…کار سختی نیست

قضیه بسیار ساده است …! یه کم فکر کردن میخواد … یکی دو شب تو خیابون رفتن … یه کم دلسوزی … و یه کم حس مسئولیت … منظور خیابان شریعتی کرمان است ( محور آزادی – مشتاق ) که در دهه ۶۰ یکطرفه شده و شبها از ساعت ۲۲ دو طرفه میشود . آنروزها کرمان از ساعت ۸ شب خلوت میشد و رفت و آمد به ندرت صورت میگرفت … حالا کرمان شلوغ شده … ۱۰ شب اول بیرون رفتن مردم یا به خانه رفتن آنهاست …اما قانون همان قانون است …کار سختی نیست …کافیست تنها یک شب پیاده یا سواره در این مسیر باشی تا معنی خطر را بفهمی … تا بی نظمی را حس کنی و اگر سالم به مقصد رسیدی باید خدا را شکر کنی …در تعجبم ، شهرداری کرمان ، سازمان حمل و نقل و ترافیک ، شورای ترافیک ، شورای شهر  ، راهنمایی و رانندگی تنها پنج سازمان مرتبط با قوانین و برنامه ریزی ترافیکی شهر هستند . اما تا حالا به فکر یکی از این بزرگواران نرسیده کرمان حالا با بیست سال پیش فرق کرده و باید قوانینش را هم به روز کرد… کار سختی نیست …

 

….دیدار با وزیر

پنج شنبه اول خردادماه ۹۳ به نشستی دعوت شدم که اهالی فرهنگ وهنر کرمان با وزیر ارشاد داشتند . جلسه ای که شاید بهترین فایده اش برای من دیدن دوستانی بود بعد از سالها . آنچه در این نشست گذشت نظر تعدادی از اهالی فرهنگ و هنر بود از شرایط این منطقه  برای جناب اقای وزیر و درنهایت صحبتهای ایشان . درباره  آنچه گذشت نه قصد دادن گزارش دارم ونه تحلیل آنها … ۱) نمی دانم چه بر سر حوزه هنرهای تجسمی در این شهر امده که نه نماینده ای برای سخن گفتن داشت و نه حرفی از آن به میان آمد . مدیریت چندین ساله انجمن هنرهای تجسمی می توانست حداقل گزارشی از آنچه بر سر این حوزه در این شهر آمده گزارشی ارائه دهد. بماند که سیاست ها و برنامه های مدیران انجمن خود باعث خاموش شدن چراغ هنرهای تجسمی در این شهر شده و انگار این روزهای هنرهای تجسمی باید ادامه یابد ۲ ) همه گفتند اما هیچ حرفی از موزه هنرهای معاصر صنعتی به میان نیامد .محلی که می تواند درامدهای بسیار برای این شهر به ارمغان اورد و یک مجموعه نمونه فرهنگی در کشور شود .. اما دریغ که در این سالها نه مدیریت داشته ونه درایت … فرشید فلاح باید یکی از دغدغه هایش این مجموعه باشد و مدیریت آن ۳ ) و باز هیچ بزرگواری از مجموعه درحال ساخت فرهنگی کرمان ( واقع در جاده تهران ) حرفی به میان نیاورد که نمونه ای از هدر دادن پول بیت المال است که میخواهد بعد از سالها سالن ۳۰۰ نفره و ۷۰۰ نفره برای این شهر به ارمغان آورد … ۴ ) بعضی ها چه ساده سخن می گویند و خوب و اثر گذار همچون دکتر آقا عباسی بزرگوار و دوستانی که باید ساعتها فکر کنی که چه گفته اند همچون نماینده کانون هنر قراری عزیز ۵ ) گذاشتن بخش موسیقی بی سیلقگی مدیر برنامه بود با آن محل اجرایشان و تعداد افرادی که پشت پرده بودند و سرک میکشیدند .. اما آفرین به اقای اسدی معاون استاندار که به احترام گروه موسیقی صندلیش را ترک کرد … این مدیران فهمیده این روزها غنیمتند … ۵) استاندار کرمان نشان داده اهل عملست نه مقدمه چینی کرد و نه زیاده گویی راحت و صمیمانه حرفش را زدو گفت که چه میخواهد و چه زیبا از هنرمندان بی ادعایی یاد کرد که خرمشهر را آزاد کردند ( یادشان گرامی ) ..خدا کند مردمان بی حال این شهر خسته اش نکنند و اهالی سیاست این شهر دلزده اش … نمیدانم ..اما امیدوارم

