک و آرایش اماکن فروش با محصولات باشد. متاسفانه بیشتر بناهای گردشگری در جهان، جز بناهای تاریخی شکلی کلی و عمومیت یافته  از مدرن شدگی رانشان می دهد که هیچ ارتباطی با سبک زیبایی شناسی بومی منطقه ندارد.صنایع دستی که در این فضاها چه هتل یا مراکز خرید ارائه می شود بی شک نا متجانس با مکان هستند و یا حداقل مکانی مرتبط به معماری و سبک آرایشی که نشان دهنده آن ناحیه وفرهنگ مردم بومی آن باشد ندارد.همگام بودن عرضه صنایع دستی با معماری و وضعیت ظاهر محل های فروش ، گردشگران را بر باور این نکته ترغیب می کند که هنرهای سنتی ناحیه همگی اصل و سنتی هستند.این عامل که به عامل مطابقت بین معماری و صنایع دستی اطلاق می شود در روند ارائه هر چه بهتر و مفیدتر صنایع دستی نقش مهمی دارد.از سوی دیگر همیشه به همراه  ارائه محصول اطلاعاتی نیز باید کار را همرامی کند تا خریداران را نسبت به اعتبار محصولات ، ویژگیها ، بی ضرری و بادوامی آنها مطمئن کند. وضعیت ظاهری مکان و افرادی که دست اندرکار فروش صنایع دستی هستند ، نباید با انتظاراتی که از سبک فرهنگی اشیاء می رود متناقض باشد.گردشگر انتظار دارد فروشنده اطلاعات کاملی را از محصول ارائه دهد و در کل درست بودن همه این عوامل باعث همخوانی کالای صنایع دستی با آنچه فرایند فروش می نامند می شود.

در نگرش جدید که صنعت گردشگری و صنایع دستی هر دو به صورت موازی به توسعه خود ادامه می دهند ، جهت فروش بهتر محصولات به گردشگران بسته بندی کالا نیز از موارد مهم توسعه فروش محسوب می گردد.یک بسته بندی خوب علاوه بر محافظت از کالا ، کالا را تبلیغ می کند و خریدار را ترغیب .یک بسته بندی خوب می بایست با نوع کالای ارائه شده همگام باشد و ۶ معیار را رعایت کند.

۱-    کیفیت خوب و رعایت استانداردهای بسته بندی

۲-    محافظت از محصول و تسهیل در حمل محصول

۳-    ترکیب خلاق و موثر با کالای داخل (فرم و طرح)

۴-    بیان کننده ارزشهای زیبایی شناختی محصول و هویت فرهنگی منطقه ساخت

۵-    احترام به محیط زیست در مواد و تکنیک های تولید و بازیافت

۶-    قابلیت عرضه در کلیه جوامع و مکانهای گردشگری و غیره ….

با اتکا بر طراحان و محققان بازار می توان دانش و اطلاعات کافی درباره بسته بندی های جذاب والبته با قیمت پائین به دست آورد.بسته بندی رفتاری بصری است و نوعی لذت ذاتی برای مثال کشور هند تلاشی قابل ستایش در طراحی لوگویی تحت عنوان (هند شگفت انگیز) انجام داده، طرحی با رنگهای جذاب که زیبایی فرهنگ  رنگارنگ شبه قاره را  به تصویر می کشد.  بر اساس یک برنامه ملی کلیه کالاهای صنایع دستی تولیدی منطقه در بسته بندیهایی با این طرح قرار می گیرند .

نتیجه گیری

هماهنگی صنعت گردشگری و صنایع دستی می تواند فرصتهای طلایی را در اختیار فعالان هر دوبخش بگذارد . در کشور ما ایران که به لحاظ داشتن پیشینه و فرهنگ غنی یکی از مناطق هدف جهت گردشگری محسوب می شود می توان با سرمایه گذاریهای کوتاه و بلند مدت، تغییرات در بخشهای اجرایی و مدیریتی و تدوین سیاستهای نو ، برای دو بخش گردشگری و صنایع دستی برنامه های جدید و همگامی را ارائه کرد.

با ارائه برنامه ای در ۷ محور: مدیریت و آموزش – اصالت و بومی سازی – هماهنگ سازی و ارزان سازی –  تطبیق شرایط و کوچک سازی – هویت بخشی و شناسنامه دار کردن – بازاریابی و تبلیغات و ارائه و بسته بندی می توان در وضعیت فعلی تولید  صنایع دستی تغییر بزرگی را ایجاد کرد . برنامه ریزی برای ورود بیشتر گردشگران به کشور و ارائه خدمات بهتر به آنها علاوه بر تغییر در میزان تولیدات صنایع دستی ، این کالا ها را به عنوان نمادهای فرهنگی و هویتی کشور در سراسر دنیا معرفی میکند و خود ابزاری میگردد برای تشویق بیشتر مردمان سایر دنیا برای بازدید از سرزمین زیبای ایران .

شهریورماه ۱۳۸۸ – کرمان

منابع :

۱- گزارشهای آماری سازمان میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری

۲-Measuring Crafts Tourism Impact through an Index”, Mr. Dominique Bouchart, Expert Crafts Development, Bouchart-Counsult

۳- “Tourism and Handicrafts: Modernity and Identity in the Global Marketplace”, Mr. Nelson Graburn, Professor, University of California, Berkeley

۴- “From Local to Global: Thai Handicrafts being linked with Tourism”, Dr. Sasithara Pichaichannarong, Deputy Permanent Secretary, Ministry of Tourism and Sports of Thailand

1 دیدگاه برای “هماهنگ سازی تولیدات صنایع دستی با صنعت گردشگری”

  1. جناب آقای یزدان پناه
    مقاله بسیار خوب و دقیق بود امیدوارم در برنامه های استراتژیک آتی در زمینه گردشگری و صنایع دستی مد نظر مسئولان قرار گیرد و جامعه صنایع دستی ایران از وضعیت بی مهری فعلی خارج شود
    ضمنا بنده از قسمتهایی از نوشته ارزشمند شما با آدرس سایت در یک پژوهش مرتبط استفاده کردم امیدوارم که در این مورد رضایت داشته باشید

    برای شما هم آرزوی موفقیت دارم

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *