نقشهای انسانی در کاشیهای هفت رنگ عمارت حمام در مجموعه ابراهیم خان و اسماعیل خان وزیر کرمان

ارائه در همایش گنجینه های فراموش شده هنر کرمان / ۴ و ۵دیماه ۱۳۸۸ / دانشگاه شهید باهنر کرمان

چکیده

کاشیکاری هنری است که در معماری ایران از اعتبار و اهمیت بالا و والا برخوردار است، در این میان کاشیهای هفت رنگ تصویری که از اواخر دوران صفویه بر بناهای ایرانی نصب شده باعث پیدایش جنبش هنری جدیدی می شود که با نقاشی ایرانی خصوصاً نقاشی قهوه خانه پیوند ناگسستنی دارد.نقاشان کاشی هفت رنگ از مضامین متنوع ادبیات مایه می گیرند و صحنه ها، داستانها و روایات را به زبان خط و رنگ مجسم میکنند.مجموعه ابراهیم خان کرمان که در دوران قاجار و به دست ابراهیم خان ظهیرالدوله در جنب مجموعه گنجعلیخان بنا شده عمارتی بسیار عالیست مشتمل بر مدرسه، خانه مدرس، حمام، قیصریه و آب انبار که کاشیهای هفت رنگ به عنوان اصلی ترین عنصر تزئینی در این بناها ایفای نقش می کند.تنوع کاشیهای هفت رنگ در این مجموعه بنا همچون نقوش هندسی، نقوش اسلیمی و ختایی، نقشهای انسانی و حیوانی، گل و مرغ، گلدانی و تابلوهای روایتی نمونه ای نادر از تزئینات خاص دوران قاجار با ویژگیهای طرح و رنگ این دوره می باشد.امروزه متاسفانه با رنگ باختن معماری سنتی، کاشی و کاشیکاری ایران نیز مورد بی مهری، فراموشی و بی اعتنایی قرار گرفته و به فراموشی سپرده شده، کوره های کاشی پزخانه ها یکی پس از دیگری خاموش می شود، رنگها و نقشهای سنتی از یادها می رود و سرپنجه های هنرمندان سنتی از چرخش باز می ماند.در این مقاله سعی شده ضمن معرفی کلی مجموعه ابراهیم خان، به تزئینات کاشیکاری هفت رنگ پرداخته شود و در پی آن تابلوهای تصویری حمام ابراهیم خان از جمله، نبرد رستم و دیو، نبرد رستم و سهراب، تابلو دو دلداده و مردک لاک معرفی و تجزیه و تحلیل گردند.

واژگان کلیدی:نقشهای انسانی، کاشی کاری هفت رنگ ، حمام ابراهیم خان ، قاجار، کرمان

مقدمه

کاشیکاری هنری که امروزه همگام و همراه با معماری نام و آوازه دارد و هنوز می شود در شهرهای پر ازدحام، شهرهای گم شده زیر آوار سنگ و آهن و سیمان رد پای بسیار ارزشمندی از این هنر را در خانه های قدیمی، بناهای رسمی و دولتی، مساجد، بازارها، حمامها و تکایا دید.

زمانی که کار تزیین و پوشش آثار معماری به گونه ای وسیع و گسترده بر عهده هنرمندان کاشیکار می افتد به یکباره نقش ها و رنگهایی بر در و دیوار عمارتها به ثبت می رسد که گویی تا آن زمان در اندیشه های هنرمندان به انتظار مانده است و حال وظیفه دارد که چشمهایی را به خود بکشاند.

نتیجه آن که هنر کاشی سازی و کاشیکاری بدان پایه از اعتبار می رسد که معماری ایران به ویژه معماری مذهبی بی مدد تزئین کاشی نه توان نمایاندن خود را دارد و نه یارای آشکاری صلابت، شکوه و زیبایی اش را

کاشی سفیر ذوق و اعتبار هنر ایران در گوشه و کنار عالم می شود، چرا که تمام ویژگیهای هنر ایران را یکجا و از میان نقشهای دلفریب قالی، نقوش اسرارآمیز تذهیب کرشمه های افسونگر خط و خوشنویسی و نگاره های زیبای نگارگری ایران به نمایش می گذارد.

اما با رنگ باختن معماری سنتی ایران و مورد بی مهری، فراموشی و بی اعتنایی قرار گرفتن آن کاشیکاری نیز به فراموشی سپرده می شود کوره های کاشی پز خانه ها یکی پس از دیگری خاموش می شود، رنگهای سنتی از یادها می رود و سرپنجه های هنرمندان نقاش کاشی از چرخش باز می ماند.

مقاله حاضر تعظیمی است در مقابل نقش آفرینان بنام و گمنام هنر کاشیکاری هفت رنگ کرمان باشد که خصلت ارج نهادن به هنر و هنرمندان پایدار بماند.