آفرین آقای رئیس …

۲۰۱۴۰۳۰۱_۰۸۰۳۵۶سازمان میراث فرهنگی کرمان بالاخره از بلاتکلیفی در آمد و علی مهاجری ، شهردار اسبق و رییس شورای سوم شهر کرمان، به عنوان مدیر کل میراث‌فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری استان کرمان معرفی شد. رسانه ها انتخاب وی رابه عنوان اولین انتصاب سلطانی فر ریاست سازمان میراث فرهنگی کشور پس از یک روز حضور در میراث کشور نام بردند و صفحه اکثر نشریات استان از تبریک به ایشان به عنوان یک مدیر اجرایی و با سابقه پر شد … بسیاری از فعالان حوزه میراث فرهنگی ، گردشگری و صنایع دستی نیز انتخاب مهاجری را به فال نیک گرفتند و به روزهای بهتری امیدوار شدند. اما آنچه در روزهای اخیر در ساختمان مرکزی میراث کرمان رخ داده قابل تامل بوده و می طلبد که علی مهاجری در اجرای برنامه های خود کمی کارشناسانه تر و با بهره گیری از نظر مشاورین متخصص عمل نماید . ساختمان سازمان میراث فرهنگی کرمان واقع در سه راه هوانیروز از معدود ساختمانهای اداری است که از لحاظ معماری و فرم با وظایف ,  این اداره همخوانی دارد . محلی همخوان با معماری سنتی کرمان که در زمان خودش ( حدود ۴۰ سال پیش )تالار و فضای عمومی گردشگری محسوب می شده و حالا محل این سازمان است . اما در روزهای اخیر براساس برنامه تغییر فضا و تحول اداری، طاق های ورودی بسته شده و استخر خالی فضای وسط با خاک پر میگردد . اشتباهی فنی از سوی سازمانی که خود وظیفه حفظ میراث فرهنگی راداشته و ازبین بردن هویت از سوی مرجعی که خود وظیفه هویت سازی رادارد. بر اساس شنیده ها این تصمیم نه از سوی رئیس سازمان ( به دلیل مسافرت )بلکه از طرف معاونتی صورت میگیرد و پیگیری میشود که هیچگونه تخصص و وظیفه ای نداشته وحتی شورای فنی سازمان نیز این تخریب جدی و غیر اصولی را تائید نموده است که امیدمی رود اینگونه باشد و مهاجری در بازگشتش جلوی این بی تدبیری ها را بگیرد…. نکته جالب اینجاست که امروزه میراث کرمان با مشکلات عدیده ای دست و پنجه نرم میکند از جمله نداشتن اعتبارات کافی در اجرای پروژه های خود و حتی مشکل در پرداخت حقوق کارمندان … در این شرایط صرف چنین هزینه های هنگفتی در پر نمودن یک استخر خالی از خاک چه توجیه کارشناسانه ای دارد؟ و ایا هیچ راه حل دیگری در استفاده بهتر از این فضا نبوده ؟تغییر هویت بصری ساختمانی که از معدود مکانهای زیبای این شهر به حساب میآید چه توجیه فنی و اصولی دارد؟ … بقول دوستی که میگفت سالها پیش در یکی از جلسات استان مدیری با اعتماد به نفس فراوان پیشنهاد کاشت یونجه به جای چمن راداده تا هم بهره وری صورت بگیرد و هم چمن که مظهر سرمایه داری هست از دید مردم حذف شود ..کار داشته به جاهای بارک می کشیده و تقریبا همه بزرگان موافق میشدند که جناب محمودی استاندار فقید کرمان با قاطعیت جلوی این فاجعه و تصمیم نابخردانه را گرفته … در هر صورت جناب مهاجری خوب میداند در سازمانی مشغول شده که نتیجه اقداماتش در دید مردم است وامیددارم با آن سابقه اجرایی فرق کار خوب کردن را با خوب کار کردن بداند…

 

 

