بایگانی برای اردیبهشت

تخریب ….

پنجشنبه, ۳ اردیبهشت ۱۳۸۸

img_0073متن زیر گزارشی است ازتخریب یکی از بناهای تاریخی کرمان  که توسط ساره ضیائی دانشجوی رشته مرمت و احیاء بناهای تاریخی دانشکده هنر دانشگاه شهید باهنر کرمان  تهیه گردیده ، باکمی تامل و تفکر می توان صدها نمونه از این بنا را مرمت و مجددا به کاربری رساند ، به راستی تفاوت ما با استانهای همجوار چون یزد چیست ؟                              

کوشک عامری در درون یک باغ در خیابان سجادیه واقع شده و تاریخ ساخت آن به دوره پهلوی اول باز می گردد. امان ا… خان عامری آن را برای همسر خود بنا کرد و تا چندین سال پیش محل سکونت وی و خانواده او بوده است، به این علت تغییرات و الحاقاتی جزئی در کالبد بنا به چشم می خورد. با وجود این که این بنا در دوره پهلوی ساخته شده اما نشانه های افول معماری پس از قاجار ایران در آن به چشم نمی خورد. با وجود آن که این بنا در فرم یک کوشک ساخته شده و برون گرایی از dsc00418خصوصیات ذاتی کوشک ها به حساب می آید، اما در عین حال محرمیت درونی بسیاری از خانه های بومی ایران را در خود محفوظ داشته است و علاوه بر این که در درون یک باغ محاط شده است، در قسمت مرکزی محیط طبیعی را در خود محاط کرده و به نوعی از خصوصیت خانه های کویری (برخورداری از حیاط مرکزی) نیز استفاده نموده و محوطه ای مشابه آن را در بخش درونی کوشک می بینیم.

متأسفانه در روزهای اخیر به دلیل عدم رسیدگی و متروکه شدن این بنای تاریخی، شاهد ریزش تاق بخش مرکزی (هشتی) آن بوده ایم، که خود منجر به عدم استحکام و تخریب سریع تر سایر بخش های این بنای شخیص شده است. به طوری که پدیده رانش در آن به میزان چندین برابر حالت معمول خود ایجاد شده است، و در صورت عدم رسیدگی سریع، در اندک زمان دیگر اثری از این بنا به جای نخواهد ماند.

و این است که در شهری به مانند کرمان، که مهم ترین عامل اعتبار و اهمیت آن در حال حاضر، رونق و سابقه تمدنی پیش از این می باشد، اثری از گذشته و هویت اصیل آن باقی نمانده، دیگر باید به چه مباهات کرد، به معماری صحیح و متناسب جدید، یا به نماهای معماری سنتی نقاشی شده بر دیواره های شهر؟!!

عید ی های جناب مدیر کل …

جمعه, ۲۸ فروردین ۱۳۸۸

اهالی فرهنگ و هنر عادت کرده اند با شروع سال جدید از مسئولین فرهنگی و هنری عیدی بگیرند ، البته این جناب مدیر کل به سال نو اکتفا نمی کند و مرتب عیدی میدهد ، آن هم عیدیهایی که آدم را جدا متعجب میکند . اما عیدی امسال آقای  رئیس مسلما با سالهای پیش تفاوت اساسی دارد . کانون هنر یا مجمتع فرهنگی و هنری کرمان را اگر کرمانی باشید حتما دیده اید ، ساختمانی با نمای بسیار زشت که نماد فرهنگ و هنر شهر محسوب میشود . اما همین ساختمان سالهاست که توانسته به مدد واحدهایی که در آن حضور دارند همچون انجمن هنرهای تجسمی ، انجمن نمایش ، انجمن سینمای جوان ، انجمن موسیقی ، انجمن قران ، انجمن شعر ،خانه مطبوعات ، تالار عماد ، نگارخانه شاهرخی و …. عده ای از جوانهای این شهر را که عاشق کار فرهنگی و هنری هستند به دور خود جمع کند.بسیاری از جشنواره ها ، سمینارها ، نمایشگاهها و صدها فعالیت فرهنگی و هنری در این ساختمان شکل گرفته و بسیاری از هنر مندان موفق این شهر و حتی کشور آموزشهای اولیه را از این مکان شروع کرده اند . اما چند سالی است که این ساختمان بخاطر همان سیاستهای غلط فرهنگی و هنری که هم من میدانم و هم شما به حالت نیمه تعطیل در آمده و فقط گاه گاهی از تالارش استفاده میشود و محوطه بازش که همیشه نمایشگاه سفال هنرمندان جوان همدان در آن بر پا ست ( فروش کاسه و کوزه های سفالی به نام نمایشگاه سفال ) . همه این حرفها مقدمه ای بود بر تصمیم جناب مدیر کل بر واگذاری کامل ساختمان کانون هنر کرمان به کانونهای فرهنگی و هنری مساجد .بله ، در پی اجرای سیاستهای خصوصی سازی ، یک ساختمان دولتی به نام کانون هنر به کانونهای فرهنگی و هنری مساجد واگذار شد آن هم بر اساس شنید ه ها  در برابر وثیقه ای که یک نخلستان است در یکی از شهرستا نهای استان کرمان و حالا این دوستان می توانند هر بلایی را که میخواهند بر سر انجمن ها و واحدهای فعال بیاورند .البته مدیران کانونهای فرهنگی و هنری مساجد لطف کرد ه اند و به واحدهای مستقر در کانون هنر اجازه داده اند تا بمانند اما در برابر پرداخت اجاره ای به صورت ماهانه ،  بد هم نیست از این طرف خصوصی سازی صورت گرقته از آن طرف هم احتمالا به کارمندان اداره مدیر کل محترم سالانه مقداری خرما تعلق میگیرد .      بله ، این هم از عیدیهای جناب مدیر کل به اصحاب فرهنگ ، هنر و رسانه ….

آی آدمها ….

سه شنبه, ۱۸ فروردین ۱۳۸۸

اگر ماشین شخصی نداشته باشی یا اهل ماشین سواری نباشی ، اگر برای انجام کارهایت پیاده رفتن را انتخاب کنی خیلی زود میفهمی که تابستان سختی را در پیش داری ، میفهمی که حالا چهره کرمان کویری تر به نظر می آید . میفهمی که دیگر از سایه های خیلی از درختان این شهر خبری نیست و خیابانها لخت شده اند . میفهمی که یک شبه همه درختان خیلی از خیابانها را قطع کرده اند و برده اند . البته همه اینها به ما شین داشتن و نداشتن مربوط نمی شود ، اگر کرمانی باشی همه اینها را خواهی فهمید .
بله ، اینها همه نتیجه یک توسعه افسار گسیخته است که مهار شدنی نیست و خراب میکند و پیش میرود و همراه آن کارش را نیز توجیه مینماید .دوستی میگفت خیلی از کسانی که دستور قطع درختان این شهر را صادر میکنند سنشان کمتر از سن خیلی از درخت های قطع شده است ، اما به راحتی این کار را انجام میدهند و بعد توجیه میکنند که بیماری به جان درخت های زبان بسته افتاده ، حالا این همه مهندس کشاورزی و فضای سبز چه وظیفه ای دارند بماند برای بعد …  در نقطه مقابل ، آدمهایی هستند به نام شهروند ، که بودن و نبودن این درختان برایشان فرقی نمی کند ، رسانه هایی هستند به نام نشریات محلی که بیشتر به امرار معاش خود فکر میکنند و نتیجه میشود مدیرانی که خراب میکنند بدون آنکه جواب دهند.  …. و این حکایت شهریست با آدمهایش