کاشیکاری هفت رنگ

از آنجایی که ادامه شیوه کاشیکاری معرق از قرن یازدهم هجری به دلایل مختلف از جمله صرف زمان و هزینه مقرون به صرفه نبود کاشیکاری نوع هفت رنگ مرسوم و متداول گشت که سرعت عمل و عدم محدودیت در طرح باعث ورود طرحهای مختلفی به عرصه کاشی هفت رنگ گردید.

در اجرای کاشی هفت رنگ، نخست می بایست خاک رسی را پیدا نمود که آهکی یا به اصطلاح «آلولک» نداشته باشد. پس از ساخت گل، خشتهای کاشی بوسیله قالبهای چوبی زده می شوند و بعد از نیمه خشک شدن خشت های کاشی در هوای آزاد، کاشیها را اصطلاحاً واکو می کنند به این صورت که برآمدگی و تابیدگی پیدا شده در کاشی را که در وقت نیمه خشک شدن بوجود می آید را بوسیله دست برطرف می کردند. بعد از خشک شدن، کاشیها را در کوره نیمه پخت می کردند و سپس نوبت به شستشوی کاشیهای نیمه پخت شده می رسد که از مراحل سخت کار محسوب
می شود، به این ترتیب که به وسیله پارچه ای آغشته به خاک رس نرم والک شده با پودر شیشه ناصافیهای کاشی را از بین برده و کاشیها را صیقل می دادند. پس از خشک شدن، کاشیها آماده رنگ گرفتن بود. برای لعاب دادن کاشی، ابتدا هر کاشی را با آب لعاب آغشته می ساختند که در اصطلاح کاشی پزها به این عمل کف مال کردن می گفتند و سپس لعاب غلیظ را بر روی کاشی می زدند و در مرحله آخر با تیغ های مخصوصی اضافه لعاب را از لبه کاشیها پاک می کردند.

پس از گذشتن مدت زمانی و جا افتادن لعاب کاشیها را جهت پخت به کوره حمل می شد و پس از پخت شدن و خنک شدن کاشیها، کار نقاشی روی کاشی آغاز می شد.

کار نقاشی بر روی کاشی براساس طرحی که از قبل آماده شده بود انجام می گرفت و در نهایت خشتهای کاشی شماره گذاری شده و مجدداً در کوره پخت می شد، گاهی به دلیل استفاده از لعاب به رنگهای مختلف و دمای متفاوت ذوب آنها چندین بار این کاشیها به کوره می رفت. لازم به توضیح است ساخت کاشی به روش کاشیکاری هفت رنگ به دو صورت کاشی جسمی و کاشی گلی انجام می پذیرد که در هر دو صورت ضخامت کاشیها ۱ تا ۵/۱ سانتی متر و اندازه کاشیها ۱۵×۱۵ یا ۲۰×۲۰ سانتی متر است.

مواد به کار رفته در کاشی جسمی عبارت است: شیشه، سنگ چخماق، گل سرشوی و سیلیس که ابتدا مواد فوق را به نسبت درست مخلوط می کرده، می کوبند و می سایند و سپس با آب ترکیب کرده تا ملاط آماده گردد و سپس ملاط را در قالبهای موردنظر زده تا کاشی بدست آید.

اما در کاشی گلی از خاک رس و معمولاً مقدار کمی ماسه نرم استفاده می کنند و برای جلوگیری از ترد و شکننده شدن این نوع کاشی مقداری خاکستر نیز به آن اضافه می کنند و سپس مخلوط موردنظر را با آب ترکیب تا ملاط موردنظر بدست آید.

معماری و تزئینات حمام ها

حمامها از جمله بناهای غیرمذهبی ایران است که در شهرها و روستاهای مختلف احداث شده که ساخت هریک از آنها براساس تاثیرات اقلیمی، مصالح موجود، فرهنگ محیطی قابل بررسی است، حامیان و فرمانروایان نیز در ساخت حمامها همچون سایر مکانهای عمومی چون مسجد، تکایا، مدارس، بازارها و کاروانسراها نقش قطعی داشته و احداث آثار بزرگ حق ممتاز و وظیفه آنها بشمار می رفته است.

عوامل متعددی در شکل گیری فضا و بخش های حمام نقش داشتند که مهم ترین آنها را می توان تنظیم دما و رطوبت، مسیر دسترسی و قرارگیری در داخل یک بافت شهری، تامین آب روان جهت استحمام و ایجاد راههای خروجی فاضلاب دانست.

فضای اصلی حمامها شامل بنیه، میان در و گرمخانه می باشد که در اغلب حمامها مسیر دسترسی به این فضاها بوسیله راهرو و هشتی از فضای دیگر متمایز می شده تا دما و رطوبت هر فضا نسبت به فضای مجاور تنظیم گردد. به این طریق می توانستند از بیماری و ناراحتی افراد به دلیل ورود به فضای گرم و خروج ناگهانی به فضای سرد تا حد زیادی بکاهند. ترتیب قرارگیری فضای یاد شده از نظمی خاص برخوردار بوده است. نخست فضای ورودی در ارتباط مستقیم با فضای خارج قرار می گرفته، سپس راهروی باریک و پیچ داری که به دهلیز و از دهلیز به بنیه حمام می رسید، بنیه عموماً به شکل هشت یا چهارگوش ساخته می شده و در اطراف آن سکوهای نشیمن و رخت کن و در زیر سکوها حفره های جای کفش تعبیه شده بود.