…. فقط برای قضاوت شما

011

هفتمین گردهمایی راهنمایان گردشگری کشور قرار است طی روزهای آینده ( ۳۰ بهمن تا ۲ اسفند ۹۲ ) در کرمان با حضور بیش از ۷۰۰ راهنمای گردشگری و مسئولین مربوطه از داخل و خارج از کشور برگزار شود …مبارک است . اما آنچه در این پست می آید نه درباره گردهمایی بلکه در مورد مهمترین آیتم تبلیغاتی این برنامه یعنی پوستر آنست که احتمالا به صورت بیل بورد ، پوستر و صدها قلم تبلیغی دیگر در معرض دید میهمانان و مردم قرار می گیرد… قصد قضاوت ندارم و آن را به شما خواننده گرامی واگذار می کنم …اما دو کاری را که می بینیدیکی پوستر گردهمایی است ( سمت راست ) که تائید شده و در فضای مجازی و غیر مجازی در حال انتشار است و دیگری طرحی است ( سمت چپ )که خانم الهه آذرنوش ارائه داده و در یکی دو مورد هم از اینجانب نظر خواهی کرد… اگر چه این کار هم نمی تواند ملاک یک اثر قوی گرافیکی باشد اما از حداقل هایی برخوردار است … حال برایم این سئوال پیش آمده که ملاک تصمیم گیرندگان در پوستر انتخاب شده چه بوده و کدامیک از اصول فنی یا هنری این اثر برایشان جذابیت داشته ..؟بدون شک انتخاب درست یک اثر تبلیغی می تواند سطح سواد بصری و سلیقه برگزار کنندگان یک برنامه را به رخ بکشد .. بماند که این برنامه مربوط به گردشگریست و اساس رونق گردشگری تبلیغات اثر بخش و جذاب است ….

…. این که میگین یعنی چی ؟

IMG_3951

این روزها اگر در سطح شهر کرمان گشتی بزنی با تابلوهایی از سوی سازمان زیبا سازی شهرداری کرمان با عنوانهایی  همچون آلودگی بصری ، زیبایی بصری ، زواید بصری روبرو میشوی و مطمئنم این جماعت به اصطلاح زیبا ساز نه معنای این کلمات را می فهمد و نه کاربردش . قضیه گیر دادن به تابلوهای سر در مغازه ها و اصناف است و یک شکل کردن و سامان دادن به آنها و تا اینجا قضیه کار بسیار خوبی هست . اما اگر همین تابلوی مغازه به تشخیص دوستان جزو آلودگی بصری محسوب شود و قرار بر پائین آوردن آن با پرداخت مبلغی میتواند باز به تشخیص همان دوستان یک زیبایی بصری گردد و سرجایش بماند .

نکته جالب تر خود شهرداری وسازمان زیبا سازی آن است که در طول این سالها به آلودگی بصری این شهر افزوده و هر جا که توانسته پولی گرفته و تابلوی تبلیغاتی نصب کرده از پل های بی استفاده ای که در جای جای این شهر نصب شده تا تابلویی روی آنها نصب گردد تا تابلوهایی که در جوی خیابانهای شفا ، هزار و یکشب ، امام جمعه و… در ازای قطع درختان نصب کرده . احتمالا از نظر این فرهیختگان این موارد جزء آلودگی بصری محسوب نمیشود.نگاهی کنید به میدان طهماسب آباد کرمان که در فضای کوچک خود بیش از ۲۰۰متر مربع بیل بورد تبلیغاتی در خود جای داده. یا پل هوایی سه راه الغدیر و یا پل هوایی میدان آزادی…

از سویی تابلوهای بانک ها ، موسسات مالی و اعتباری و قرض الحسنه ، شهرداری ها و بسیاری از ارگانهای دولتی و برندهای معروف احتمالا آلودگی بصری به بار نمی آورند که همچنان پابرجا هستند و درعوض تابلوی تعدادی کاسب باید شبانه توسط شهرداری از سردر مغازه ها پائین کشیده شوند . و دراصل با دونوع تابلو روبرو هستیم تابلوهای آلوده کننده و تابلوهای غیر آلوده کننده و تشخیص اش به عهده جماعت زیبا ساز است….!

سعی کردم تعاریف کلمات آلودگی بصری ، زواید بصری و… از زبان مدیران سازمان زیبا سازی نیز بشنوم اما تلاشم به جایی نرسید . بخش نظرات این نوشته میتواند جایی باشد برای ارائه نظرات این دوستان و توضیح عملکردشان…

 

به خاطر چند برگه رای بیشتر

میخواستم این متن را در زمان انتخابات منتشر کنم . اما شاید متهم به تخریب میشدم …. با نگاهی به کاندیداهای شورای شهر کرمان ، سوابق و برنامه های آنها و تبلیغاتشان بدون شک این سئوال درذهن هر شهروندی شکل میگیرد که مگر این شورای شهر برای اعضایش چه دارد ؟و یا اگر خوش بینانه فکر کنی پی مببری  چقدر در جامعه ما آدمهای مخلص که آماده خدمت به مردم و شهرشان هستند زیادند. دراین متن با جمع آوری برشور ها و تبلیغات کاندیداها نگاهی کردم به شعارها و برنامه های آنها و پیشاپیش از همه بزرگوارن به خاطر حضورشان در این میدان رقابت نه چندان درست تشکر کرده و این متن را صرفا نگاهی شخصی میدانم اگرچه ممکن است  از نظر بسیاری از خوانندگان درست هم نباشد.

