بایگانی برای ‘دوستان’ دسته

دعوت به دیدن زییایی ….

پنجشنبه, ۲۱ آبان ۱۳۸۸

img_3281

ذوق زده میشوی وقتی پس از سالها در شهری که تعداد هنرمندانش در ادعا بسیار زیاد هستند و در کار حرفه ای به تعداد انگشتان یک دست هم نمی رسند به دیدن آثاری بروی که تجسم کامل زیبایی هستند . عفت تکلو به معنای کامل هنرمنداست ، کرمانی نیست اما باتلاشی چند ساله ، بدون ادعا و در نهایت احساس ، زیبایی های گذشته این شهر را نمایان میکند . زیبایی هایی که ما ساده و بدون تفکر از کنار آنها می گذریم و تخریب شان راشاهدیم اما او با تلاش و پشتکاری  ۵ ساله آنها را به تصویر کشیده. نگاره های تکلو معجونی است از رنگ با ترکیب هایی خلاقانه که نشان میدهد او به کارش وارد است و راضی نمی شود هر جور کاری را به دیوار بیاویزد و به خورد بیننده بدهد . بدون شک عفت تکلو در ارائه چنین آثار زیبایی تکیه گاهی دارد به نام علیرضا فخری زاده ، همسرش و عکاسی حرفه ای که  فارغ از جریان های هنری روز کارش را می کند و به کارش ایمان دارد . وحالا ترکیب تلاش تکلو و فخری زاده نمایشگاهی شده از کاشی های معماری سنتی کرمان. نمایشگاهی که شما را دعوت می کند به دیدن زیبایی …

پرواز…

چهارشنبه, ۸ مهر ۱۳۸۸

فرخ کرمانی ( جواد رشید فرخی ) در۸ مهرماه ۸۸ در سن ۹۲ سالگی درگذشت . شاعری که پرداختن به سیاست و تجارت را در خاطرات خود داشت و  به شهرش کرمان عشق می ورزید . از فرخ کرمانی دو مجموعه کتاب به نامهای مینای محبت و آوای وحدت به چاپ رسیده که اینجانب افتخار طراحی جلد این دو مجموعه کتاب را داشته ام . مجید ملک در وبلاگ خود (http://injakerman.persianblog.ir/)شرح کاملی از زندگی وفعالیتهای وی داده که خواندنش خالی از لطف نمی باشد .روحش شاد و یادش گرامی باد.

به کجا چنین شتابان …

جمعه, ۶ شهریور ۱۳۸۸

img_6560

هیچ میدانی چه زود از میان ما رفتی ، خداحافظی ات برای یک سفر چند روزه بود . اما ….  یادم می آید بارها به من گفته بودی میخواهی یک گرافیست بزرگ و حرفه ای شوی و با ذوق و شوق از کارهایت حرف می زدی ، از تجربه هایت ، ازاینکه خیلی جاها که کار کرده ای حقت رانداده بودند ، اما باز شروع کرده بودی … یادت هست می گفتی  تازه فهمیدی گرافیک ناب یعنی چی . و می گفتی میخواهم گرافیست شوم نه فتو شاپ کار. حالا رفته ای و ماتنها ونمیدانیم با نبودنت چگونه کنار بیاییم . دلخوشیمان به دیدن عکسهایت است و خاطراتی که چه زود گذشت … چه زود… حالا دیگر می دانیم سفر توتمام شده وبه مقصد رسیدی.حالا ما مسافریم، مسافری که در این گذر روزگار دیر یا زود به تو می پیوندیم…

پانوشت : احسان تاج الدینی گرافیست جوان کرمانی (۱۳۸۸ – ۱۳۶۲ ) دراثر سانحه تصادف درآخرین روزمرداد ماه ۸۸ در جاده کرمان- شیراز از میان ما رفت .احسان، گرافیک را بصورت تجربی آغاز کرده بود اما علاقه و کارهایش نشان از آینده ای موفق داشت ، تقدیر چنین بود که احسان رفتن را به ماندن ترجیح دهد ، روحش شاد و یادش گرامی