ارتباط بنیه به گرمخانه نیز به وسیله میان در انجام می شد. گرمخانه نیز شامل خزانه آب گرم آب ولرم و آب سرد بوده.

در بررسی تزئینات حمام هرچند اطلاعی از حمامهای اوائل اسلام در دسترس نیست اما به نظر می رسد منع تصویرگری در اسلام در قرون اولیه اسلامی بناهای عام المنفعه را نیز به سادگی کشانده است و حمام ها نیز نباید از این قاعده مستثنی بوده باشند.

قدیمی ترین ماخذی که به استفاده از نقوش در حمام ها تکیه دارد کتاب مروج الذهب مسعودی است که از حمامهای دوره عباسی در بغداد یاد می کند. « درون حمام های عباسیان در بغداد کتیبه ها، نقش های جانوران، گیاهان و آدمیان دیوارها را می آراست.»۱

اما از دوره صفویه به بعد تصاویر جانوران، انسان و گیاهان به تعداد زیادی بر روی کاشیهای ازارها و آهک بریهای سر بنیه های حمام ها نقش بست و با توجه به اینکه حضور این تصاویر و موجودات بر کاشی هفت رنگ بسیار مطلوب بود از این نوع کاشی به فراوانی در حمام ها استفاده شده است.

تزئینات در حمام ها را می توان براساس کاربرد آنها به تزئینات کالبدی و تزئینات الحاقی تقسیم کرد.

تزئینات کالبدی همراه با اندام و کالبد بناجان می گیرد، ستون های سنگی، تزئینات مقرنسکاری و کاربندی از جمله تزئیناتی هستند که در حقیقت بخشی از معماری حمام ها با آن شکل گرفته است.

تزئینات الحاقی که پس از اتمام حمام به بنا افزوده می شود که شامل کاشی کاری، آهک بری، نقاشی و مقرنس کاری

در تزئینات کاشیکاری حمام ها استفاده از کاشی هفت رنگ بیش از سایر انواع کاشیکاری بوده، استفاده از کاشی معرق در حمام ها به علت نفوذ بخار آب و فروپاشی زودهنگام آن قابل استفاده نبود به علاوه کاشی خشت هفت رنگ، میدان دید بهتری در ارائه تصاویر و مناظر در معرض دید قرار می دهد و کاشی کار از محدودیت هایی که جهت استفاده از تصاویر در کاشی معرق وجود داشت رهایی می یافت.

نقوش در کاشیکاری

استفاده از نقوش مختلف با همه سادگیها و یا ظرافت ها نشان دهنده هنر هنرمند و دقت و ذوق پدیدآورنده آن است. تزئینات و نقش تزئینی حمام ها با زندگی مردم مرتبط بوده است و بانی و واقف حمام تنها در بند کسب درآمد نبوده، بلکه سلامتی جسم و روح و روان آدمی را نیز در نظر داشته و سعی کرده است به وسیله ی هنرمندان از تزئیناتی استفاده نماید که نه تنها در آرامش مشتریان بلکه به نوعی در هیجانات روحی و روانی آنان نیز نقش داشته باشد.

مولف کتاب «حفظ الصحه ناصری» به موارد روان شناختی تصاویر در داخل حمام ها اشاره دارد و می نویسد:

«بدان که حکمای متقدمین که مخترع مستخرج حمامند، بعد از آن که به دقت ملاحظه کردند که حمام اگرچه منافع زیاد دارد و لیکن محلل و مضعف قوی و مستفرغ روح هم هست پس از آن اتفاق کرده اند در فکر که استخراج کنند چیزی را که به جبر کسورات ضعف و تحلیل در اسرع زمان نماید، این است که رسم کرده اند نقوش رنگین خوب در دیوار حمام. سه گونه تصویر به مناسبت سه گانه روح: حیوانیه، نفسانیه و طبیعه قرار داده اند که هر قسم این تصویر سبب از برای قوتی از قوای مذکوره باشند. از برای قوای حیوانیه تصویر شجعان و سوارهای مکمل و مسلح که هریک شمشیر برهنه نموده و آن دیگر دشنه کشیده و دیگر تیر در کمان چاچی گذاشته به قوت تمام می کشید و از برای نفسانیه صورتهای زنان خوب و مرغوب و اردان ساده مشک مو در حالت شرب و برخی در حالت سکر و آن دیگر در حالت رقص، از برای قوای طبیعه صورت بساتین و باغها و صورت درختهای مثمره معروف از قبیل انار، شفتالو و هلو و آنچه شبیه به اینها باشد و دیگر کشیدن سایر اشکال به هیچ وجه مناسب نیست، این است سبب کشیدن تصویر است در سر حمام ها اگرچه نثر این مطلب در اغلب و اکثر کتب مطوله و مختصره اطباء نیست.۲

نقوش در کاشیکاری حمامها به نقوش گیاهی، حیوانی، انسانی و تزئینات هندسی و معقلی و گاه کاشی خشتی یک رنگ تقسیم می شوند که با توجه به موضوع به نقوش انسانی می پردازیم.