این دوستان تا حالا کجا بوده اند

مشکل ترافیک ، کمبود فضای سبز ، نگهداری و احیاء بافت قدیم ، معضل حمل ونقل عمومی ، طرح های بازیافت زباله ، زشت بودن نماهای شهری ، عدم عدالت در خدمات شهری ، معضل حاشیه نشینی ،  ساخت سازهای غیر اصولی و…. همه از مواردی است که کاندیداهای محترم ار انها به عنوان معضلات شهر کرمان و مدیریت فعلی شهر نام میبرند اما سئوال اساسی اینجاست : این بزرگواران تا حالا کجا بوده اند . فرهیختگانی که ادعا دارند این مشکلات اکنون به معضلات بزرگ شهر کرمان تبدیل شده اند چرا یک شبه به عنوان ناجی پا به میدان گذاشته  و داد بر آورده اند : آی مردم به هوش و به گوش باشید که کرمان از دست رفت .

نشریات محلی شهر در ایام انتخابات پر بود از رپرتاژهای این کاندیداهای محترم که از کمبود امکانات فرهنگی ، ورزشی ، اجتماعی و شهری حرف میزنند و گله میکنند و خواهان پاسخگویی هستند اما همین دوستان در این چند ساله کجا بوده اند …. کدام یک از آنها در این چند ساله نظرات خود را به گوش مردم رسانده اند.اینجاست که این سئوال قوت میگیرد که مگر این شورا برای اعضایش چه دارد؟

تخصص در همه حوزه ها

اگرنگاهی به برنامه های کاندیداهای محترم بیندازید به راحتی متوجه این نکته میشوید که انگار این بزرگواران در همه حوزه ها تخصص دارند و میخواهند اظهار نظر کنند . همه در برنامه های پیشنهادی نکات تقریبا مشابه ای را لیست کرده و برایش برنامه دارند . جالب است که هیچ یک از بزرگواران به محدود بودن تخصص و اطلاعات خود هیچ اشاره ای نکرده و حتی نگفته اند که سعی خواهیم کرد از گروه مشاوران زبده بهره ببریم . نمیدانم  فردی که در طب اسلامی تخصص دارد چگونه میتواند ادعای حل مشکل ترافیک داشته باشد و یا خانمی که زمین شناسی خوانده در مورد حل مشکلات فرهنگی میتواند تئوری ارائه دهد .  بدون شک یکی از مشکلات اصلی شهر ما نیز از این مسئله نشات می گیرد . دایره تنگ مدیرانی که توهم تخصص در همه حوزه ها به آنها دست داده .

 آدم های چند کاره

حکایت ، حکایت یک دست و چند هندوانه است . و شاید شروع مشکل از همینجاست . بسیاری از بزرگواران لیستی از سوابق و مسئولیتهای خود را بیان کرده اند که تعجب میکنی . چندمدیریت همزمان ، حضور در چندین شورا و کمیسیون به میزان لازم ، عضویت و موسس در گروه ، کارگروه ، هیات و… تا دلت بخواهد ، تدریس در چندین مرکز آموزش عالی برای خالی نیودن عریضه ، مشاور چندین مدیر و مدیر کل استان ، و در اخر هم دبیر ، رئیس یا نایب رئیس یکی دو هیات ورزشی … کار ساده ایست . تمام این عناوین و مسئولیتها را به ساعات مفید کاری در هفته تقسیم کنید و ببنید این افراد چقدر در طول هفته را به تفکر ، بالاتر بردن تخصص ، پژوهش های کاری و…حتی به خودشان اختصاص میدهند . شاید یک از دلایل چابک نبودن سیستم اداری در کشور ما همین آدم های چند کاره و هیچ کاره باشند . به راستی این افتخار است ؟