به یاد کرمان …

سه شنبه, ۱۰ دی ۱۳۸۷

به یادکرمان عنوان نمایشگاه عکسی است از سیدمهرداد معین زاده و حجت گلچین که در گالری بوتیا برپاست ، عکسهایی که از دیدنشان تاسف می خوری بر آنچه بر سر کرمان آمده و چقدر زیبایهای این شهر درمیان سنگ و آهن و سیمان گم شده و رفته رفته از بین میرود. گلچین و معین زاده که هردو از اساتید دانشگاه هستند با نگاهی موشکافانه و زیبا تغییرات غیر اصولی و مخرب توسعه ای را نمایش میدهند که نه تفکر دارد و نه منطقی به پیش میرود . دیدن این نمایشگاه را جدا از همه علاقمندان به مسئولین فعلی و گذشته  استانداری ، شهرداری ، میراث فرهنگی و … نیز توصیه می کنم ، این دوستان نیز میتوانند ساعتی فارغ از همه مسئولیت های مدیریتی خود به تماشای این عکسها بیایند و بنگرند آنچه بر سر معماری بومی و سنتی این شهر آمده و آنچه که بافت قدیم کرمان راتهدید میکند . شاید به خود بیایند و پی ببرند که خود نیز بی تقصیر نیستند . کرمان شهر زیبایی بوده وهست اگر چه بسیار ی از زیباییهایش را از دست داده اما هنوز کمی وقت باقیست …

جشنواره دار شدیم…

پنجشنبه, ۱۴ آذر ۱۳۸۷

-در یک ابتکار جالب اما نه چندان تازه نشریه پایان هقته در نظر دارد جشنواره وبلاگهای کرمانی را برگزار کند ، اتفاق خوبی که لازم بود زودتر از اینها کسی دست به کار شود و انجامش دهد ، حالا شهابی مدیر مسئول پایان هفته شروع کرده و ما وبلاگ نویسها باید یاری اش کنیم ، اگر چه امروزه وب نویسی و وبلاگ داشتن یکی از ابزارهای بیان عقاید شده اما فکر میکنم سهم استان کرمان در این ابزار نوین اطلاع رسانی بسیار ناچیز است ،و به همان نسبت تعداد خوانندگان وبلاگ ها  . این حرکت پایان هفته می تواند در فضای فرهنگی شهر بسیار مثبت بوده و اثرات خود را آرام آرام نشان دهد . به عنوان یک وبلاگ نویس در این جشنواره شرکت میکنم و اگر شما هم وبلاگ نویس هستی دعوت می کنم که شرکت کنید .

- چه خوب است دولتی ها هم بدون اینکه از آنها درخواستی شود برای شرکت در این جشنواره اعلام آمادگی می کردند . اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی ، سازمان ملی جوانان ، شهرداری ، صدا و سیما ، حوزه هنری و دهها نهاد دیگر نیز میتوانند مشارکت خود را دراین برنامه اعلام کنند.( به خدا یک بار هم شده درست فکر کنید )

- درفضایی که برای هر فعالیت کوچک و بزرگی ، مردم به گرفتن جایزه عادت کرده اند . نداشتن هیچ جایزه مادی برای نفرات برگزیده از نکات مثبت این جشنواره است .

- مطبوعات محلی ، مجموعه های فرهنگی و هنری ،  سازمانها ی مردمی ( NGO ) نیز میتوانند حضور پر رنگ تری در این اتفاق داشته باشند.

- هر چیزی که جشنواره ای شد ، رسانه ای شد ، برگزیده شد ، تقدیر شد و آخر همه اینها معروف شد ، خیلی زود یا خراب میشه یا خرابش میکنن این رسم ماست … ، ( و این نکته جای ترس داره )

