بایگانی برای شهریور

به کجا چنین شتابان …

جمعه, ۶ شهریور ۱۳۸۸

img_6560

هیچ میدانی چه زود از میان ما رفتی ، خداحافظی ات برای یک سفر چند روزه بود . اما ….  یادم می آید بارها به من گفته بودی میخواهی یک گرافیست بزرگ و حرفه ای شوی و با ذوق و شوق از کارهایت حرف می زدی ، از تجربه هایت ، ازاینکه خیلی جاها که کار کرده ای حقت رانداده بودند ، اما باز شروع کرده بودی … یادت هست می گفتی  تازه فهمیدی گرافیک ناب یعنی چی . و می گفتی میخواهم گرافیست شوم نه فتو شاپ کار. حالا رفته ای و ماتنها ونمیدانیم با نبودنت چگونه کنار بیاییم . دلخوشیمان به دیدن عکسهایت است و خاطراتی که چه زود گذشت … چه زود… حالا دیگر می دانیم سفر توتمام شده وبه مقصد رسیدی.حالا ما مسافریم، مسافری که در این گذر روزگار دیر یا زود به تو می پیوندیم…

پانوشت : احسان تاج الدینی گرافیست جوان کرمانی (۱۳۸۸ – ۱۳۶۲ ) دراثر سانحه تصادف درآخرین روزمرداد ماه ۸۸ در جاده کرمان- شیراز از میان ما رفت .احسان، گرافیک را بصورت تجربی آغاز کرده بود اما علاقه و کارهایش نشان از آینده ای موفق داشت ، تقدیر چنین بود که احسان رفتن را به ماندن ترجیح دهد ، روحش شاد و یادش گرامی

امان از این نماها …

یکشنبه, ۱ شهریور ۱۳۸۸

img_0749img_0752img_0754img_0776معلوم نیست  در سیستم مدیریت شهری و شهرداری قانونی هست که نماسازی ساختمانها موظف به رعایت آن باشند یا نه ؟ اما بی سلقگی و بد شکلی بسیاری از ساختمانهایی که در جند سال اخیر ساخته شده ، کرمان را کم کم به شهری زشت بدل میکند ، امروزه به مدد آلومینیوم ، شیشه ، گرانیت و صدها مصالح متنوع دیگر ، مهندسان و بساز و بفروش های این شهر بدون توجه به اقلیم و فرهنگ شهر و شهروندی و بدون رعایت کوچکترین مسائل زیبا شناسی ساختمانهایی را می سازند که مسلما جامعه معماران ومهندسان این شهر را در آینده نزدیک به زیر سئوال خواهد برد . اگر بدلیل پافشاری سازمان نظام مهندسان رعایت مسائل فنی ساختمان اجباری شده ، چه خوب بود سازمان یا جامعه معماران کرمان نیز شکل میگرفت تا به مواردی چون نمای ساختمانها و نمای شهری بپردازندو کرمان را از آنجه بر سرش می آید نجات دهد . تصاویر بالا تنها نمونه ای است از بی سلیقگی و بی هویتی ، مدرنیته ای که کلماتش به هم ریخته و افسار گسیخته به پیش می رود …

فاجعه …

جمعه, ۱۶ مرداد ۱۳۸۸

سالهاست که شهر ما دچار یک فاجعه مدیریتی است . مدیرانی که نه درایت دارند و نه تفکر ، اگر گذرت به او‍‍ژانس بیمارستان شفا بیفتد به بخشی از این فاجعه پی می بری . بعدازاین که بیمار اوژانسی ات را دکتر کشیک معاینه کرد نسخه ای می نویسد که باید از داروخانه بیمارستان تهیه اش کنی . تا اینجای قضیه مشکلی نیست . اما اگر در نسخه نوشته شده آمپولی باشد که بخواهی آنرا به بیمارت تزریق کنی ، با این جواب مواجه میشوی که بیمارستان بخش تزریقات ندارد و باید این کار را بیرون از بیمارستان انجام دهی . حالا تو می مانی و بیمارت و آمپولی که باید کسی را پیدا کنی تا ساعت ۳ نیمه شب آنرا تزریق کند . انگار راه اندازی بخش تزریقات به عهده  اداره قند و شکر یا کشاورزی است و حوزه بهداشت و درمان هیچ وظیفه ای در این خصوص ندارد . خوب این هم یکی دیگر از ویژگیهای شهر ماست …