عجب اقدامات بزرگی

فقط به بیان چند هدف و افتخار بزرگ این دوستان اشاره میکنم و تو خود حدیث مفصل بخوان …. کاندیدای محترمی که افتخار حضور در دوره قبل شورا نیز داشته در افتخاراتش از ( نامگذاری پل روگذر فرهنگیان و پل دانش )نام میبرد و یا در جایی دیگراز ( تاکیدبر استفاده پرسنل شهرداری از امکانات ورزشی ) سخن میگوید. وکاندید بزرگوار دیگری در حوزه توجه به بانوان میگوید (بانوان نیمی از جمعیت شهر هستند احداث پارک که مورد استقبال قرار گرفته کار در خور توجهی بود، احداث چنین مجموعه ای در پردیسان قائم و مناطق دیگر می تواند نیاز بانوان منطقه جنوب و شرق کرمان را فراهم کند) و این تمام سهم بانوان شهر است از توجه و برنامه…. و یا یک ائتلاف در یک کلی گویی غیر اصولی از ( ایجاد جاذبه برای جذب سرمایه گذار داخلی و خارجی ) نام می برد، که هر خواننده ای به شعاری بودن این ایده پی میبرد و یا ( ملموس کردن فعالیتهای شورای شهر برای شهروندان )که توسط کاندیدای دیگری مطرح شده و باید ساعتها فکر کی که معنی این جمله چیست ؟

دلسوزی برای مردم شهر فقط برای ۱۰ روز

در این ۱۰ روز به هر چیزی لبخند میزنند . به همه حق میدهند . بیشتر میشنوند تا حرف بزنند . از شنیدن حرف های مردم به فکر عمیق فرو میروند، به همه تلفن ها جواب میدهند،  دردشان خدمت است وهیچ . و پس از این ۱۰ روز اگر اسمشان بیرون آمد یک شبه جوگیر میشوند . وقت ندارم ، خبرنگارها آدم های سمجی میشوند که اعصاب خرد میکنند . برای دیدنم از جلسات ملاقات عمومی شورا وقت بگیرید . من معمولا به شماره های ناشناس جواب نمی دهم و… .

همگی استاد دانشگاه ، همگی متخصص

 به لطف تاسیس دانشگاه آنهم در انواع مختلف ملی ، پیام نور ، آزاد ، علمی و کاربردی ، ضمن خدمت ، انتفاعی ، غیر انتفاعی ، فراگیر و…. در هر شهر و بخش و روستا … بیش از ۸۰ درصد بزرگواران از نظر خود استاد دانشگاه هستند . حال بماند کجا و چگونه استادی ! این هم یکی دیگر از ویژگی های انتخبات شوراست . انگار اگر مدرس دانشگاه نباشی نمیتوانی در رقابت ها حضور پیدا کنی . اما فاجعه آنجاست که بزرگواری لیسانس حقوق دارد خود را حقو قدان ، دیگری مدرک کارشناسی ارشد اقتصاد دارد خود را اقتصاد دان و با مدرک ارشد جامعه شناسی خود را جامعه شناس و…. معرفی می کند . و فقط به این نمونه جالب توجه کنید: آقای …. کارشناس ارشد عمران و صاحب نظر در حوزه های عمران شهری ، ترافیک ، شهرسازی ، معماری ، سازه و…  از استادان برجسته و صاحب نظر استان کرمان … و یا رای ما…..  فوق لیسانس شیمی و متخصص خدمات شهری

به خاطر چند برگه رای بیشتر

… و به خاطر چند برگه رای بیشتر حاضری : کارت هدیه چند هزار تومانی در بین مردم پخش کنی ، هرشب به بخشی از شهروندان شام دهی ، مسابقه ورزشی برگزار کنی و جایزه دهی ، از ایثارگری های پدر ، خانواده ات و سوابق آنها مایه بگذاری ، در محلات شهر حضور پیدا کنی و هزاران قول نشدنی به مردمان ساده و نجیب شهرت بدهی ،  از تابلو راهنمایی رانندگی گرفته تا جدول خیابان ، پل عابر پیاده ، تنه درخت تبلیغ بچسبانی و میلیونها تومان خسارت به شهرت وارد کنی و…و خلاصه از تمامی ظرفیت های یک رقابت سالم استفاده کنی و همه این ها … به خاطر چند برگه رای بیشتر است….