- … و در آخر هم خسته نباشی به شهابی و اهالی پایان هفته ، برای دیدن فراخوان و شرکت در جشنواره هم به آدرس :

http://www.payanehafte.com مراجعه کنید

معجون احساس و وسواس

شنبه, ۹ آذر ۱۳۸۷

محمد رضا هاشمی نژاد ، دوست و همکارقدیمی ام ، نمایشگاهی از آثار پوستر خود را در سومین سالگرد خاموشی مرتضی ممیز در موزه هنرهای معاصر صنعتی برپا نموده است . مجموعه ای زیبا وحرفه ای که وسواس و احساس وی را نشان میدهد . فاصله کارهای هاشمی نژاد با آنچه در فضای فعلی گرافیک این شهر رخ میدهد بسیار است ، در زمانه ای که هر آدم از راه رسیده ای با داشتن یک کامپیوتر و جند نرم افزار خود را گرافیست میداند و هرسفارش دهنده ای هم بدون داشتن هیچ اطلاعاتی سعی میکند در سفارش خود دخالت کند ، هر مدیری فکر می کند پوستر سازی از عهده تایپیست روابط عمومی اداره اش بر می آید ، دیدن آثار هاشمی نژاد برای لحظه ای آدم را از این فضای بصری آلوده جدا می کند . داشتن افرادی چون هاشمی نژاد برای فضای فرهنگی این شهر یک فرصت به شمار می آیند که میشود از تخصص و تفکر آنها بسیار استفاده نمود اما چه فایده امروزه فرصت سوزی و استعدادکشی رسم ما شده …

مبارک است وبلاگ نویس ….

دوشنبه, ۲۷ آبان ۱۳۸۷

گویای خموش دوساله شد … مبارک است . علی نقوی حالا یک وبلاگ نویس حرفه ای شده که جذاب می نویسدو دقیق نگاه میکند . دوستی من با او بر میگردد به چندین سال پیش در همایشی به نام بازار سرمایه ، آدمی پرشور و خوش فکر، که فهمید میتواند آینده ای روشن داشته باشد و برای همین در کرمان نماند .به هر چه و هرکجا برسد حق اوست . بعدها فهمیدم علی نقوی عکاسی هم میکند اما نه عکسهای خوش آب ورنگ بلکه عکسهایی خاکستری همچون نوشته هایش که به آدم تلنگر میزند و او را به فکر می اندازد، که فکر میکنم جای عکسهایش در وبلاگش خالیست . علی نقوی زمانی هم برای مطبوعات کرمان می نوشت ، اما به نظر من خیلی زود به فضای غیر حرفه ای آنها پی برد و حالا مدتها ست از او مطلبی در روزنامه های کرمان نمی بینم ونظراتش را در گویای خموش منتشر میسازد . به هرصورت دوسال نوشتن در فضای وب علاقه میخواهد و پیگیری . خسته نباشی و مبارک است وبلاگ نویس …

زیبا و به یاد ماندنی

شنبه, ۱۸ آبان ۱۳۸۷

اگر این روزها به نگارخانه بوتیا سر بزنید شاهد نمایشگاهی هستید از آثار تذهیب و مینیاتور کارگاه هنر صبا به مدیریت مهران رضاپور ، کارهایی که از دیدنشان لذت می بری و اگر اهل هنر هم باشی ساعتها وقت صرف دیدنشان می کنی ، مهران رضا پور هنرمند بزرگ و ناشناخته ایست  یا به قول دیگر، غیر کرمانیها بیشتر از همشهریانش او را میشناسند . او حالا پس از سالها به این نتیجه رسیده که به دور از جریان های روز هنر که هنر را سر دستی و گاها مبتذل  می کند در کارگاهش کار کند و آموزش دهد.او میگویدهیچ انتظاری از مسئولین فرهنگی و هنری ندارد جز اینکه کاری به کارش نداشته باشند . کارهای هنر جویان این نمایشگاه نیز خبر از جوانانی میدهد که عاشقانه کار میکنند و حالا هنرشان را به قضاوت گذاشته اند . نمایشگاه آثار تذهیب و مینیاتور در شهری که تمامی فعالیتهای هنری آن به حالت خاموش در آمده اتفاق در خور توجه ای است . اما لازم بود از برگزاری این نمایشگاه  که نشان دهنده موفقیت عده ای از جوانان این شهر به همراه استادشان است حمایت بیشتری میشد تا حداقل این گروه میتوانستند تبلیغات بهتری را جهت اطلاع رسانی انجام دهند . نمی دانم سازمانهای حامی جوانان به چه کار مشغولند ؟ آیا تنها وظیفه آنها برگزاری سمینار برای یافتن همسر خوب است …