نقوش انسانی

در دوره صفویه استفاده از نقوش انسانی به طور وسیعی در تزئینات معماری همچون کاشیکاری، نقاشی و هنرهای دستی و سنتی مرسوم شد. پدیدآورندگان این نقشها در به تصویر آوردن رخدادهای حماسی و مذهبی آگاهیهای خود را که از روایتهای افسانه ای و تاریخی و از زبان نقالان، مداحان و روضه خوانان به دست آورده بودند در خیال می پروراندند بعد هریک از این شخصیتهای افسانه ای و تاریخی را با چاشنی تخیل به تصویر درمی آوردند.

مظاهر زیبایی و زشتی ، قدرت و ضعف، پاکی و پلیدی، مظلومیت و سعادت آن چیزهایی بود که در ذهن و خیال توده مردم ریشه دوانده و پرورده و رشد کرده بود.

در دوره قاجار سنت شمایل نگاری عرصه گسترده تری یافت و به کلیه فضاهای عمومی و مردمی همچون تکایا، حسینیه ها، سقاخانه ها، حمامها، زورخانه ها و کاروانسراها راه یافت. تصویر گران این شمایل را بر روی مواد مختلف می انداختند و موضوع و مضمون نقاشیهای هر مکان در کاربرد اجتماعی و فرهنگی آن جایگاه بود. مثلاً دیوارهای زورخانه ها با صحنه های داستانی و پهلوانی، مضامین اخلاقی و روحیه جوانمردی و ایثارگری، حمام ها صحنه های نبرد با رستم با دیوان، تکایا با شمایل مذهبی روایتگر و واقعه های تاریخی و مذهبی و سقاخانه ها با شمایلهای سقای کربلا حضرت ابوالفضل (ع) و معمولاً با دستهای بریده و مشکی بر لب و دندان گرفته زینت و آرایش می شد.

مجموعه ابراهیم خان کرمان / حمام

ظهیرالدوله، ابراهیم خان فرزند قلی خان برادر آقامحمدخان قاجار بود و پسر عموی فتحعلیشاه که در سال ۱۲۱۸ هـ ق حکمران کرمان شد. با ورود ابراهیم خان به کرمان و با توجه به خسارات و خرابیهای بی شمار شهر کرمان که پس از حمله آقامحمدخان قاجار باقی مانده بود ابراهیم خان درصدد برآمد تا آن خسارات را جبران نماید لذا نامه ای به فتحعلی شاه نوشت که شما مرا به حکومت شهری فرستادید که در حال حاضر از قصبه ای پست تر و مشتی مردم کور و مفلوک ساکن آن هستند این نامه چون به نظر شاه رسید دستور داد تا چند سال مالیات از کرمان و بلوچستان و توابع آن گرفته نشود و مبلغی از خزانه دولت جهت ابراهیم خان فرستاده تا خرج آبادانی کرمان نماید.

ابراهیم خان دست به کار شد، در اولین قدم قنواتی را احداث نمود و سپس مبادرت به ایجاد یک سری بنای ارزشمند در مرکز شهر و جنب مجموعه گنجعلیخان نمود. مجموعه ابراهیم خان در سال ۱۲۳۲ هـ ق به اتمام رسید و صبای کاشانی قصیده ای در مورد آن ساخت که به صورت کتیبه بر گرد مدرسه ابراهیم خان با کاشی نوشته شده که مقطع آن این است:

زد صبا نیز از پی تاریخ این و آن رقم                سلسبیل از جود ابراهیم از جنت سبیل

حمام ابراهیم خان یکی از عمارات مجموعه ابراهیم خان است که از زیباترین حمامهای دوره قاجاریه محسوب می شود که در سال ۱۳۳۱ هـ ق در جنب مدرسه و بازار ابراهیم خان ساخته شده است.

از مجموعه تزئینات حمام ابراهیم خان می توان به مقرنس کاری زیبای سقف آن و تزئینات کاشیکاری هفت رنگ آن اشاره نمود.

کاشیهای تصویری با تصاویر انسانی در این حمام مشتمل بر ۶ تابلو تصویری شامل تابلو جنگ رستم و سهراب، رستم و دیو سپید، دو تابلوی دو دلداده و دو تابلو مردلاک است.

در تابلو دو دلداده زنی را نشان می دهد که در حال ریختن گلاب به وسیله گلابدانی در دست مردی است و هر دو با لباسهای فاخر نقاشی شده اند و طرح گلهایی نیز در زمینه آن است. همه رنگهای معروف دوره قاجار در این تصویر به کار رفته است. اندازه این تابلو ۱۲۰×۱۱۰ سانتی متر است این تابلو منسوب به استاد موسیقی کرمانی است و حدوداً تاریخ نیمه دوم قرن سیزدهم هـ ق را دارد.

