رنگ روی رنگ
مجسمه خواجوی کرمانی و رنگش در شهر ما حکایتی شده ، گاهی از ترس حرف مردم رنگ و رویش زرد میشود ، حالا از این همه حماقت نفسش گرفته و سیاه شده و احتمالا در آینده نزدیک از خجالت سرخ می شود و این دسته گل دوستانی است که این بلاها را سر مجسمه خواجو می آورند . هر روز او را به رنگی در می آورند ، نمیدانم اگر مرحوم قهاری زنده بود و این خبرها را می
شنید چه میکرد . اما احتمالا آن بزرگوار هم لب فرو می بست و می گذاشت این بزرگواران به کارشان برسند . در هر صورت بعد از خواجوی کرمانی احتمالا همین روزها خبر کلوتهای شهداد و خراب شدنشان را خواهیم شنید که در وبلاگ شهداد خبر آمده ، مبارک است . این را هم می توان از عیدیهای نیروی انتظامی به میهمانان نوروزی و گردشگران تصور کرد که میخواهد در این منطقه مانور نظامی برگزار کند . مثل پارسال ، پس منتظر خبر خراب شدن کلوتهای شهداد باشید ، به همین زودی …

۱۶ اسفند ۱۳۸۷ در ۳:۰۵ ب.ظ
حکایت اره هست. میکشیمش یک طرف، پشیمون میشیم بر میگردونیمش شر جای اولش.
(با ترکیب جدیدی از آدمی زاد روز هستم)