درخت در فضای مجازی

derakht-1آخرین درخت / اثر شهریار رضایی

شاید آخرین روزهای کاری شهردار و شورای شهر کرمان باشد . اما با جدیت فراوان به کار خود ادامه می دهند . انگارمیخواهند نامشان سالها در یاد مردمان این شهر بماند . دوستی با پیامکش از قطع آخرین درختان تنومند خیابان بهمنیار خبر داد برای تعریض خیابان . برای کم کردن جای پیاده روها و راحت کردن حرکت ماشین ها . ساده و بی دردسر برای حل کوتاه مدت یک مسئله مهم . تا جایی که یادم هست مسئله قطع درختان تقریبا موضوع همیشگی عده ای از شهروندان با شهرداری بوده و باز تا جایی که یادم هست شهرداری همیشه بی توجه به این دغدغه همیشگی حتی بخش کوچکی از شهروندان به کارش ادامه داده ، خود را عقل کل دانسته و خیلی وقت ها با بهانه های گاه واهی و دروغ مسئله را رفع رجوع کرده . اعضای شورای شهر هم که بماند بی حال تر از بسیاری از همشهریان محترم و البته با عرض معذرت، بعضی ها …. بی عقل تر.

مسئله چند ساله قطع درختان شهر کرمان را این بار از دنیای مجازی و نظراتی از موافقین و مخالفان که در دوره های مختلف در دنیای وب ثبت شده دنبال کردم. خواندنش خالی از لطف نیست و قضاوتش با شماست. ادامه خواندن “درخت در فضای مجازی”

هفت چین ها ….

Untitled-2هفت چین ها …! چیدمانهای هفت سین که در روزهای نوروز ۹۲ در پارک شورای کرمان به نمایش در آمده .مجموعه ای قابل تامل و تقدیر به جهت فکرش و نه به جهت آثار به نمایش درآمده اش . مجموعه ای که ضمن احترام به تمام سازندگانش فکر میکنم راه خود را گم کرده . عذاب ماهی ها ( البته با نامگذاری من )  حجمی بزرگ و بد قواره که خبر از تلاش بشر میدهد برای تخریب محیط زیستش . طاق نصرتی که ماهی هایی را درون خودمحبوس کرده .ماهی هایی که بی شک در آفتاب سوزان کرمان در زیر این حجم آهنی عذاب میکشند تا ما بگوییم هنرمندیم . مترسک ها ( باز هم با نامگذاری من ) که بیشتر حکایت فرار از انسانها را به نمایش میگذارند تا زیبایی از هفت سین ایرانی . سیاه مشق سین ها ،حجم بدون روح دیگرست که آهن را به بیینده تقدیم میکند . انگار سازنده اش نه از فلسفه نوروز چیزی میداند و نه از هفت سین ، در شهر گم شده در آهن وسیمان، آیا سیاه مشق های سین جز گرفتن نمای سبز پارک پشتش کار دیگری میکند؟ . کار چترها مرا به یاد کارت پستالی نوروزی از سالهای دور می اندازد .کپی ناشیانه ای که البته برای بیننده عامی زیباست و دورنمای خوبیست برای انداختن یک عکس یادگاری . از بلوکهای گچی خوابیده روی زمین و نقاشی روی آن چیزی نفهمیدم . بدون شک قرارگیری نامناسب و وضعیت بیننده نسبت به آن، این کار را حاشیه ای ترین اثر این مجموعه کرده . کار باد نما البته با نامگذاری من اگر چه میتوانست زیبا و قابل توجه باشد سرشار از شتابزدگی و گاه بد سلیقگی در اجراست، اثری که میتوانست متفاوت باشد اما …. . هفت سین کوچک شاید بهترین و لطیف ترین اثر این مجموعه است نه میخواهد خود را از بزرگی به رخ بکشد و نه میخواهد وارونه هدفش را برساند . ساده و صمیمی نمایشی است از هفت سین ایرانی اما متفاوت .

مجموعه هفت سین جدا از مثبت بودن نفس کارش که خود جای تشکر از مسئولین شهرداری و هنرمندان اجرا کننده دارد خبر از جریان اجرای بدون تفکر در چیدمانها میدهد . آثاری که میخواهند به زور آهن و یاری گرفتن از بزرگی خود ( اندازه ) زیبایی را به مخاطب القا کنند از سوی دیگر در کل کارهای اجرا شده نگاهی زیست محیطی به چیدمانها مورد نظر نبوده،به همین جهت اکثر کارهای اجرا شده به غیر از کارهفت سین کوچک همانند وصله های ناجوری به نظر میرسند که به فضای پارک اضافه شده اند، تاریخ مصرف داشته و بعد از زمان نوروز به زباله هایی تبدیل میشوند که باید به جایی انتقال یابند. بدون شک برگزار کنندگان این جشنواره خود واقفند که در اجرای یک اثر محیطی ،مفهوم بسیار فراتر از متریال ، اندازه و … میباشد.