بعد از ورود به رختکن در بالای در ورودی طرح کاشیکاری شده جنگ رستم و دیو به چشم می خورد این تابلو بدون رقم و منسوب به استاد موسیقی کرمانی است، تاریخ ساخت آن منسوب به نیمه اول قرن سیزدهم هـ ق می باشد اندازه تابلو ۱۸۰×۲۲۰ سانتی متر است، در واقع می توان مفهوم این تابلو را به از بین بردن پلیدیها و بدیها تشبیه کرد، وجود این تصویر در حمام بیشتر به خاطر تمیز کردن تن و تشبیه کثافات به دیو بوده است. رستم در آخرین منزلگاه راست کرداری و راست گفتاری که خوان هفتم است به دیو سپید یورش می برد او می داند که شدیدترین زمان یورش بردن به دیوها هنگامی است که خورشید در وسط آسمان پرتوافشانی می کند. او سرانجام پس از گذر از گذرگاههای پر پیچ و خم و خطرناک جایگاه دیو سپید را می یابد. محل زندگی غار بزرگی است که چون رستم داخل غار می شود جهان را تیره و تاریک می بیند و مدتی چشمهایش را می بندد تا چشمهایش به تاریکی درون غار عادت کند. ناگهان در تاریکی غار هیولای ترسناکی را می بیند که به سویش می آید، از شکل و هیبت دیو سپید هراسی سرتاپای رستم را فرا می گیرد و چاره ای نمی بیند مگر اینکه در حمله به دیو سپید پیش دستی کند، در اولین ضربه ای که به دیو سپید وارد می آورد پای او را قطع می کند. دیو زخمی و خشمگین به رستم حمله می کند. این دو به سختی با هم گلاویز می شوند تا اینکه در یک حمله سریع و ناگهانی رستم دیو سپید را از جای می کند، او را سردست بلند کرده و بر زمین می زند و بی درنگ با خنجری شکمش را می درد و جگرش را درمی آورد. رستم پس از این پیروزی خود را به کیکاووس می رساند و خون جگر دیو را در چشمان او می چکاند، پس کیکاووس بینایی خود را باز می یابد. در تابلو مذکور کیکاووس خود شاهد ماجراست و جالب آنکه لباس مخصوص بزرگان دوران قاجار را بر تن دارد. سبک نقاشی این تابلو همچون نقاشیهای قهوه خانه ای در دوران قاجار است و رنگهای دوران قاجار در تابلو نمود دارد. در ورودی گرمخانه و روبروی در خزانه تابلو کاشیکاری دیگری است که مردی را نشان می دهد که ظرف آبی در دست دارد اندازه این تابلو ۱۲۰×۵۰ سانتی متر می باشد، لخت بودن مرد و داشتن دامنی به رنگ قرمز که احتمالاً لنگ حمام است و موی تراشیده اش احتمالاً به معنی دلاک بودن یا حمامی بودن این تصویر است این تابلو بدون رقم بوده و احتمالاً تاریخ ساخت آن نیمه دوم قرن سیزدهم هـ ق می باشد.

در سمت چپ گرمخانه نقاشی کاشی جنگ رستم و سهراب را می بینیم. تراژدی رستم و سهراب برخورد سخت و خشن و بی رحمانه دو اندیشه حاکم بر جهان هستی است اندیشه افراسیاب که نماینده بدخواهی، برکرداری و بدپنداری و اندیشه رستم که نماینده نیک خواهی، نیک کرداری و نیک پنداری است و سهراب در این داستان اسطوره فریاد دادخواهی و ظلم و ستمی است که در تاریخ بر او و هزاران انسان مثل او رفته است. سهراب در این درگیری شوم بی خبر از نیرنگ، فریب و خیانت افراسیاب می رود تا پدر گمشده اش را بیابد از این رو رستم نیز از سرنوشت شومی که در انتظارش است آگاه نیست. او که سهراب را نمی شناسد و گمان می کند که سهراب نماینده افراسیاب است و برای نابودی ایران زمین آمده وظیفه خود می داند که جلوی هر متجاوزی را بگیرد و از سرزمین پاک و مقدس خود دفاع کند. کیفیت نقاشی تابلو جنگ رستم و سهراب و مرددلاک از دو تابلو جنگ رستم و دیو سپید و دو دلداده پایین تر است و رنگها و همنشینی آنها نیز به پختگی و زیبایی آنها نیست و احتمال می رود کار یک نقاش باشد.