علی بلالی …

سه شنبه, ۷ آبان ۱۳۸۷

بلوار جمهوری ، نرسیده به خیابان هزار و یکشب ، کنار ساختمان بیمه دانا ، هر روز عصر از اواسط تیرماه تا اوایل دیماه یک وانت بار پیکان نه چندان تمیز پارک میکند و یک جوان تحصیل کرده اما ساده و باشعور به همراه پدرش بساط پخت بلال را راه میاندازند.
با تاریک شدن کامل هوا دورش بیشتر شلوغ میشود ، انگار همه اورا میشناسند ، علی آقا دو تا ، علی آقا پنچ تا شیر ، علی آقا ده تا …..
علی ابولی ، فارغ التحصیل مهندسی کشاورزی در سال ۸۳ از دانشگاه زابل مشهور به علی بلالی حالا دیگر در کاشت بلال متخصص شده . کشت می کند ، برداشت میکند و حاصل زحمتش را با روی باز به مردم می دهد . نوش جان ….
علی بلالی نمونه ای از یک جوان موفق است که نه بخاطر موفیتش لوح گرفته نه سکه ، نه برایش کف زده اند ونه با مدیری عکس گرفته و نه کسی سفارشش را کرده  اما به کارش ایمان دارد و اعتقاد. بر اساس علاقه اش درس خوانده و به اینکه یک مهندس کشاورزی موفق است به خود می بالد .
پدرش از او راضیست ، خودش می گوید معلم قرآن نیز هست و پدرش اضافه میکند کاشیکاری هم بلد است .
علی آقا آرزوهای بزرگی در سر دارد. راه اندازی یک مجتمع کشت صنعت در بردسیر ، تاسیس یک گاو داری و….
علی بلالی می تواند چیزهای زیادی را به آدمهای این شهر بیاموزد ، به مهندسانی که در آرزوی نشستن پشت میز بیکارند و به مدیرانی که می دانند هیچ تخصصی ندارند اما مدیریت را رها نمی کنند . علی ابولی می تواند نمونه ای از یک مدل موفقیت باشد ، چون علاوه بر همه ی داشته هایش آدمی شاد و سر زنده است و مردم را شاد می کند و به شاد بودن اعتقاد دارد.
او با مشترهایش انگلیسی حرف میزند ، با حرکات زیبای دستش بلالهایش را سرخ می کند. و گاه آیه ای قرآن می خواند .
علی بلالی می گوید اگر بزرگترین مجتمع کشت بلال را هم داشته باشم ، باز هم بلال می فروشم
شاید کمتر کسی مثل علی باشد که از کار کردن خجالت نمی کشد.

شاعری که رفت …

شنبه, ۴ آبان ۱۳۸۷

خبر به همبن سادگی بود ، طاهره صفار زاده درگذشت . شاعر و مترجم قرآن و استاد دانشگاه  پس از یک دوره بیماری، در بیمارستان ایرانمهر تهران به علت زایده مغزی در سن ۷۲ سالگی درگذشت. صفارزاده در سال ۱۳۱۵ در شهرستان سیرجان متولد شد و پس از کسب مدرک لیسانس در رشته زبان و ادبیات انگلیس برای ادامه تحصیل به خارج از کشور رفت. وی در سال ۱۳۷۱ از سوی وزارت علوم و آموزش عالی، استاد نمونه اعلام شد و در سال ۸۰ پس از انتشار ترجمه قرآن کریم به افتخار «خادم القرآن» نائل آمد. وی در ماه مارس ۲۰۰۶ همزمان با بر پائی روز جهانی زن از سوی سازمان نویسندگان آسیا و افریقا به عنوان شاعر مبارز و زن نخبه دانشمند مسلمان برگزیده شد. 

حالا کرمانیها به فکر می افتند . سیل تسلیت ها و یادبودها شروع میشود و به کرمانی بودن او افتخار می کنند . به راستی بنیاد نخبگان کرمان ، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی ، صدا وسیما و ده ها سازمان فرهنگی این شهر به چه کاری مشغولند . باز باید تاسف بخوریم که چرا مراسم بزرگداشت یک بزرگوار را در نبودش برگزار کنیم . … واین رسم این شهر و مردمانش است .