پیشنهاد : چه خوب بود که برگزار کنندگان این جشنواره شناسنامه ای از هر اثر را برای آشنایی بیشتر مخاطبین در کنار چیدمانها نصب می نمودند.

 

شهر … شهر ماست.

IMG_2132

این عکس ابتدای کوچه ۱ از خیابان شفاست در بلوار جمهوری کرمان، کوچه ای که روزانه صدها وسیله نقلیه وارد ش میشوند . کار سختی نیست  ( اگر چه شاید برای ما کرمانی ها کار سختی محسوب شود )  میتوانید  به سر این کوچه و تمام کوچه های این خیابان ، خیابان هزارو یکشب و خیابان امام جمعه سری بزنید و نگاهی به محل نصب تابلوهای تبیلغاتی کنید .

امروز (۱۲ /۱۱ /۹۰ ) حین اتفاق متوجه موتور سیکلت سوار بخت برگشته ای شدم که در حال پیچیدن داخل کوچه . تابلو تبلیغاتی دیدش را گرفته بود . کنترلش را از دست داد و زمین خورد . شلوارش پاره شد . وسایلش زمین ریخت و…. اگر چه این موتور سوار خوش شانس درحرف هایش به روح خیلی ها درود فرستاد…! اما بدبخت نمی دانست که مقصر نه او بلکه محل نصب این تابلوهاست و احتمالا اگر هم پیگیری میکرد در یک کار کارشناسانه  خطای انسانی وسیله نقلیه و سرعت بیش از حد مجاز او مقصر شناخته میشد و نه شهرداری و نه راهنمایی رانندگی  تقصیری در این تصادف نداشته اند.

شهر ماست ، شبانه تابلوهای سر در مغازه های مردم را به بهانه زشت کردن نمای شهری پایئن می آوریم اما به خود اجازه می دهیم بدون هیچ کار کارشناسی درختان را یکنیم و تابلوی تبلیغاتی بکاریم . محل نصب این تابلوهای تبلیغاتی مسلما در آینده نزدیک وقایعی را به بار می آورد .مانند آنچه که در برخورد یک ماشین با پایه تلویزیون شهری چهارراه فرهنگیان به بار آورد اما هیچ مقام مسئولی نمی پذیرد که محل نصب این تابلوها خطر ساز است ومقصر مانند همیشه رانندگانند . مسلما آنموقع هم شهردار محترم مصاحبه ای مطبوعاتی را تشکیل داده و هدف خود را از نصب این سازه ها ساختن کرمان در خور نام بلندش عنوان می کند و اینکه شهروندان باید بیشتر مواظب باشند .

لطفا به عنوان یک شهروند امتحان کنید . خواهید دید این سازه های تبلیغاتی تمام میدان دید افراد را گرفته ، اماکو گوش شنوا . به قول دوستی که می گفت در کرمان قدم که میزنی می فهمی اداره شهر به دست آدمهای دانایی نیست …. 

آقای خوش فکر شهر ما…

ja-2

آدمهای خاصی که کم پیدا میشوند در هر جامعه ای هستند . می آیند . می روند و بعدها خاطره ای از خود به جا میگذارند . اما در همان مدت حضورشان کاری میکنند که هیچوقت از ذهنها پاک نمی شوند . چه خوب ،چه بد . در جامعه ما نیز این روزها از این آدمها فراوانند . اما متاسفانه از نوع بدش بیشتر میبینی . کاری به سیاسیون ندارم .من آدماهایی را در همین شهر خودم می بینم که از نظر خودشان بسیار خوش فکرند. بسیار… یادتان هست چند سال پیش همین خوش فکرها مجسمه برنزی خواجوی کرمانی را رنگ مشکی کردند آن هم با افتخار بسیار . حالا این دوست خوش فکر ما گیر داده به گنبد جبلیه و خواسته خوش ذوقیش را آنجا نشان شهروندان بدهد .  آنچه را که در عکس می بینید حجم نهنگی شاد است که از روی کله اش آب فواره میکند به همراه تعدادی قو که  در محوطه تاریخی گنید جبلیه تنها به فاصله ۱۰۰ متری آن ایجاد شده . حالا دلیل این انتخاب چیست باید از جناب اقای خوش فکر بپرسیم… اما باید از این آدمها خوب استفاده کرد و به سادگی نگذاریم ایده هایشان را با خود ببرند . پیشنهاد می کنم این دوست خوش فکرمان پروژه ای استانی را شروع کند . میدان گنجعلیخان ، چهار سو ابراهیم خان ، میدان ارگ که حوض هم دارند پس کار ساده تر میشود.ارگ بم ، ارگ راین و روستای تاریخی میمند هم آنقدر بزرگ هستند که میشود چند تایی از این نمونه ها را در آنجا ایجاد کرد. یک پیشنهاد هم دارم که مطمئنم به فکر خود آقای خوش فکر رسیده و آن استفاده از حیوانات متنوع است چون . دلفین . تمساح . فیل ، میمون ، زرافه  ، گوره خر، …. و حتی خر ….پس شروع کنید آقای خوش فکر.