حمام میرزا اسماعیل خان وزیر

دور از انصاف است که از هنر نقاشی روی کاشی نام برده و به دو تابلو نقاشی روی کاشی حمام اسمایل خان وزیر اشاره نکنیم این حمام که در گوشه غربی میدان ارگ واقع شده متعلق به دوران قاجار می باشد. تزئینات اصلی در این بنا گچبری و تنها دو تابلو کاشی هفت رنگ با موضوعات هجر بلا و جنگ رستم و سهراب است که در زیر دو طاق روبروی هم کار شده. تابلو رستم و سهراب به اندازه ۲۰۰×۲۲۰ سانتی متر بوده که عمل استاد حیدر و تاریخ ۱۲۹۳ هـ ق را برای خود دارد. در این تابلو علاوه بر تصاویر رستم و سهراب تصویر همراهان آنها چون میران، حجر ریکا،  و دو اسب کشیده شده است ، رنگ غالب تابلو زرد رنگهای سبز، قرمز، فیروزه ای و لاجوردی و قهوه ای نیز در ساخت و ساز اندامها و نقشها به کار رفته است.

نکته جالب توجه تصویر حجر در سمت چپ کاشیکاری است. او که نظاره گر مبارزه می باشد بر لباسش کلمه یا علی نقش بسته که به این شیوه نقاش سعی داشته شیعه بودن خود و پدید آورنده داستان «فردوسی» را تفهیم کند. بررسی کلی این کاشیکاری نزدیکی آن را به سایر تصاویر کاشیکاری و همچنین نقاشی قهوه خانه این دوره می رساند.

در مقابل تابلو رستم و سهراب در حمام اسماعیل خان وزیر تابلو هفت رنگ دیگری قرار دارد، به نام هجر بلا به اندازه ۱۹۰×۳۲۰ سانتی متر با عمل آقا کوچک که تاریخ ۱۲۹۳ هـ ق را بر خود دارد. در این تابلو تصویر دو اسب سوار که یکی با شمشیر پیگیر دیگری را از وسط به دو نیم کرده دیده می شود دو اسب و چهار شخصیت انسانی در تابلو دیده می شود که کلمه فلامرز نیز بر کاشی در کنار یکی از سواران نوشته شده است که احتمالاً همان فرامرز پسر رستم است و براساس شاهنامه پیشرو لشکری بوده که رستم به کین خواهی سیاووش به توران اعزام داشت. « فرامرزشاه شپیجاب را کُشت و با سرخه و پیلسم دو پهلوان افراسیاب درآویخت. در زمان کیخسرو مرزدار هندوستان شد و به هنگام رفتن سهراب به توران برای رهایی بیژن از چاه افراسیاب، جانشین وی در زابلستان گردید. پس از مرگ رستم به کابل لشکر کشید و شاه کابل را در همان جایی که رستم را به قتل آورده بوده سرنگون آویخت و چهل شغادر را با چهل پهلوان دیگر کابلی بسوزانید. سرانجام چون بهمن به کین خواهی اسفندیار به زابلستان لشکر کشید در جنگی فرامرز را گرفتار ساخت و نگونسار زنده بردار کرد»۳.

نکته قابل توجه در این تابلو جای گذاری رنگ رزد در نقاط مختلف است که تعادل و هماهنگی چشم نوازی را به وجود آورده و اگرچه نسبت به دیگر رنگها بیشتر به کار نرفته است اما رنگ غالب به نظر می آید. پیکره ها در این تابلو هیجان و حرکت خاصی را القاء می کنند و نوع نگاه اسبها، نگاه مرد پیروز و ترکیب صورت مردی که پیکرش از وسط به دو نیم شده خصوصاً چشمهای او قابل توجه است.

لازم به ذکر است تصویر نمودن داستان هجر بلا در سایر مناطق ایران انجام نشده و این اولین نمونه تصویر کردن این داستان است که زاییده فکر و خلاقیت (آقاکوچک) پدید آورنده آن می باشد.

روشهای کار و اصطلاحات

در نقاشی روی کاشی یا هفت رنگ، روشها و اصطلاحات خاصی جهت استادکاران و فعالان این رشته مطرح است که بازگویی هریک از آنها می تواند بعنوان حفظ و احیاء حداقل اصطلاحات در این رشته هنری محسوب شود.

قالب کشی: بیرون آوردن گل از قالب را در کاشیکاری گویند.

زنجیره کردن: برای تسریع در خشک شدن خشتها را به حالت ایستاده ردیف می کنند.

واکو کردن: گرفتن هر گونه برآمدگی و تابیدگی کاشی را گویند.

کاشی شور: کسی که کاشیهای نیمه پخت شده را بوسیله دستمال آغشته به خاک رس و پودر شیشه می شورد و صیقل می دهد.

کف مال کردن: آغشته کردن ابتدایی هر خشت به آب لعاب را کف مال کردن گویند.

آیندگیری: قرار گرفتن صحیح رنگ روی خشت کاشی را گویند بدون شره کردن ـ جوش خوردن و متخلخل شدن

آینه کاری: گذاشتن منظم و فاصله دار خشتهای لعاب داده شده در کوره را گویند.

پرک: اصطلاحاً به طاقچه های کوره گویند.

