بزرگمرد …
دریغ که فوت همایون صنعتی زاده ، اعجوبه و بزرگمرد فرهنگ ،هنر و تجارت کرمان و ایران زمین در سراسر ایران و سایر کشورهای دنیا بازتاب داشت جز زادگاهش کرمان ، نه متولیان فرهنگ و هنر چون ارشاد ، میراث وآموزش و پرورش و…و نه متولیان تجارت چون بازرگانی و صنایع و…از او یادی نکردند و دریغ که حتی رفتنش در شهر اطلاع رسانی نشد .نه تسلیتی و نه بزرگداشتی . برگزاری جشنواره غذاهای محلی را در بوق کرنا می کنیم و آمدن قویترین مردان ایران به کرمان را بر در و دیوار شهر جار میزنیم ونمی فهمیم و نخواهیم فهمید که صنعتی زاده و بسیاری از دیگر بزرگان این دیارکه بوده اند ؟ و چه کرده اند ؟
پانوشت : همایون صنعتیزاده، نویسنده، مترجم و ناشر ایرانی پس از یک دوره بیماری در ۵ شهریور ماه درکرمان درگذشت.صنعتی زاده هنگام مرگ ۸۴ سال داشت. ایده و پشتیبانی از انتشار دائرةالمعارف مصاحب، راهاندازی چاپخانه افست، چاپ کتابهای درسی و مدیریت سازمان کتاب های جیبی از دیگر کارهای مهم او در زمینه کتاب و نشر بوده است. مدیریت انتشارات فرانکلین در تهران که بسیاری از آثار برجسته ادبیات جهان توسط مترجمان آن (کسانی چون نجف دریابندری و کریم امامی) به فارسی ترجمه شد از مهمترین کارهای او بوده است.او به جز فعالیت در حوزه فرهنگ و ادبیات در تجارت نیز سرآمد بود و پایهگذار تعدادی از بنگاههای تجاری و مراکز صنعتی و کشاورزی معتبر بود که هنوز اسم و رسم بعضی از آنها به گوش ما میخورد؛ شهرک خزر شهر در مازندران، کاغذسازی پارس، کشت مروارید در کیش، رطب زهره، گلاب زهرا و تعدادی دیگر نام تجاری و بازرگانی همه به نوعی با فکر و سرمایه همایون صنعتی پایه گذاشته شدهاند. نام همایون صنعتی همچنین به عنوان یکی از پیشگامان مبارزه با بیسوادی در ایران ثبت شده است. همایون صنعتی سالهای آخر عمر را بیشتر در کرمان گذراند و بیشتر درگیر بازسازی پرورشگاه صنعتی بود.همایون صنعتی در سال ۱۳۰۴ در تهران به دنیا آمده و پدرش، عبدالحسین صنعتی، از اولین نویسندگان رمان ایرانی بود. چکیدۀ تاریخ کیش زرتشت، جغرافیای اداری هخامنشی، تأثیر علم بر اندیشه، تاریخ هند، ایران در شرق باستان و تاریخ سومر بخشی از کتابهایی است که او ترجمه کرده است.

۱۱ شهریور ۱۳۸۸ در ۳:۱۲ ق.ظ
متا سفم.
میروند بی آنکه بدانیم که بودنند.
۱۱ شهریور ۱۳۸۸ در ۳:۳۶ ق.ظ
جالب تر اینکه همین اطلاع رسانی فوق العاده ضعیف رو هم در مورد اون مرحوم قبل از مرگش نداشتیم که کی بوده و چکار کرده
۱۷ شهریور ۱۳۸۸ در ۹:۱۹ ق.ظ
درود به مجتبای عزیزم…واقعا هیچکس جای این گنجینه های بزرگ شهرمون رو پر نمیکنه…ممنون که از این مرد بزرگ صمیمانه یاد کردئی…من هم داغدار اویم و خیلی دلم شکست از رفتنش…راستی ممنون ازاین که فعالتر شده ای…دلم برای تو و نوشته هات همیشه تنگه…شاد باشی
۲۲ شهریور ۱۳۸۸ در ۷:۰۹ ق.ظ
سلام مجتبای عزیز
آره
جای تاسف دارد .اگرچه برای او به هیچ وجه مهم نبود که در این دوران از او تجلیلی یا یادی شود.چون میدانست که آثار و کارهای او برای همیشه یاد او را برای آینده گان حفظ خواهد کرد و اینکه شاید در آینده ابعادی از زندگی او بیان شود . حتما بیان میشود
موفق باشی
۲۵ شهریور ۱۳۸۸ در ۶:۵۶ ق.ظ
گرخواهی هرگز به عافیت نرسی غریب پرور وخودکش چواهل کرمان باش ازمسئولان نابلد چه انتظاری بیش از این خیابانهای شهر که اسم خادمان شهر رروی آنها بود تغییر نام دادند ظاهرا نسل جدید هیچ آگاهی نسبت به مشاهیر این شهرنباید داشته باشد غریبه ها واجب ترند
۳۱ شهریور ۱۳۸۸ در ۱۰:۴۸ ب.ظ
رهایم کن..
کارتونی جدید…
http://abukoorosh.blogfa.com/
سربزنید ممنون میشم…