از گنبد جبیله بیشتر بدانید:در منتهى الیه شرقى کرمان گنبد بزرگ عجیبى از سنگ و گچ قرار دارد که از جهات مختلف مورد توجه مردم کرمان و گردشگران قرار گرفته است. بناى گنبد جبلیه هشت ضلعى است که به ترتیب به ۱۶ و ۲۳ ضلع تبدیل مى شود. در هشت طرف آن هشت در به عرض ۲متر قرار گرفته که اخیرا براى مستحکم ساختن بنا و جلوگیرى از تخریب آن درگاهها را با سنگ مسدود کرده اند و فقط یکى را باز گذاشته اند. سقف گنبد مدور و جرزهاى آن بدون شالوده، روى خاک رس و زمین بکر بنا گردیده و اطراف آن را قبرستان شهر کرمان فرا گرفته است. مصالح به کار رفته در دیوار ها با سنگ لاشه است سقف گنبد آجرى یک پوشه و ملات پوشش سقف گچ و ضخامت آن از پا گرد با سه آجر شروع در تیزى آن به یک آجر ختم مى شود. اندود داخل گنبد گچ ساده بوده که در تیزى قوس ها و در بالاى در گاه هاى داخلى داراى تزئینات ساده است. که در اصطلاح قاشقک نامیده مى شود. در بالاى بنا نورگیرهایى تعبیه شده ارتفاع بنا حدود ۲۰ متر و قطر داخلى آن حدود ۱۱متر است عرض پى آن در پایه به ۳ متر مى رسد. ایرانیان معتقدند که این محل مقبره یکى از زرتشتیان بوده و برخى نیز عقیده دارند که مزار سید محمد تباشیرى است. ولى نسبت اخیر را در بعضى نقاط تکذیب مى کنند. برخى این گنبد را متعلق به سلجوقیان مى دانند. «جبلى» تحریف یافته کلمه «گبرى» است و برطبق قواعد اشتقاقهاى فارسى «گ» به «ج» بدل شده است قدمت این گنبد را از این کلمه که آن را گنبد «گبر» نیز گفته اند مى توان حدس زد که شاید مربوط به پیش از اسلام باشد و از بناهاى زرتشتى و گبرى است گرچه استیل آن با استیل آتشکده تطابق ندارد. از سبک معمارى آن نیز استنباط مى شود بناى مذکور مربوط به اواخر دوره ساسانى مى باشد که اوائل اسلام تعمیر و مرمت شده است و یا اینکه در اوائل اسلام با الهام از معمارى ساسانى بنا گردیده است. مطابق روایت دیگرى قبر دانیال حکیم، مشهور به پیرمراد، در این مکان بوده و در داخل آن نیز بت هایى قرار داشته است. به طورى که نقل مى کنند، سال ها پیش گنج عظیمى در دل این گنبد بوده است. از روایات محلى کرمان چنین بر مى آید که سال ها پیش در یکى از زاویه هاى این گنبد، سنگ گورى وجود داشته که مردم کرمان به آن علاقه داشتند و بر سر این مقبره نذر مى دادند و شمع و کندر دود مى کردند و نقل است که این سنگ در سیل مهیب کرمان در سال ۱۳۳۳ شمسى از میان رفته است. در عین حال، مردم کرمان به این نظریه نیز اعتقاد دارند که ملات این بنا با شیر شتر ساخته شده و همین امر را علت استحکام این بنا مى دانند. گنبد جبلیه کرمان که در سال ۱۳۱۶ شمسى به ثبت آثار ملى رسیده، و در سال ۱۳۸۳ پس از مرمت به گنجینه جبلیه (کتیبه هاى تاریخى) تبدیل شد. از کتیبه هاى موجود در این گنجینه مى توان به کتیبه مسجد آبدر اشکان را بر، کوچک ترین سنگ قبر کشف شده در استان کرمان به ابعاد ۲۲*۲۶ سانتى متر، وقفنامه سنگى آتشکده قناتغستان و سنگ قبر میرزا آقاخان کرمانى اشاره کرد.