آخره: جمع کردن گل را گویند به صورت یک تپه برای تبدیل شدن به یک ملاط خوب

خام پز: به نوعی پخت ناقص گویند که امروزه به بیسکویت معروف است بین ۴۰۰ تا ۶۰۰ درجه که توانایی پذیرش و جذب لعاب را داشته باشد.

لانه زنبوری: وجود خلل و فرج ریز در لعاب که باعث می شود که هنگام یخ زدگی کاشی، آبی که به زیر لعاب می رسد داخل سوراخها رفته و به همین دلیل به سطح کاشی فشار وارد نمی کند.

کوره سوز: متصدی پخت کاشی و کسی که می بایست نسبت به کوره و دمای آن آشنایی کامل داشته باشد.

دوده پراندن: مرحله نخست پخت که در کوره از سیاهی و تیرگی پر می شود. کم شدن این سیاهی ها و تیرگی ها را  اصطلاحاً دوده پراندن می گفتند.

پوره کردن : سفیدک یا شوره ای که به هنگام پختن سطح کاشی به وجود می آید.

مغزبرداری: ایجاد شیارهایی در پهلوی کاشی نره تا با قرار گرفتن ملات در آنها سبب پیوند محکم تر یک کاشی نره با کاشی پهلویی شود .

بخارکش: هواکش کوره که در بالای کوره قرار داشته

آبله کردن: مرحله اول پخت که لعابها ذوب شده و روی کاشی شکل می گیرند.

آتش کشی: آب پاشیدن به آتش کوره و خاموش کردن آن که بسیار حساس است و می بایست به موقع انجام پذیرد.

گرده زنی: سوراخ سوراخ کردن خطوط محیطی طرح و قرار دادن آن روی کاشی و کشیدن کیسه ای حاوی گرده زغال روی آن برای انتقال طرح

قلم گیری: کشیدن خطوط محیطی طرح با رنگ مشکی که ترکیبی بوده از پودر اکسید منگنز، اکسید آهن به همراه کتیرا و صمغ

لعابها: معمولاً ترکیبی بوده از اکسید فلزات، سرب، سنگ چخماق، شوره، گز (درخت گز)، صمغ و کتیرا

اساتید نقش کاشی کرمان

بررسی هنر نقاشی روی کاشی به تنهایی و بدون یاد کردن از پدیدآورندگان آن کار لیست عبث و بیهوده، نقاشان روی کاشی با بهره گرفتن از سه عنصر محلی، ایرانی و اروپایی و تلفیق آنها هنری را عرضه نمودند که اول مردمی بود و اینکه می بایست بر دل مردمان کوچه و بازار بنشیند که خود باعث می شد نقاشان روی کاشی به ادبیات و داستانهای مذهبی روی آورند و مردم بهره گیری از نقشها و نقاشیهای قهوه خانه ای، نقاشان کاشی از مضامین متنوع ادبیات ایران مایه می گیرند. اشخاص و صحنه های داستانها را می نمایانند و سخن شاعر و یا نویسنده را به زبان خط و رنگ مجسم می کنند.

آنچه را می توان تصریح کرد این است که در آفرینش های هنری یعنی ادبیات ایرانی، حماسی و مذهبی با نقاشی نه فقط از لحاظ بینشی بلکه از لحاظ زیباشناسی نیز ارتباط تنگاتنگ دارند و صور خیال در هر دو منطبق اند. نظیر همان توصیف هایی را که سخنوران از عناصر طبیعت اشیاء و انسان ارائه می دهند در کار نقاشان هم می توان باز یافت. شاعر شب را به لاجورد، خورشید را به سپر زرین، روز را به یاقوت ، رخ را به ماه ، قد را به سرو، لب را به غنچه تشبیه می کند و نقاش نیز می کوشد معادل تجسمی این زبان را بیابد و بکار برد و بدین منوال است نقاشان کاشی نیز بتدریج فهرستی از تصویرهای قراردادی بر پایه مضامین ادبیات حماسی و غنایی گرد می آورند و در اثر خود به کار می گیرند.

بررسی نقاشی قهوه خانه نیز نشان از پیوند محکم و ناگسستنی می دهد با نقشهای کاشی هفت رنگ ، گویی که طراح هر دو یکی بوده و این مسئله در بررسی فیگورها، رنگ بندیها و ترکیب بندیها بیشتر نمایان می شود ، در مورد نقاشان کاشی کرمان در یک بررسی اجمالی می توان به این نکته پی برد که نقاش در اصل نقاش همه هنرها بوده، نقش کاشی می زده، نقش قالی می کشیده، نقشهای پته را بوجود می آورده و با نقاشیهای خود قهوه خانه ها را رونق می داده و نقالان راکسب کار می آفریده.

استاد غلامحسین کاشی گرزاده از آخرین نسل نقاشان کاشی کرمان بود از حاج صفر کاشی گرزاده، پدرش یاد می کرد و از حسین علی پدربزرگش و حاج غلامرضا جدش که همگی نقاش کاشی بودند و عمری را پای کوره کاشی پزی گذرانده بودند.

استاد اسماعیل کاشی گرزاده را شاید بتوان نسل اول نقاشان کاشی دانست و حکیم موسیقی که هم نقاش قالی بوده و هم نقاش کاشی ، تابلوهای دو دلداده و جنگ رستم و دیو سپید در حمام ابراهیم خان را به وی نسبت می دهند و بسیاری از کاشیهای مدرسه ابراهیم خان را نیز منسوب به وی می دانند.

استاد حیدر نام دیگر نقاش کاشی کرمان است که تابلوی رستم و سهراب حمام میرزا اسماعیل خان وزیر به رقم اوست و نام برادر وی بنام استاد حسین نیز در میان نقاشان کاشی کرمان آمده.

آقا کوچک نقاش دیگر کاشی کرمان در دوران قاجاریه که تابلو هجر بلای حمام اسماعیل خان وزیر را به نام خود ثبت کرده. دو برادر بنامهای استاد حسین و استاد حسن (احتمالاً شاهرخی) که هر دو عمرشان را برای حفظ آبروی قالی کرمان گذاشتند و نقاش کاشی نیز قبول می کردند نیز در میان نقاشان کاشی کرمان قرار می گیرند.

عباس مصور کرمانی و علیرضا مایل کرمانی دو تن دیگر از نقاشان کاشی کرمان که بسیاری از نقشهای گلدانی مدرسه ابراهیم خان به رقم آنهاست ، غلامحسین کاشی گرزاده از پدرش نقل
می کند که روزگاری بیش از هیجده کارگاه نقاشی کاشی و کاشی پزخانه در گوشه کنار شهر دایر بوده و همگی فعالیت می کردند که امروزه از این کارگاهها و استادان آنها حتی نامی نیز نمانده و ابعاد این فراموشی را از خاطر رفتنها آنچنان گسترده است که گویی خلاقیت بی امان بیشتر از سه قرن کاشی نگاران و کاشی سازان این دیار ، خیال  و افسانه ای بیش نبوده است.

در آخر

نتیجه تلاش، هنرآفرینی و شیفتگی هنرمندانی بی نام و نشان اما متعلق به مردم، به جا ماندن یادگاریهایی است که امروزه در بناها می توان از آنها نشانی یافت و رو به خرابی می روند و افسوس که سهل انگاریها و بی اعتنایی ها باعث عدم توجه به چنین آثار ارزشمند و والایی می شوند.

آری قصه تجلی عشق بر کاشی ایام درازی است که تمام شده و اکثر استادان به نام نقاشی کاشی کرمان رفته اند و تنها آثار آنها به جا مانده، آنچه که مانده و آنان که مانده اند را دریابیم.

۱- مسعودی، مروج الذهب ، ج۳، ص ۲۹ .

۲- ملک الاطبا ، حفظ الصحه ناصری ، ص ۱۴۴-۱۴۳ .

۳- یاحقی، محمد جعفر، فرهنگ اساطیر و اشارات داستانی در ادبیات فارسی، ص ۳۲۰٫

8 دیدگاه در “نقشهای انسانی در کاشیهای هفت رنگ عمارت حمام در مجموعه ابراهیم خان و اسماعیل خان وزیر کرمان

  1. سلام کار خوب و عالی بود . من درباره کاشیکاری قاجار کار می کنم در صورت تمایل تماس بگیرید ۰۹۱۲۳۰۱۵۱۱۶

  2. سلام استاد ارجمند از دانشجویان کارشناسی ارشد دانشگاه الزهرا هستم اگر به لطف خود اجازه دهید از اطلاعات شما در این زمینه توسط پرشهایی استفاده کنم . متشکرم

  3. با سلام- خسته نباشید- اگر اجازه بدین از برخی
    مطالبتون در تحقیقی که دارم استفاده کنم

  4. با عرض سلام وخسته نباشید فراوان .اکر اجازه بفرماید از مطالبتون در تحقیقم در مورد کاشی هفت رنگ استفاده کنم

  5. با سلام.جامع وعالی بود.احسان ایلیا هستم از اصفهان مدیریت صنایع کاشی ایلیا.مجموعه ما با کادر مجرب در زمینه تولید و اجرای کاشی هفت رنگ و معرق و مرمت اثار باستانی اماده همکاری میباشد.

  6. سلام
    بسیار عالی بود
    با اجازه می حواستم قسمتی از مطالب را با ذکر نام استفاده کنم لطفا

  7. با سلا م خدمت شما استاد گرامی با اجازه تان مقاله تان را برای استفاده معلمان و دانش آموزان رشته کاشی هفت رنگ هنرستانها در سایت گروه قرار دادیم تا از مطالب سودمند آن در آموزش بهره گیرند .با تشکر از زحمات شما در رشد و اعتلای هنر کاشی هفت رنگ ایران -پاینده باشید

  8. با سلام و خسته نباشید
    با اجازه شما میخواهم برخی از مطالب شما را در متن کتابم استفاده نمایم البته با ذکر نام و سایت شما. و با تشکر فراوان از نگارش این متن.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>